مشهد مقدس، از دریچه انتصابات رهبر شهید انقلاب اسلامی

  • کد خبر: ۴۲۹۲۰۹
  • ۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۱
مشهد مقدس، از دریچه انتصابات رهبر شهید انقلاب اسلامی
احکام سه گانه قائد شهید برای ۳ منصوب خود در خراسان رضوی، تصویری واحد از مشهد به عنوان پایگاه تمدن سازی اسلامی و پناهگاه محرومان ترسیم می‌کند.
فاطمه رافع
خبرنگار فاطمه رافع

به گزارش شهرآرانیوز؛ مشهد این روزها، در آستانه وداعی سنگین ایستاده است؛ وداع با پیکر مطهر رهبری که ۳۷ سال، سایه هدایتش بر سر این سرزمین گسترده بود؛ بزرگ مردی که در طول این سال ها، سه بار قلم به دست گرفت و برای دیار خراسان، حکم انتصاب نوشت؛ یک بار برای امامت جمعه مشهد و دو بار برای تولیت آستان قدس رضوی. این سه حکم، اگرچه خطاب به سه شخص با سه ویژگی متفاوت است، می‌توان آن را به نوعی نقشه راه ذهنی رهبر شهیدمان برای خطه خورشید دانست.

آنچه در این احکام جلب توجه می‌کند، وسعت نگاه ایشان است. مشهد برای ایشان فقط یک شهر مذهبی نبود که کارش زیارت و دعا باشد؛ مشهد یک «فرصت کم نظیر» بود، یک «ظرفیت عظیم» برای اثرگذاری در جهان اسلام، یک «گنجینه» از هنر و معماری و از همه مهم تر، «قبله دل‌های مؤمنان در همه اقطار.» ایشان البته در این احکام، دغدغه هایشان را هم پنهان نکرده بودند. نگران بودند از اینکه مبادا زائر و مجاور بارگاه منور امام هشتم (ع)، در هیاهوی توسعه حرم گم شوند. نگران بودند از اینکه بنگاه‌های اقتصادی آستان، از انضباط قانونی خارج شوند و حتی نگران از اینکه آستان قدس رضوی، از حوزه علمیه و مدیریت دولتی و سایر نهاد‌های تأثیرگذار فاصله بگیرد. 

تصویر مطلوب ایشان از مشهد را می‌توان این گونه دانست؛ شهری که قرار است هویت ایرانی اسلامی خود را حفظ کند، درعین حال که به روز جهان است، به زائر و مجاورش نیز خدمت کند؛ قدرت اقتصادی داشته باشد و درنهایت، همچنان «شهر شهادت» بماند، با همان مردمی که ایشان این گونه وصفشان کرده بودند: «مؤمن و انقلابی و مهربان و پرافتخار.»

۳ حکم؛ ۳ منصوب

پیش از آنکه به سراغ سرفصل‌ها و دغدغه‌های قائد شهید امت در این احکام برویم، بد نیست نگاهی به خود آن‌ها بیندازیم. نخستین حکم، در فروردین سال۱۳۸۴ صادر شد؛ وقتی رهبر شهید، آیت ا... سیداحمد علم الهدی را به امامت جمعه مشهد منصوب کردند؛ حکمی که در آن، از «شهر یگانه و استثنایی» گفتند و از مردمی که وصفشان را «مؤمن و انقلابی و مهربان و پرافتخار» نوشتند.

۱۱ سال بعد، در اسفند۱۳۹۴، نوبت به تولیت آستان قدس رسید. این بار با خطاب قرار دادن شهید آیت ا... سیدابراهیم رئیسی که او را «نشئت یافته آن دیار پربرکت» و «کارآزموده در مدیریت‌های کلان» خواندند و حدود سه سال پس از آن، در فروردین۱۳۹۸، حکم سوم صادر شد؛ این بار برای آیت‌ا... احمد مروی که او را «پرورش یافته این دیار» نامیدند و توصیه‌های تازه‌ای را بر نکات پیشین افزودند. این سه حکم اگرچه برای سه منصوب ایشان و در سه مقطع زمانی متفاوت صادر شده، در دل همه آن ها، یک تصویر واحد از مشهد مطلوب، نقش بسته است.

مأموریتی تمام وقت

درمیان توصیه‌هایی که رهبر شهید در احکام سه منصوب خود، تکرار و تأکید کرده‌اند، فراخوانی برای به میدان آمدن با تمام وجود، پیش از همه به چشم می‌خورد. ایشان در حکم شهید آیت ا... رئیسی، به صراحت می‌گویند: «همه توش وتوان خود را مصروف آن سازید.» و در حکم تولیت کنونی آستان قدس رضوی نیز، همین عبارت را با همان صراحت، تکرار می‌کنند.

همچنین در حکم امام جمعه هرچند با بیانی دیگر، از «عرصه وسیعی از تلاش دینی و علمی و اجتماعی و سیاسی» سخن می‌رود که دربرابر منصوب ایشان، گشوده شده است. گویی می‌خواستند بگویند اینجا کار نیست، کارزار است؛ جایی که باید از هر آنچه داری، مایه بگذاری و با همه وجود، پای کار باشی. تولیت آستان قدس رضوی و امامت جمعه خراسان رضوی، در نگاه ایشان، یک تکلیف تمام وقت بود که هیچ بهانه‌ای برای کم فروشی در آن راه نداشت.

توصیه اکید به خدمت

یکی از سرفصل‌های مشترکی که در این احکام به چشم می‌خورد، موضوع خدمت به زائران است. رهبر شهیدمان در هر دو حکم تولیت آستان قدس رضوی، این موضوع را در صدر توصیه‌های خود قرار دادند. در حکم شهید رئیسی، باصراحت تمام می‌گویند: «خدمت به زائران آن بارگاه مقدس را از رئوس برنامه‌های خود قرار دهید.» و بلافاصله در بند بعد، مجاوران را نیز به آن اضافه می‌کنند.

در حکم آیت‌ا... مروی هم، با ارجاع مستقیم به همان بندها، این تکلیف را دوباره یادآوری می‌کنند. اما آنچه این تأکید را از یک توصیه تشریفاتی فراتر می‌برد، قیدی است که تقریبا در هر دو حکم تولیت، همراه دو واژه زائر و مجاور آمده است؛ «به ویژه ضعفا و نیازمندان»، «به ویژه مستمندان و مستضعفان.»

 این تکرار واژه «ضعفا» درکنار «زائر»، نشان می‌دهد که نگاه رهبر شهیدمان به خدمت، نگاهی عدالت خواهانه و از جنس محرومیت زدایی بوده است، از همین روست که در حکم امام جمعه که ماهیتا حکمی فرهنگی و گفتمانی است، خبری از این تأکید نیست؛ زائر آنجا «پرشور و مشتاق» است، نه «ضعیف و نیازمند».

اما در احکام دو تولیت که با سفره و رفاه و اقتصاد زائر گره خورده است، این تأکید، حکایت از نگاه عمیق ایشان به کارکرد‌های اجتماعی حرم دارد. گویی امام شهیدمان می‌خواستند بگویند حرم امام هشتم (ع)، پیش از آنکه یک پایگاه تشریفاتی و مذهبی برای خواص باشد، پناهگاه فقراست؛ حرمی که سفره اش باید اول برای گرسنه‌ترین‌ها پهن شود.

معنویت؛ سرمایه بی بدیل مشهد

تأکید دیگری که در هر سه حکم تکرار شده، بهره مندی از روحانیت و معنویت حضرت امام رضا (ع) است. در حکم شهید رئیسی، حضرت آقا خدمت در آستان قدس رضوی را «زمینه بهره مندی از روحانیت آن خورشید فروزان و تقرب به ساحت ولایت» می‌دانند و از تولیت منصوب می‌خواهند که سرمایه‌های معنوی خود را در پرتو این خدمت، افزایش دهد.

در حکم تولیت کنونی هم، بر «بهره مندی از روحانیت این خورشید فروزان» تأکید می‌کنند. همچنین در حکم امام جمعه با اشاره به «جوار آستان حضرت» و «توجهات حضرت بقیه ا... (عج)»، این نگاه را به شکلی دیگر بازتاب می‌دهند. این تأکید را شاید بتوان حاکی از آن دانست که رهبر شهید، می‌خواستند منصوبانشان در مشهد و خراسان رضوی پیش از هر چیز، دلبسته و عاشق حضرت رضا (ع) باشند. برای ایشان، معنویت و روحانیت این مضجع شریف، سرمایه‌ای بود که باید در دل منصوبان ایشان، جاری و ساری می‌شد.

پایگاه صادرات اندیشه فرهنگی

درکنار تأکید بر خدمت به زائر، نکته دیگری که در هر سه حکم، با زبانی متفاوت، اما به یک اندازه جدی، تکرار شده، ظرفیت فرهنگی عظیم مشهد و آستان قدس رضوی است. رهبر شهید در حکم شهید رئیسی، به صراحت می‌گویند: «آستان قدس ظرفیت فرهنگی عظیمی است که می‌تواند در فضای عمومی کشور و جهان اسلام، اثرگذاری کند» و بر ترویج معارف قرآنی و مکتب اهل بیت (ع) تأکید می‌کنند.

در حکم آیت‌ا... مروی نیز، با ارجاع به همین بند، این توصیه را دوباره یادآوری می‌کنند. در حکم آیت ا... علم الهدی، البته با زبانی متفاوت، از «عرصه وسیعی از تلاش دینی و علمی و اجتماعی و سیاسی» سخن می‌گویند که پیش روی امام جمعه منصوب ایشان قرار دارد.

این تأکید هم زمان در هر سه حکم، نشان می‌دهد که رهبر شهید، مشهد را فقط یک مقصد زیارتی نمی‌دیدند، بلکه آن را یک پایگاه برای صادرات فرهنگی به جهان اسلام می‌دانستند. ایشان می‌خواستند حرم مطهر رضوی، فراتر از دیوارهایش، پیام آور مکتب اهل بیت (ع) برای سراسر جهان باشد.

حراست از گنجینه‌های تاریخی حرم

تأکید بعدی که در حکم تولیت فقید شهید و نیز تولیت فعلی، باصراحت تمام آمده است، موضوع نگهداری از بنا‌ها و گنجینه‌های تاریخی حرم است. رهبر شهید در حکم آیت ا... رئیسی، فضا‌ها و بنا‌های آستان قدس را «گنجینه‌ای منحصر‌به‌فرد از هنر معماری اسلامی» و «موزه‌ای عظیم» می‌نامند و بر «نگهداری و نگهبانی» از آن تأکید می‌کنند.

در حکم آیت‌ا... مروی هم، با ارجاع به همین بند، «خطاطی و تزیین» را نیز به این گنجینه اضافه می‌کنند. نیز در حکم امام جمعه، هرچند تلویحی، با اشاره به «آستان بلند رضوی که قبله دل‌های مؤمنان است»، بر عظمت و قداست این بنا‌ها صحه می‌گذارند. این تأکید را شاید بتوان هشداری غیرمستقیم به همه آن‌هایی دانست که به نام توسعه و نوسازی، اقداماتشان ممکن است هویت تاریخی حرم رضوی را خدشه دار کند.

مجموعه فضا‌ها و بنا‌های آستان قدس امام رضا (ع) برای رهبر شهید، گنجینه‌ای از هنر معماری اسلامی و ظرایف و لطایف علمی و هنری پرمضمون ملت ایران بوده است که باید نگهداری شود و به دست آیندگان برسد.

صیانت از موقوفات

مقوله حفاظت از موقوفات و بهره گیری بهینه از آن ها، تأکید صریح دیگری است که ایشان، منصوبان خود را در آستان قدس رضوی به آن توصیه کرده‌اند. رهبر شهید در حکم آیت ا... رئیسی، بر این نکته تأکید می‌کنند که موقوفات باید «در مصارف خود» هزینه شوند و «تهیدستانِ نقاطی از کشور که آن موقوفات در آن قرار دارند» را بهره‌مند سازند.

در حکم آیت‌ا... مروی هم، با ارجاع به این بند، بر «حفاظت از موقوفات گسترده و غنی» تأکید دوباره می‌کنند. این تأکید را می‌توان نوعی هشدار تلقی کرد که مبادا موقوفات که امانتی به جامانده از نیت واقفان است، به نفع یک منطقه خاص یا به تشخیص سلیقه‌ای متولیان هزینه شود.

رهبر شهید به صراحت می‌گویند که موقوفات، سرمایه‌ای ملی و فرامنطقه‌ای است و باید دقیقا مطابق با نیت واقفان و در همان نقطه‌ای که وقف شده است، به مصرف برسد. این نگاه، نشان از عدالت محوری ایشان دارد؛ اینکه هر روستا و شهری که وقفی در آن جریان دارد، حق دارد از برکات آن بهره‌مند شود.

تأکید بر انضباط اقتصادی در آستان قدس رضوی

نکته دیگری که در حکم هر دو تولیت، صریح و شفاف تکرار شده است، مسئله سامان دهی بنگاه‌های اقتصادی آستان قدس رضوی و انضباط قانونی آن ‎هاست. رهبر شهید در حکم تولیت شهیدرئیسی، خطاب به او می‌گویند: «سامان بخشیدن به بنگاه‌های اقتصادی و خدماتی آستان قدس رضوی و انضباط قانونی آن‌ها باید همواره مدنظر بوده، از آن غفلت نشود.» در حکم تولیت کنونی هم، با ارجاع مستقیم به همین بند، بار دیگر آن را یادآوری می‌کنند.

انگار ایشان به خوبی می‌دانستند که آستان قدس رضوی با انبوه موقوفات و املاک گسترده، یک مجموعه مالی عظیم است و هرگونه سهل انگاری در مدیریت آن، می‌تواند تبعات جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد، از همین روست که با تکرار این توصیه، مرز‌های روشنی برای منصوبان خود در این آستان مقدس ترسیم می‌کنند؛ اینکه نظم و شفافیت و قانون مداری، اصول جدایی ناپذیر این نهاد است و نباید به اسم خدمت، از این اصول عبور کرد.

تعامل با همه

یکی از توصیه‌های مهمی که رهبر شهید در احکام خود، به منصوبانشان گوشزد کرده‌اند، موضوع همکاری و تعامل با همه نهاد‌ها و مجموعه‌های تأثیرگذار است. این توصیه، در حکم آیت ا... علم الهدی، با اشاره به «حوزه علمیه‌ای کهن» و «جامعه دانشگاهی گسترده» و لزوم تلاش در «عرصه اجتماعی و سیاسی»، به شکل تلویحی مطرح شده است.

در حکم آیت‌ا... مروی هم این دغدغه باصراحت تمام، در سه بند جداگانه تکرار می‌شود: «همکاری با حوزه علمیه و روحانیت»، «همکاری با مدیریت‌های دولتی و کمک به آنان» و «بهره گیری از کارشناسان متدین و انقلابی.»

این تأکید سه گانه، نشان می‌دهد که ایشان هماهنگی نهادی را بستر لازم برای تحقق همه توصیه‌های دیگر می‌دانستند؛ اینکه از این مسیر می‌شود به زائر و مجاور خدمت کرد، از ظرفیت فرهنگی بهره گرفت یا موقوفات را به درستی مدیریت کرد و اگر میان نهاد‌های متولی هماهنگی نباشد، این راه هرگز به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.

پیش شرط بومی بودن

نکته دیگری که در این سه حکم، نظر‌ها را جلب می‌کند، یک تأکید مکرر است؛ تأکید بر اینکه منصوب، «زاده همین دیار» باشد. رهبر شهیدمان در حکم آیت ا... علم الهدی، او را «یادگار یکی از برجسته‌ترین خاندان‌های علمی این شهر» می‌خوانند. در حکم آیت ا... شهید رئیسی، تصریح می‌کنند که او «نشئت یافته آن دیار پربرکت» است. برای آیت‌ا... مروی نیز این ویژگی را دو بار تکرار می‌کنند؛ یک بار «پرورش یافته این دیار» و یک بار «نشئت گرفته از این دیار» و این تکرار، تصادفی نیست.

ایشان، با این تأکید پیاپی، یک پیام روشن می‌دهند: مدیریت مشهد را نمی‌توان به دست «غریبه» سپرد؛ کسی که در این شهر ریشه ندارد، نه حرم را می‌شناسد، نه مردم مشهد را و نه گره ‎های فرهنگی و اجتماعی اش را. این را می‌توان نوعی بی اعتمادی ساختاری به مدیران وارداتی پایتخت نشین دانست؛ مدیرانی که ممکن است کارنامه درخشان ملی داشته باشند، اما شاید درک درستی از مشهد و جایگاه و البته چالش هایش نداشته باشند.

برای رهبر شهید، «بومی بودن» یک امتیاز تشریفاتی نبود؛ یک شرط اساسی بود برای درک عمق مسئولیت. ایشان می‌خواستند متولی حرم امام هشتم (ع)، پیش از هر چیز، دلبسته آن باشد، عاشق آن و از کودکی، عطر ضریح را تنفس کرده باشد؛ چون فقط چنین کسی است که می‌داند زائر مشهدی دیروز با زائر امروز چه تفاوتی دارد و حرم را نه یک «پست»، بلکه یک «عهد» می‌بیند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.