گروه ورزش|شهرآرانیوز، تصمیم فدراسیون فوتبال در مجاب کردن مس رفسنجان به برگزاری بازی پلی آف مقابل صنعت نفت آبادان بیش از هر زمان دیگری به محل بحث و اعتراض تبدیل شده است.
پرسش اساسی و مهم این است که اگر قرار برمحاسبه جدول بعد از توقف بازیها که حاصل جنگ تحمیلی علیه ایران بود، چرا فقط بالای جدول از این تصمیم بهره برد و تیم مس رفسنجان مجبور به برگزاری بازی پلی آف شد؟!
اعتراض مس رفسنجان و حاضر نشدن در بازی پلی آف مقابل صنعت نفت آبادان دقیقا از همین نقطه نشات گرفته است.
اعتراضی که تنها به حضور در پلی آف محدود نیست، بلکه به نوع برخورد متفاوت با دو تیم انتهای جدول بازمی گردد.
مسئولان تیم مس رفسنجان معتقدند وقتی فدراسیون فوتبال بارها اعلام کرده جدول پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران فریز شده و همان رتبهها و امتیازات ملاک تصمیم گیری قرار گرفته، دیگر نمیتوان برای یک بخش از جدول قانون دیگری نوشت.
اگر جدول فریز شده، باید همه جای آن فریز شده باشد. نمیشود برای تعیین قهرمان، سهمیه آسیایی و سقوط یا بقا، هر بار برداشت متفاوتی از یک جدول واحد ارائه داد.
سوال اصلی رفسنجانی این است که چرا ذوب آهن که در رده پانزدهم جدول قرار داشت، بدون هیچ، اما و اگری در لیگ برتر ماند و مس رفسنجان مجبور شد برای بقا راهی مسابقه پلی آف شود.
اگر ملاک تعداد بازیهای کمتر ذوب آهن بوده، چرا این موضوع به صورت شفاف و مستند برای افکار عمومی توضیح داده نشده یا راهکاری برای به تساوی رسیدن بازیها اندیشه نشده است؟!
همین ابهامات باعث شد مسئولان باشگاه مس رفسنجان نه تنها در مسابقه پلی آف حاضر نشوند، بلکه پیش از آن نیز اعتراض خود را به دادگاه عالی ورزش ببرند.
حال اینکه چه تصمیمی در خصوص این ماجرا گرفته شود و اینکه دوگانگی در تصمیم گیریها برای فدراسیون فوتبال دردسرساز شود و حتی لیگ بعد ممکن است زیر سوال برود، خود مسئلهای است که تصمیم سازان در فدراسیون فوتبال باید به خوبی از ترکشهای این تصمیمات آگاه باشند و خود را آماده هر نوع اتفاقی کنند.
این پرونده البته تنها نمونه تصمیمهای بحث برانگیز فوتبال ایران در هفتههای اخیر نیست.
ماجرای پلی آف سهمیه آسیایی نیز به اندازه کافی حاشیه ساز بود.
مسابقاتی که میان پرسپولیس، چادرملو و گل گهر برگزار شد و چادرملو هر دو دیدار خود را با پیروزی پشت سر گذاشت و تصور میکرد سهمیه آسیایی را به دست آورده است، از اساس نباید برگزار میشد.
حتی در همان روز بازی چادرملو با پرسپولیس خبرهایی منتشر شد که نام گل گهر از قبل برای حضور در رقابتهای آسیایی به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال شده و نتیجه این دو مسابقه عملا تاثیری در سرنوشت سهمیه نخواهد داشت.
در نهایت نیز همان اتفاق رخ داد. گل گهر در فهرست نهایی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار گرفت و نتایج مسابقات پلی آف هیچ تغییری در این تصمیم ایجاد نکرد.
حالا این سوال مطرح میشود که اگر نتیجه این مسابقات قرار نبود تاثیری داشته باشد، اساسا برگزاری آنها با چه هدفی انجام شد؟
آیا این مسابقات تنها برای پر کردن تقویم برگزار شدند یا قرار بود تصمیمی از پیش گرفته شده را با ظاهری رقابتی همراه کنند.
این اتفاق اعتراض شدید باشگاه چادرملو را نیز به دنبال داشت. تیمی که وارد زمین شد، هزینه کرد، مسابقه داد و پیروز شد حتی یکی از بازیکنانش در آن بازیها با مصدومیت شدید پارگی رباط مواجه شد، اما در پایان هیچ دستاوردی نصیبش نشد.
طبیعی است که چنین شرایطی نه تنها باشگاه ها، بلکه افکار عمومی را نیز نسبت به روند تصمیم گیریها بدبین کند.
در کنار این دو پرونده، ماجرای معرفی نکردن قهرمان نیز بر حجم ابهامها افزوده است.
اگر جدول فریز شده ملاک نهایی بوده، چرا تیم صدرنشین همان جدول به عنوان قهرمان معرفی نشد و جام را دریافت نکرد؟
اگر قرار بوده جدول رسمیت داشته باشد، این رسمیت باید در همه بخشها دیده میشد. نمیتوان یک جدول را همزمان معتبر و نامعتبر دانست.
مجموعه این تصمیمها تصویری از یک مدیریت لحظهای کاملا ناکارآمد را در فدراسیون فوتبال به رخ میکشد.
از پلی آف بی اثر سهمیه آسیایی گرفته تا برخورد متفاوت با تیمهای انتهای جدول، همه و همه این احساس را ایجاد کرده که معیارهای مشخصی برای تصمیم گیری وجود ندارد و یا دست کم افراد کنونی قادر به حل مسئله در شرایط بحرانی نیستند.
اکنون فدراسیون فوتبال با شکایت مس رفسنجان در دادگاه عالی ورزش روبه رو است. در سوی دیگر، چادرملو همچنان نسبت به تضییع حق خود معترض است.
این پروندهها شاید در نهایت با یک رأی حقوقی بسته شوند، اما پرسشهای اصلی اینجا است که چرا تصمیمهای یکسان درباره موضوعهای مشابه گرفته نشده است؟
سوال آخر: چرا قانون برای همه به یک شکل اجرا نشده است؟ و چرا مسئولانی که باید حافظ عدالت مسابقات باشد، خود به مهمترین منبع ایجاد ابهام و اعتراض تبدیل شدهاند؟