بازیگر «زنده‌شور»: سینمایی که به معنای واقعی کلمه از دل مردم برخیزد، کم داریم

  • کد خبر: ۴۳۵۰۶۴
  • ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۳
بازیگر «زنده‌شور»: سینمایی که به معنای واقعی کلمه از دل مردم برخیزد، کم داریم
بهرام ابراهیمی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون و تئاتر می‌گوید: ما کارگردانانی که به سینمای سیاسی می‌پردازند، کم نداریم، اما سینمایی که به معنای واقعی کلمه از دل مردم برخیزد و با زندگی و دغدغه‌های آنها پیوند داشته باشد، همواره کمتر داشته‌ایم.
مریم ضیغمی
خبرنگار مریم ضیغمی

بهرام ابراهیمی، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون و از استادان شناخته‌شده بازیگری و فن بیان، این روزها با فیلم «زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی روی پرده سینماها حضور دارد؛ فیلمی تلخ و پرتنش با محوریت موضوع قصاص.

شهرآرانیوز به همین بهانه با بهرام ابراهیمی درباره نقش‌آفرینی‌اش در این فیلم، نگاهش به بازیگری و وضعیت سینمای اجتماعی ایران گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

بازیگر «زنده‌شور»: سینمایی که به معنای واقعی کلمه از دل مردم برخیزد


شما علاوه بر تسلط آکادمیک بر فن بیان، در انتقال ظرافت‌ها و لرزش‌های درونی شخصیت‌ها نیز توانایی ویژه‌ای دارید؛ ویژگی‌ای که به‌خصوص در ایفای نقش‌های تلخ و پیچیده بیش از پیش نمود پیدا می‌کند. چه شد که برای بازی در فیلم «زنده‌شور» با موضوع چالش‌برانگیز «قصاص» و فضای پرتنش آن، این نقش را پذیرفتید؟

من و فرید سجادی حسینی نقش دو برادر را بازی می‌کنیم که خواهان قصاص نوه خود هستند. پیش از این فیلم‌های «بی‌بدن» و «علفزار» ساخته کاظم دانشی را دیده بودم. او با وجود اینکه فیلمساز جوانی است، شناخت بسیار خوبی از سینما و به‌ویژه از ظرایف عاطفی طبقه متوسط جامعه دارد. معمولاً این قشر از خانواده‌ها درگیر چنین ماجراهایی می‌شوند و او به‌خوبی می‌تواند این فضا و احساسات را به تصویر بکشد.

اتفاقاً موضوع قصاص در سال‌های اخیر با دقت و تأمل بیشتری دنبال می‌شود. از نظر قانونی، به‌ویژه در قصاص نفس، فرصت‌هایی در نظر گرفته می‌شود تا خانواده اولیای دم از التهاب اولیه فاصله بگیرند و اگر تمایل داشتند، به گذشت برسند. قانون باید اجرا شود، اما در کنار آن، سازوکارهایی نیز برای بخشش پیش‌بینی شده است؛ از جمله پرداخت دیه، اگر خانواده به‌جای گرفتن جان فرد، آن را بپذیرد. به نظرم این موضوع، سوژه‌ای پیچیده و مهم است و کاظم دانشی نیز اشراف خوبی بر آن دارد. بیشتر گفت‌وگوهای من با کاظم دانشی درباره کلیت اثر و قواعد حاکم بر آن بود. مطمئنم که این فیلم از یک پشتوانه اجتماعی روشن و نمونه‌های واقعی بهره می‌برد. البته نمی‌گویم تمام داستان عین واقعیت است، اما احساس می‌کنم بخش‌هایی از آن از دل پرونده‌های واقعی دادگستری الهام گرفته شده است.

این را هم بگویم که سه، چهار سال پیش در نمایش «الف مثله عبد» به کارگردانی آرش دادگر بازی کردم؛ نمایشی که درباره قتلی عجیب و غیرمعمول بود و از این نظر، با چنین فضا و موضوعی بیگانه نبودم. به همین دلیل، وقتی کاظم دانشی و گروه حرفه‌ای و توانمندش پیشنهاد بازی در «زنده‌شور» را مطرح کردند و فیلمنامه را برایم فرستادند، با وجود کوتاه بودن نقش، بی‌درنگ آن را پذیرفتم. ضمن اینکه هم‌بازی شدن با فرید سجادی حسینی همیشه برایم جذاب بوده است. او علاوه بر بازیگری، شاعر بسیار توانایی نیز هست.

اشاره کردید که این فیلم تلاش می‌کند از کلیشه‌های رایج درباره قصاص و رضایت اولیای دم فاصله بگیرد. برای نزدیک شدن به این شخصیت و پرهیز از افتادن در دام این کلیشه‌ها، از چه لایه‌های روان‌شناختی در بازی خود بهره گرفتید؟ چطور تلاش کردید مخاطب، مفهوم بخشش و پیچیدگی‌های احساسی آن را از خلال شخصیت شما درک کند؟

در این اثر برادرم (فرید سجادی) به‌دنبال انتقام و قصاص نوه‌اش است و من تلاش می‌کنم او را به بخشش راضی کنم. به‌طور کلی، هنگام بازی به تحلیل‌های روان‌شناختی فکر نمی‌کنم و آن‌ها را در ذهنم مرور نمی‌کنم. بیشتر بر اساس درکی که از شخصیت پیدا کرده‌ام، خودم را به دل نقش می‌سپارم و بازی‌ام را انجام می‌دهم. حدود ۶۰ سال است که بازیگری می‌کنم و طبیعی است که همه تجربه‌های این سال‌ها در کارم تأثیرگذار باشند. ممکن است هنگام خلق یک نقش، نمونه‌ها و معادل‌های اجتماعی در پس‌زمینه ذهنم حضور داشته باشند، اما این‌ها به‌صورت ناخودآگاه عمل می‌کنند و من آگاهانه به آن‌ها فکر نمی‌کنم. به نظرم بازیگرانی که سال‌ها در این حرفه فعالیت کرده‌اند، هرکدام شیوه و جهان‌بینی خاص خود را برای رسیدن به نقش دارند.

برای مثال، به‌تازگی در سریال «دیوار دفاعی» به کارگردانی احمد کاوری، نقش یک شخصیت انگلیسی را بازی کرده‌ام؛ شخصیتی که نمونه‌ای واقعی در تاریخ دارد؛ رابرت جیکاک. این نقش برایم بسیار جذاب بود و پیش‌تر درباره او مطالعه کرده بودم. می‌دانستم شخصیتی پیچیده و متفاوت است، توانسته دل مردم را به دست بیاورد، تشکیلاتی برای خود ایجاد کند و اهدافش را پیش ببرد. اما هنگام بازی، مدام به این فکر نمی‌کنم که این شخصیت انگلیسی است یا چه ویژگی‌هایی دارد. همه این شناخت‌ها پیش از فیلم‌برداری در ذهنم شکل می‌گیرد و وقتی مقابل دوربین قرار می‌گیرم، دیگر فقط بازی می‌کنم.

شما سال‌هاست که بازیگری تدریس می‌کنید و در اجراهای‌تان همواره مرز ظریف میان بازی کنترل‌شده و اغراق را به‌خوبی حفظ کرده‌اید. در فیلم «زنده‌شور»، به‌ویژه در سکانس‌های مرتبط با اجرای حکم اعدام، با موقعیت‌هایی روبه‌رو هستیم که ظرفیت بالایی برای احساسات اغراق‌آمیز دارند. شما چگونه این صحنه‌ها را اجرا کردید تا ضمن حفظ باورپذیری، مخاطب عمق و حقیقت تلخ مرگ را در آن لحظه احساس کند، بی‌آنکه بازی به ورطه اغراق کشیده شود؟

دقیقاً همین‌طور است و تمام تلاشم نیز همین بوده است. اما اینکه تا چه اندازه در این مسیر موفق بوده‌ام، پیش از هر چیز به این برمی‌گردد که آیا توانسته‌ام نگاه و جهان‌بینی کارگردان را به‌درستی درک و همان را درست اجرا کنم یا نه. پس از آن، مهم‌ترین معیار، تماشاگر است؛ اینکه اثر را ببیند، با آن ارتباط برقرار کند، آن را بپذیرد و باورش کند. همه تلاش من این است که مجموعه‌ای از عوامل لازم را کنار هم قرار دهم تا این ارتباط میان نقش و مخاطب شکل بگیرد.

با توجه به اینکه در «زنده‌شور» گروهی از بازیگران باتجربه و حرفه‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند، حتماً هم‌بازی شدن با این ترکیب برای شما تجربه‌ای متفاوت بوده است. با وجود فضای تلخ و سنگین فیلم، همکاری با این گروه تا چه اندازه برایتان شیرین و الهام‌بخش بود؟ این همدلی و تعامل میان بازیگران چه تأثیری بر کیفیت بازی‌ها و شکل‌گیری فضای فیلم داشت؟

دقیقاً همین‌طور است. همان‌طور که پیش‌تر هم گفتم، هم‌بازی شدن با فرید سجادی حسینی برایم تجربه‌ای بسیار ارزشمند بود. او پارتنری فوق‌العاده است و بازی در کنار او همیشه برایم لذت‌بخش بوده است. در کنار او، سارا بهرامی، امیر جعفری، حامد بهداد، شبنم مقدمی، علیرضا آرا، محمد ولی‌زادگان، مارال فرجاد و بهرام افشاری نیز حضور داشتند. همه این بازیگران در کنار یکدیگر با نهایت حرفه‌ای‌گری کار کردند. حضور چنین گروهی، هم از نظر کیفیت بازی‌ها و هم از نظر فضای همکاری، تجربه‌ای شیرین و ارزشمند برای من رقم زد.

با توجه به تجربه طولانی‌تان در سینمای اجتماعی، فکر می‌کنید سینمای ایران امروز ظرفیت پرداختن به مسائل ملتهب و حساس سال‌های اخیر را دارد؟ آیا می‌تواند به لایه‌های میانی جامعه نفوذ کند و تصویری صادقانه و تأثیرگذار از دغدغه‌ها و پیچیدگی‌های آن‌ها ارائه دهد، یا همچنان با محدودیت‌هایی روبه‌روست که مانع پرداخت عمیق به این موضوعات می‌شود؟

پیش‌تر هم در گفت‌وگوهای مختلف درباره مسائل اجتماعی صحبت کرده‌ام. ما کارگردانانی که به سینمای سیاسی می‌پردازند، کم نداریم، اما سینمایی که به معنای واقعی کلمه از دل مردم برخیزد و با زندگی و دغدغه‌های آن‌ها پیوند داشته باشد، همواره کمتر داشته‌ایم. کاظم دانشی در سه، چهار فیلم اخیرش نشان داده که به این جنس از سینما توجه دارد؛ هرچند کارگردانان دیگری هم در این مسیر فعالیت می‌کنند. سینمای کمدی، سینمای قهرمان‌محور، سینمای اندیشه‌ورز یا به اصطلاح روشنفکری و سینمای اجتماعی، هر کدام جایگاه و مخاطب خود را دارند و باید در کنار یکدیگر رشد کنند. نمی‌شود در یک سال، ۵۰ فیلم تولید شود و همه آن‌ها صرفاً به سینمای اجتماعی، مسائل سیاسی یا کمدی بپردازند. چرخه اکران زمانی پویایی و حیات خود را حفظ می‌کند که مجموعه‌ای متنوع از گونه‌های مختلف سینمایی در آن حضور داشته باشند.

تماشاگر سینما با دقت و بر اساس سلیقه خود، فیلم مورد نظرش را انتخاب می‌کند و به تماشای آن می‌نشیند. این موضوع تنها به سینما محدود نیست؛ در تئاتر و دیگر حوزه‌های هنری نیز همین‌گونه است. مردم هوشمندانه انتخاب می‌کنند و هر اثر، مخاطب خاص خود را پیدا خواهد کرد.

در سال‌های اخیر بسیاری از بازیگران و عوامل حرفه‌ای، به دلایلی مانند آزادی عمل بیشتر در پرداختن به موضوعات، شرایط متفاوت تولید و البته دستمزدهای بالاتر، از تلویزیون به شبکه نمایش خانگی مهاجرت کرده‌اند. به عنوان بازیگری که در تلویزیون نیز حضور پررنگی داشته است این تغییر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما تلویزیون برای بازگرداندن این نیروها و حفظ جایگاه خود، به چه تغییراتی نیاز دارد؟

نه، واقعاً این‌طور نیست. ما در همین جامعه زندگی می‌کنیم و برای همین جامعه هم کار می‌کنیم. اینکه گفته می‌شود فضای کاری در پلتفرم‌ها بازتر است، تعبیر دقیقی نیست؛ شاید بتوان گفت سخت‌گیری‌ها یا گیر و گرفت‌ها کمتر است، اما همه ما موظفیم قواعد اجتماعی و خطوط قرمز را رعایت کنیم. در هر کشوری هم اگر برخلاف قوانین و هنجارهای آن جامعه عمل کنید، با واکنش و محدودیت روبه‌رو خواهید شد. درباره خوش‌حسابی هم که اشاره کردید، باید بگویم بیشتر پروژه‌های شبکه نمایش خانگی از این نظر عملکرد خوبی دارند، اما استثنا هم وجود دارد. برای مثال، من هنوز از سریال «کنکل» طلب دارم و تهیه‌کنندگان، یعنی آقایان مسعود و وحید مرادی، در این زمینه با مشکلاتی مواجه شدند. ما که صاحبان پلتفرم منتشرکننده را نمی‌شناختیم؛ من محمد مسعود را به‌عنوان تهیه‌کننده می‌شناختم و وقتی نام او پای یک پروژه باشد، با اطمینان آن را می‌پذیرم.

وقتی بازی در یک اثر را قبول می‌کنم، طبیعتاً درباره مسائل مالی هم حساب‌وکتاب مشخصی دارم. برای نمونه، در سریالی که با نام «پوکر» تولید شد و بعدها با عنوان «آبان» پخش شد، به من گفتند کارگردان اثر رضا دادویی است. من بیش از سی سال است او را به‌عنوان هنرمندی فعال در تئاتر، تلویزیون و سینما و همچنین مدرس این حوزه می‌شناسم. می‌دانم اهل قلم است و معمولاً کاری را که ضعیف باشد، نمی‌پذیرد. واقعیت این است که فعالیت در این حرفه همیشه دشوار بوده و تفاوت چندانی هم ندارد که اثر برای شبکه نمایش خانگی تولید شود، برای صداوسیما باشد یا در قالب تئاتر و رادیو. من در همه این حوزه‌ها کار کرده‌ام و برایم اصلِ کار اهمیت دارد. ممکن است میزان دستمزدها متفاوت باشد، اما اینکه تصور شود در پلتفرم‌های نمایش خانگی آزادی عمل بی‌حدوحصری وجود دارد، برداشت درستی نیست؛ چنین تصوری حتی جای طرح شدن هم ندارد.

در پایان، اگر نکته‌ای درباره فیلم «زنده‌شور» که این روزها روی پرده سینماهاست باقی مانده، بفرمایید. دوست دارید مخاطبان پیش از تماشای این فیلم به چه نکته‌ای توجه کنند و «زنده‌شور» را با چه نگاهی ببینند؟

به باور من، «زنده‌شور» یکی از آثار شاخص سینمای اجتماعی ایران در سال‌های اخیر است. امیدوارم همه کسانی که دغدغه مسائل و آسیب‌های اجتماعی این سرزمین را دارند، این فیلم را ببینند. طبیعی است که تماشای فیلم، به‌دلیل موضوع تلخ و سنگینی که دارد، لحظات پرتنش و تأثیرگذاری را برای مخاطب رقم بزند، اما امیدوارم در کنار این تأثر، از دیدن فیلم نیز لذت ببرند و با تجربه و احساسی که ما در جریان ساخت آن داشتیم، شریک شوند.




گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.