به گزارش شهرآرانیوز، عصر امروز چهارشنبه (۱۴ مرداد ۱۴۰۵) رویداد سینمایی «روایت وطن۲» با محوریت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب و مراسم رونمایی از مستند «شنا در غم» به کارگردانی سلمان نظافت یزدی و فرید اصغریان تازهترین اثر تولیدی موسسه فرهنگی شهرآرا، همزمان با اکران ۸ فیلم کوتاه و مستند دیگر که از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایراندفتر مشهد است با حضور امیراطهرسهیلی کارگردان سینما و سینماگران جوان مشهد در پردیس سینمایی اطلس برگزار شد.
گفتنی است علاوه بر تقدیر از فیلمسازان این رویداد، نشست تخصصی «فیلمسازی برای وطن» نیز با دبیری سیدمحمد مداححسینی مدیر انجمن سینمای جوانان دفتر مشهد و حضور امیراطهرسهیلی کارگردان سینما و سلمان نظافت یزدی خبرنگار و فیلمساز برگزار شد.
در این رویداد همچنین فیلمهای کوتاه «پنجره» و «روایت کایانا» به کارگردانی امیراطهر سهیلی، «بازمانده» ساخته بنیامین دهباشیان، «نخ سفید» اثر علیرضا خیری، «کودک ایران» به کارگردانی حنانه علیدادی، «آشتی صورتی» ساخته حمد عفتی، «زمان دست کیست» کاری از عسل هادی و «عروسک ایران» به کارگردانی فرزانه ثنایی به نمایش درآمدند.
امیراطهر سهیلی، کارگردان دو فیلم کوتاه «پنجره» و «روایت کیانا» در نشست تخصصی «فیلمسازی برای وطن» که در حاشیه رویداد هنری «روایت وطن» برگزار شد با اشاره به این موضوع که برخی به او اعتراض کردند که چرا به جای پرداختن به حادثه دیماه، سراغ میناب رفته است، اظهار کرد: روایت باید از دل مردم و برای مردم باشد. در حادثه دی ماه، هیچکس ترسی برای حضور در خیابانها نداشت و همه دوربین به دست بودند، اما ماجرای جنگ فرق میکند و مردم دیگر در آن منطقه حضور نداشتند. به عنوان مثال ما در حادثه دیماه، سردخانهها را دیدیم، اما در میناب، اینگونه نبود. محلی که اجساد در آن قرار داشت فضایی غیر از سردخانه بود.
امیراطهر سهیلی با اشاره به شرایط سخت خانوادههای میناب بعد از روزهای نخست ابراز کرد: روایت میناب، روایتی بود که جنگ را به نفع ایران برگرداند. ۱۶۸قصه در میناب وجود دارد که روایت هریک از آنها را وظیفه خود میدانستم به همین دلیل به میناب رفتم.
هر کدام از این کودکان یک روایت و داستان هستند که هرچه زمان میگذرد بیشتر به فراموشی سپرده میشود و ما نباید این اجازه را بدهیم. شاید نیاز نباشد میناب را در ۴۰ دقیقه یا بیشتر به صورت مفصل روایت کنیم بلکه میتوان برای هر بخش آن، فیلم کوتاهی ساخت که لازم نیست به طور مستقیم به کودکان و زیستبوم آنجا ربط داشته باشد مثل کاری که ما در فیلم کوتاه «پنجره» انجام دادیم.
سهیلی تاکید کرد: البته باید توجه داشت پرداخت بیش از اندازه فیلمسازان و مستندسازان به میناب و تکرار گفتوگو با خانواده شهدا باعث میشود روایتها به سمت شعارزدگی پیش برود و آنچه واقعیت است به یک اثر سانتیمانتال (احساسی) تبدیل شود. اکنون ما نیاز به ساخت چند داستان خوب از میناب داریم که روایتهای ناب و واقعی از دل آنها بیرون بیاید. نیازی نیست هر هنرمندی به سراغ خانوادهها برود و میتواند از آرشیوهای موجود استفاده کند.
این فیلمساز مشهدی اضافه کرد: باید به اندازه و درست، میناب را روایت کنیم. آن را با آثار ضعیف هدر ندهیم و به فرمهای درستی برسیم تا به قول معروف حق مطلب ادا شود، چرا که نحوه روایت کردن در حادثه میناب بسیار مهم است.
سهیلی با اشاره به این موضوع اگر بخواهیم منتظر مجوز باشیم امکان روایتهای ضعیف و جعلی وجود دارد افزود: وقتی حادثه میناب پیش آمد من احساس کردم باید دوربینم را بردارم و به این شهر بدون هیچ شناختی از جغرافیا و زیستبوم آنجا رفتم. من ابتدا از انجمن سینمای جوانان درخواست مجوز کردم، اما با پاسخ منفی روبهرو شدم که گفتند این موضوع در شرایط فعلی به راحتی امکانپذیر نیست با این حال من به سوی میناب حرکت کردم و تا جای ممکن سعی کردم به واقعه نزدیک شوم.
وی با بیان این مطلب که اگرچه ما نباید منتظر مجوز و آرمها بمانیم تا اثری تولید شود، اما نباید بدون ایده به سوی سوژه برویم افزود: در حادثه میناب یکی از مسائل و چالشهای جدی من و بسیاری از همکارانم داشتن مجوز بود، اما سیکل ما برای رسیدن به روایت دقیق و درست فقط باید روی فیلمساز باشد نه بودجه و مجوز. داشتن ایده و بودجه در ساخت مستندهای قوی و با کیفیت بسیار مهم است و کارگردان باید بداند چطور به ایده خود ورود کند تا به نتیجه خوب و ماندگاری منجر شود.
سلمان نظافت یزدی، کارگردان مستند «شنا در غم» نیز در بخش دیگری از این نشست تخصصی ابتدای صحبت خود در خصوص اینکه چرا عدهای خواستار پرداختن به حادثه دیماه شدند گفت: نکته اصلی در تمایز بین حوادث دیماه و میناب این است که باید قدرت تفکیک روایت حوادث را داشته باشیم.
نظافت یزدی در پاسخ به این سوال که مستند «شنا در غم» صحنههای تلخ و دردناکی داشت و گاهی تماشای آن مخاطب را میرنجاند ابراز کرد: واقعیت این است که قصه میناب تلخ و دردناک است و ما در این مستند تلاش کردیم آنچه دیدیم را روایت کنیم. ما باید از شعارزدگی و همانندسازی رویدادها با مثالهای تاریخی و دینی دیگری که ریشه در دین و فرهنگ ما دارد دوری کنیم.
نظافت در خصوص حضور تیم موسسه فرهنگی شهرآرا در میناب و اینکه آیا مجوز داشتند یا خیر پاسخ داد: ما نیز در سفر اول که اردیبهشتماه صورت گرفت با چالشهایی از این دست مواجه شدیم، از طرفی ماموریت اصلی شهرآرا بر پایه خبر است و بودجه مناسب تولید سینمایی را نداریم، اما گاهی شرایط به گونهای رقم میخورد که تلاش میکنیم با نگاه خبرنگاری به سراغ سوژهها در قالب ساخت مستند یا فیلم کوتاه برویم. رفتن به میناب باید در زمان خودش اتفاق میافتاد تا همه چیز را از نزدیک لمس کنیم لذا ما برای ساخت چنین روایتهایی نباید منتظر بودجه و مجوز سازمان یا ارگان خاصی باشیم چرا که فرصت را از دست میدهیم.
این خبرنگار و کارگردان مشهدی در خصوص ساخت و ایده مستند «شنا در غم» بیان کرد: ما وقتی دوربین را روشن کردیم درباره فرم هیچ ایدهای نداشتیم و نمیدانستیم دقیقا چه کاری باید انجام بدهیم. حضور در میناب باعث شد حوادث و حال وهوا و غم موجود در این شهر را ببینیم. حادثه میناب اتفاق افتاده بود و باید این ۱۶۸ قصه، روایت میشد. به نظرم حضور هر کسی در قبرستان معروف میناب لازم است تا بداند چه اتفاقی افتاده است. تلاش ما این بود در «شنا در غم» قصه عریان و تلخ بازماندههای میناب را روایت کنیم.