تصادف ساختگی برای زورگیری پویش کافی نیست؛ راه‌ها را  ایمن کنید مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی: در آخرین روز سال نشان دادیم تأمین اجتماعی ورشکسته و بدعهد نیست پیگیری وضعیت نوبت دهی بیمارستان تأمین اجتماعی مشهد | التیام درد‌های بیمارستان فارابی عدم پرداخت به‌موقع حق بیمه مشکلات جدی برای بحث درمانی بازنشستگان ایجاد کرده است + فیلم ریزش معدن مهاباد به دلیل بارش باران | یک معدن کار جان باخت (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) اختلال در سامانه ثبت نام وام بازنشستگان | توضیحات صندوق بازنشستگی: بازنشستگان طی روز‌های آتی به سایت مراجعه کنند هدیه نوروزی بازنشستگان بانک تجارت واریز شد (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) اولین توربین بادی سیمانی کشور در زابل نصب شد اورژانس کشور در نوروز بیش از ۲۰۰ هزار ماموریت انجام داد پیش‌بینی هواشناسی مشهد و خراسان رضوی (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) | کاهش نسبی دمای روزانه در روز سه‌شنبه شبکه زیرزمینی مخازن سوخت قاچاق در ساحل جزیره قشم کشف و منهدم شد + فیلم افزایش چشمگیر استقبال فرهنگیان از اسکان نوروزی در سال ۱۴۰۴ ویتامین‌ها چطور ما را قوی می‌کنند؟ درد در نواحی مختلف سر ناشی از چیست؟ قاچاقچی حرفه‌ای با ۸۸ کیلوگرم حشیش در مشهد دستگیر شد پبش بینی ۵ روز رگبار باران و ورزش باد شدید از امروز ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ میزان داروی تولیدی در کشور پاسخگوی نیاز داخلی نیست فوتی‌های حوادث جاده‌ای در خراسان رضوی ۱۹ درصد کاهش یافت ۳۸۷ هزار مسافر نوروزی از سیاه چادرهای عشایری خراسان رضوی بازدید کردند آغاز ثبت نام وام ۵۰ میلیونی بازنشستگان کشوری از امروز (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) چالش‌های تأمین دارو در مشهد در نوروز ۱۴۰۴ | در جست وجوی دارو توانبخشی سالمندان در منزل، گامی برای بازگرداندن شور زندگی احتمال افسردگی در شب‌زنده‌دار‌ها بیشتر است سهم ۵ درصدی خراسان رضوی از ۵ هزار کشته تصادفات نوروزی در ۵ سال گذشته | مرگ یک تن هم زیاد است نقش خانواده‌ها در افزایش هزینه‌های ازدواج اهدای عضو در شمال‌شرق کشور ۱۲ درصد افزایش یافت اطلاعيه كانون بازنشستگان تامين اجتماعي درباره وام ضروری سال ۱۴۰۴ ۸ مصدوم در برخورد سه خودرو در تربت حیدریه خراسان رضوی (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) برخورد صاعقه به ۲ دامدار در پلدختر لرستان (۱۶ فروردین ۱۴۰۴)
سرخط خبرها

اتوبوس جهانگردی

  • کد خبر: ۶۹۶۶۵
  • ۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۲
اتوبوس جهانگردی
محمدرضا امانی - نویسنده

در قسمتی از انیمیشن معروف «مورچه و مورچه‌خوار»، هنگامی که مورچه‌خوار در تعقیب‌وگریز مورچه ناچار می‌شود از عرض یک جاده عبور کند، اتوبوسی زیرش می‌گیرد. مورچه‌خوار زخم‌خورده و لهیده در این موقع، دیالوگ معروفی را بر زبان می‌راند: «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یک‌بار از اینجا رد می‌شه، اون هم باید الان باشه آخه؟»
برای بسیاری از انسان‌ها ورود ویروس کرونا به جهان، حکم همین اتوبوس جهانگردی را داشت؛ ویروسی که شاید امکان پیدایش آن در هر قرن یک‌مرتبه بود و برای برخی در حساس‌ترین مقطع از زندگی شان رخ نشان داد.


زهرا مانند بسیاری از دختران دیگر، دلش می‌خواست مجلس عروسی‌اش بسیار با شکوه و مجلل برگزار بشود. تمامی مقدمات کار انجام شده بود و حتی تالاری در منطقه ییلاقی شهر رزرو شده بود و وحشتناک‌تر اینکه کارت‌های عروسی هم میان مهمانان پخش شده بود.
زهرا با خودش فکر می‌کرد انگار در طالع خانوادگی‌شان، عروسی مجلل جایی ندارد. از پدرش شنیده بود که در شب عروسی شان چنان برف سنگینی بر زمین نشسته بود که نصف بیشتر میهمانان در راه مانده بودند، طوری‌که ناچار شده بودند شام باقی‌مانده عروسی را در جاده بین مسافران درراه‌مانده توزیع کنند.


زهرا درمیان غم و اندوه این تعویق، هنگامی که همراه همسرش پیامک لغو شدن مجلس عروسی را ارسال می‌کرد، امیدوار بود چند ماه آینده که از شر ویروس خلاص می‌شوند، دوباره با همان کیفیت عروسی را برگزار کنند. ولی گویا این ویروس سمج و پررو قصد نداشت به این زودی‌ها شرش را کم کند و هر روزی که می‌گذشت، گونه‌های تازه‌تری از خود را به نمایش می‌گذاشت.


روز‌های برزخی زهرا می‌رفت و می‌آمد تااینکه در یک عصر دل‌انگیز بهاری، فکر تازه‌ای در ذهنش نقش بست. آن روز مریم‌خانم، زن میان‌سالی که از سال‌ها پیش هفته‌ای یک روز برای کمک به کار‌های خانه‌شان می‌آمد، آنجا بود. مریم‌خانم بالای چهارپایه لقی ایستاده بود تا پرده تازه را نصب کند و زهرا پایه‌های چهارپایه را محکم چسبیده بود.


سال‌ها قبل گاهی می‌شد که مریم‌خانم، دخترش را همراه خودش می‌آورد. زهرا درمیان حرف‌های معمولش با مریم‌خانم، احوال دخترش را هم پرسیده بود.
دخترش در دانشگاه دولتی شهر مشغول تحصیل بود و مدت‌ها بود که با یکی از همکلاس‌هایش در دوران عقد به‌سر می‌برد. اما با این هزینه‌های وحشتناک، هنوز جهیزیه‌اش آن‌طور که باید جور نشده بود.


غروب که مریم‌خانم رفت، زهرا پیامکی برای همسرش فرستاد و از تصمیمی که گرفته بود، برایش گفت. از اینکه هزینه مجلسی را که نشده بود برگزار کنند، بدهند به دختری که روزگاری با هم زیر درخت آلبالوی حیاط می‌نشستند و شکل ابر‌ها را حدس می‌زدند.
همسرش اعتراف کرد که با این کار، بار بزرگی را از دوشش برمی‌دارد و حالا با وجدانی آسوده می‌شد با هم بروند زیر یک سقف زندگی کنند. مجلس عروسی هم بماند برای وقتی که ویروس کرونا تبدیل می‌شود به خاطره‌ای درمیان مردم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->