الهامی هفتمین سرمربی استقلال؟ | مدیران آبی نگران از دست رفتن جام حذفی آخرین امید‌های پرسپولیس برای رسیدن به لیگ نخبگان آسیا پیکان برای رسیدن به لیگ برتر سرعت گرفت! پیروزی پرگل بانوان فوتسال ایران مقابل ازبکستان عملکرد قابل قبول گندوز در پرسپولیس تمرین امروز (یکشنبه ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۴) استقلال تعطیل شد پایان پرسپولیسِ قهرمان و آغاز یک جراحی سنگین پایان پرونده بازیکن بوسنیایی استقلال تلاش ستاره منچستریونایتد برای بازگشت نارضایتی از عملکرد نظری جویباری و هیئت مدیره استقلال بالا گرفت مازیار زارع نقش اول درگیری خونین در ورزشگاه دستگردی یک پنالتی عجیب برای سپاهان در اراک + فیلم ملی پوش خراسانی فوتبال بانوان: می‌خواهم لژیونر شوم بوکسور مشهدی در رقابت‌های جهانی دانش‌آموزی آغاز نبرد «جنگی» برای صعود به لیگ برتر فوتسال درباره وضعیت نمایندگان مشهد در لیگ های فوتبال کشور | جدال‌هایی برای صعود و بقا فردا؛ فینال لیگ برتر والیبال | حساس روی تور ویدئو| خلاصه بازی پرسپولیس و استقلال خوزستان در لیگ برتر(۱۶ فروردین ۱۴۰۴) تاریخ و ساعت بازی رم و یوونتوس | ترس بیانکونری از رانیری نتیجه بازی پرسپولیس و استقلال خوزستان در لیگ برتر (۱۶ فروردین ۱۴۰۴)| پایان قطعی رؤیای قهرمانی
سرخط خبرها

برای کاپیتان معروف که گناهش سالار بودن است

  • کد خبر: ۷۷۱۲۹
  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۳
برای کاپیتان معروف که گناهش سالار بودن است
ما هنوز باور نکردیم که چه غریبانه و با چشمانی سرخ پیراهن تیم ملی را بدرود گفتی...

امیرداودکمالی/شهرآرانیوز، تماشای غرور جریحه دار شده تو، غمگین‌ترین پایان بندی تراژدی والیبال بود.
کاپیتان سعید معروف، چه کسی باور می‌کرد این چنین بد بدرقه تو را در فصل پایانی رمان افتخارات والیبال ایران تنها بگذاریم؟ تو که هیبت نگاهت برای دلگرم شدن یک ملت کافی بود تا امیدوار به خلق رویا‌های دست نیافتنی باشیم...
چه کسی می‌توانست بدون جادوی دست‌های تو شکست ابرقدرت‌ها را تصویر کند؟ از رویای حضور در المپیک خاطره بسازد و حتی به مدال قهرمانی آسیا بیاندیشد؟
مرا ببخش، اما این روز‌ها که میبینم، دور شیر تنهای والیبال حلقه زدند و زخمه میزنند، میخواهم از شب‌های بعد از مسابقه شهادت دهم، که تا صبح زیر سرم و درد راحت نمی‌خوابیدی. از صبوری سینه ات بگویم که هر تیری نشانه رفتند، لب به سخن نبردی. از نجابتت بگویم که بعد از برد‌ها سکوت می‌کردی، اما باخت‌ها را به گردن می‌گرفتی. از صلابتت بگویم که میدان دار و میانه دار هم تیمی هایت بودی و حرف دلشان را می‌زدی تا کسی جز تو عتاب نبیند. از روزی که بواسطه همسویی با مردم، خشم مسئولان را دیدی و تمام لحظه‌هایی که جز به شادی ملت نمی‌اندیشدی.
هیهات که تا دیروز به اتکای سپه سالار بودنت وعده فتح میدادند و امروز بزرگترین گناه تو سالار بودن است.
سعید جان اگر قهرمان کشی رسم ننگین آنهاست، اگر قله‌ای بلندتر از تو برای ظفرمندی نمی‌یابند، بدان که کوچک‌ها با ایستادن بر شانه مردان بزرگ، بزرگ نخواهند شد.
تو تا همیشه در قلب نسلی خواهی بود که با پیروزی هایت به هویتشان بالیدند. الگوی جوانانی هستی که راستی قامت و پایداری قدم‌ها را به گردن شکستن برگزیدند.
ما هنوز باور نکردیم که چه غریبانه و با چشمانی سرخ پیراهن تیم ملی را بدرود گفتی، و دوست نداریم جز در سالن ۱۲ هزارنفری آزادی جشن بدرقه تو و هم نسلی هایت را شاهد باشیم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->