فیلم کوتاه «بی‌گناه» به جشنواره بین‌المللی آمریکا راه یافت قسمت جدید «پت و مت» ساخته می‌شود + فیلم مستند بالی برای پرواز، پژواک عملیات اچ ۳ و پیام روشنی برای پایگاه نظامی دیه‌گو گارسیا آمریکا امشب، خلاصه قسمت‌های سریال پایتخت ۷ را ببینید جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) حسین قلی‌زاده، هنرمند مجسمه‌ساز، درگذشت انتقاد به زبان کمدی و با عرض معذرت دانلود قسمت یازدهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم بهترین سریال ۲۰۲۴ از منظر منتقدان از فردا روی آنتن است مروری بر کارنامه بازیگرانی که در سال گذشته رکورد زدند | پرکارترین بازیگر زن سینمای ۱۴۰۳ کیست؟ فیلم «پدرخوانده» کجا فیلم‌برداری شد؟ نظر بهتاش فریبا درباره استفاده از اسمش در پایتخت | تنابنده باید به من زنگ می‌زد کدام فیلم‌ها امروز از تلویزیون پخش می‌شود؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) واکنش اداره کل فرهنگ و ارشاد کرمان به لغو کنسرت حامد همایون انیمیشن «سفینه نجات» به مرحله تولید رسید نگاهی به حواشی «پایتخت ۷» دانلود قسمت دهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۳ فروردین ۱۴۰۴) دانلود قسمت نهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم واکنش وزیر فرهنگ به لغو کنسرت حامد همایون در کرمان + ویدئو
سرخط خبرها

حکایت پدروپسری و شعله‌های رنگارنگ

  • کد خبر: ۳۰۰۹۸۲
  • ۲۹ آبان ۱۴۰۳ - ۱۲:۴۷
حکایت پدروپسری و شعله‌های رنگارنگ
ادیسون گفت: این حرف را نزن. بیا و در کنار من رنگ‌آمیزی شعله‌ها را تماشا کن و لذت ببر. ببین، آن شعله‌های بنفش ناشی از سوختن پتاسیم است و آن شعله‌های زرد ناشی از سوختن گوگرد و فسفر.

توماس ادیسون مبتکر مشهور و مخترع اختراعات بسیار از جمله لامپ رشته‌ای، در سن میان‌سالی موفق شد به‌واسطه اختراعات بی‌شمار خود به درآمد قابل‌توجهی دست پیدا کند و در سن پیری کارخانه‌ای بزرگ و آزمایشگاهی مجهز راه بیندازد تا هر روز با عشق و علاقه در آزمایشگاه اختراع جدید کند و با کمک مهندسان در کارخانه به تولید انبوه برساند. هرچند که این اواخر به دلیل واردات از چین، دچار شکست‌های پی‌درپی و فروپاشی مالی شده بود.

شبی از شب‌ها رئیس اداره آتش‌نشانی با فرزند ارشد توماس ادیسون تماس گرفت و به او اطلاع داد که آزمایشگاه پدرش در آتش می‌سوزد و مأموران آتش‌نشانی تمام تلاش خود را کرده‌اند، اما تا این لحظه نتوانسته‌اند آتش را مهار کنند و اکنون در تلاش‌اند که آتش به ساختمان‌های مجاور سرایت نکند. وی از فرزند ارشد ادیسون خواست تا مراتب را به‌آرامی به پدرش منتقل کند. 
فرزند ادیسون با خود اندیشید اگر اکنون با پدرش تماس بگیرد و خبر آتش‌سوزی را به اطلاع او برساند، او سکته خواهد کرد.

پس، از اطلاع‌رسانی منصرف شد و خود به محل حادثه رفت. وقتی به محل حادثه رسید و شدت آتش‌سوزی را مشاهده کرد برجا خشکید، اما ناگهان پدرش را دید که در مقابل ساختمان آزمایشگاهش با فلاسک چای و قند روی یک صندلی نشسته است و سوختن آزمایشگاهش را تماشا می‌کند. 
آهسته جلو رفت و پس از سلام و احوال‌پرسی گفت: پدر، حالتان خوب است؟
ادیسون گفت: عالی.
پسر ادیسون گفت: خیلی بد شد.

ادیسون گفت: این حرف را نزن. بیا و در کنار من رنگ‌آمیزی شعله‌ها را تماشا کن و لذت ببر. ببین، آن شعله‌های بنفش ناشی از سوختن پتاسیم است و آن شعله‌های زرد ناشی از سوختن گوگرد و فسفر. آه، آن شعله نارنجی را نگاه کن... کاش مادرت اینجا بود و این منظره زیبا را می‌دید. پسر ادیسون که حیران مانده بود گفت: پدر، تمام دارایی‌ات در آتش می‌سوزد و تو از زیبایی شعله‌ها می‌گویی؟ به من بگو راز این درک عمیق و رضایت قلبی چیست که با آن تلخ‌ترین منظره‌ها را نیز زیبا می‌بینی؟
ادیسون گفت: بیمه.
پسر ادیسون گفت: بیمه؟

ادیسون گفت: همین هفته پیش آزمایشگاه و کارخانه را به مبلغی گزاف بیمه حوادث غیرمترقبه کردم.
پسر ادیسون وقتی راز درک عمیق و رضایت قلبی ادیسون را دانست، پرید و از سر کوچه نیم‌کیلو تخمه آفتابگردان خرید و یک صندلی آورد و کنار پدر نشست و تخمه‌ها را شکست و پدر و پسری از زیبایی شعله‌های رنگارنگ لذت بردند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->