خبری از عذرخواهی نیست! نه ۳۶۶ روز سال گذشته و نه ۱۵ روز ابتدای سال! استناد این گفتهها روزگار چندان دور از ذهن و اتفاقات خاک خورده سال گذشته نیست. همین چند روز قبل اتوبوس کرمان - مشهد ارابه مرگ میشود و جان تعدادی از مسافران و هم وطنانی را که با هزاران آرزو پای به جاده گذاشتهاند میگیرد و خانوادههایی را به خاک عزا مینشاند.
ساعات اولیه حادثه، اخبار حوالی کم و کیف حادثه است. روز بعد محور اطلاع رسانیها از حادثه با نقش پررنگ خبرگزاریها برای سبقت در ثبت و درج اولین اسامی جان باختگان خلاصه میشود. تیترها این گونه است؛ «آمار نهایی جان باختگان حادثه اتوبوس کرمان- مشهد + اسامی کامل فوتی ها» از همان چند کلمه کنار هم قرارداده شده تیتر، این مضمون به مخاطب اعلام میشود: عزیزجان اسامی فوتیها را ما اول زدیم. کامل!
بعد چند روز از تلاش رسانههای برخط برای ربودن گوی سبقت و سرعت درج خبر، درنهایت خبرهایی با محوریت یافتن مقصر منتشر میشود. با این شرایط است که دستگاههای بسیار محترم مسئول پای کار میآیند و با بیانیههای پرطمطراق اعلام میکنند که پیگیریهای لازم صورت خواهد گرفت و مقصران مجازات خواهند شد. اعلام یافتن مقصر از سوی مسئولان همان تیر خلاص برای پیکر نیمه جان پیگیری رسانهای و حس مسئولیت پذیری مسئول محترم است.
نزدیک به یک هفته از این حادثه تلخ گذشته است و هنوز مسئول محترمی که به واسطه پذیرفتن مسئولیت، مسئول شده به دلیل قصور در مسئولیت زبان به عذرخواهی نچرخانده است. تاکنون دلایلی مثل فرسودگی اتوبوس، ضعف ایمنی جاده مطرح شده است. دراین باره این سؤال مطرح است که اگر اتوبوس فرسوده بوده چرا مجوز تردد داشته است؟ اگر در این جاده تاکنون چندین حادثه مرگ بار رخ داده چرا مسئولی ضعف در پیگیری اش برای بهبود را نپذیرفته و حداقل لب به عذرخواهی نگشوده است؟
به نظر میرسد نادیده گرفتن این مسائل ریشه در تعاریف نادرست ما از مسئولیت پذیری دارد. در فرهنگ نانوشته و عامه ما، عذرخواهی کردن گاه به عنوان نشانهای از ضعف و گاه در قامت تنزل جایگاه اجتماعی خودنمایی میکند. این نگرش تا جایی پیش رفته است که حتی در ناخودآگاه جمعی ما، عذرخواهی را عملی تحقیرآمیز میدانیم.
باید بپذیریم که سختی بیان جمله ساده و دو کلمهای «معذرت میخواهم» رابطه مستقیمی با جایگاه اجتماعی افراد دارد. به عنوان مثال هرچه فرد در موقعیت بالاتری قرار میگیرد، عذرخواهی کردن برایش دشوارتر میشود. والدین در برابر فرزندان، معلمان و مدیران در برابر دانش آموزان، و رؤسا در برابر کارمندان، اغلب مقاومت بیشتری برای پذیرش اشتباههای خود نشان میدهند.
مقاومت برای بیان جمله «معذرت میخواهم» در میان سلبریتیها و افراد مشهور بیشتر از سایر آحاد جامعه است.
مسئولان نیز با وجود وصف بسیار و ستایش این عمل، کمتر تمایلی به بیان این جمله ساده دارند. مقاومتهای این چنینی در برابر عذرخواهی کردن تا جایی پیش رفته که اگر مسئول یا فرد مشهوری بابت اشتباهش عذرخواهی کند، آن را به عنوان یک اتفاق استثنایی میپذیریم و حتی فیلم عذرخواهی اش را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنیم! همین دلایل سبب شده بسیاری از ما ساعتها و حتی روزها برای اشتباههای خود توجیه بیاوریم؛ توجیههایی که گاه خنده دار، گاه غیرمنطقی و گاه مغرضانه به نظر میرسند، اما در نهایت، حاضر نیستیم جمله ساده «معذرت میخواهم» را به زبان بیاوریم.
در دنیایی که اشتباها میتوانند تأثیرات گستردهای بر زندگی افراد داشته باشند، پذیرش مسئولیت و عذرخواهی صادقانه نشان دهنده بلوغ فکری و اخلاقی است. مسئولان به دلیل گستردگی حوزه مسئولیت و اثرات آن بر زندگی مردم، موظفاند در قبال عملکرد خود پاسخ گو باشند و اشتباه هایشان را به رسمیت بشناسند. نکته دیگر اینکه نباید از نهادینه کردن این فرهنگ از پایه و در کودکی و نیز آموزش آن غافل شد. به عبارت دیگر مسئولیت پذیری و عذرخواهی کردن باید پیش از هر چیز در خانوادهها و مدارس، نهادینه شود.
باید از کودکی بیاموزیم که اشتباه کردن بخشی از انسان بودن است و عذرخواهی صادقانه نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشان دهنده شجاعت و بلوغ است.
در جوامعی مانند ژاپن، فرهنگ عذرخواهی به شدت تقویت شده است. در این کشور افراد در سطوح مختلف اجتماعی و اقتصادی، به ویژه در موقعیتهای شغلی مهم، به راحتی از اشتباههای خود عذرخواهی میکنند.
این فرهنگ نه تنها به بهبود روابط اجتماعی کمک میکند، بلکه بسترساز افزایش اعتماد عمومی است. بنایراین اگر میخواهیم جامعهای سالم و مسئولیت پذیر داشته باشیم، باید فرهنگ عذرخواهی را در خود نهادینه کنیم. کودکان از همان دوره آموزش و مدرسه باید این درس را بیاموزند که در برابر کارهای خود مسئول هستند.
باید درس مسئولیت پذیری و پذیرش قصور و خطا را بخوانیم و بدانیم «عذرخواهی» نشانه بلوغ، جایگاه و منزلت فردی است.