به گزارش شهرآرانیوز؛ برایتان پیش آمده وارد مغازهای شوید که فقط قصد داشتید نگاهی به اجناس بیندازید، اما چند دقیقه بعد با یک کیسه خرید از آن خارج شوید؟ یا فروشنده محصولی را پیشنهاد کند که اصلاً در برنامه خریدتان نبوده، اما در نهایت آن را بخرید؟ بعد هم در راه برگشت از خودتان بپرسید: «واقعاً به این نیاز داشتم؟»
بعضی وقتها مشکل ما ولخرج بودن یا علاقه زیاد به خرید نیست؛ مشکل این است که بلد نیستیم «نه» بگوییم. نه گفتنی که شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است. مهارتی که اگر ضعیف باشد، فقط روابط ما را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه میتواند حساب بانکی ما را هم خالی کند.
بسیاری از ما تصور میکنیم خرید کردن فقط به نیاز و توان مالی مربوط است، اما روانشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از تصمیمهای مالی ما تحت تأثیر عوامل اجتماعی و هیجانی قرار دارد.
برای مثال فروشنده با حوصله چند مدل مختلف را نشان داده، درباره ویژگیهای محصول توضیح داده و زمان قابل توجهی برای ما صرف کرده است. در چنین شرایطی برخی افراد احساس میکنند اگر خرید نکنند، بیادبی کردهاند یا زحمات فروشنده را نادیده گرفتهاند. در نتیجه خریدی انجام میدهند که از روی نیاز نیست، بلکه از روی رودربایستی است.

البته این ماجرا فقط به مغازه و خرید محدود نمیشود. گاهی دوستی ما را به یک کافه یا رستوران گرانقیمت دعوت میکند، گاهی در یک خرید گروهی همراه میشویم یا محصولی را فقط به خاطر اصرار اطرافیان میخریم. در این موقعیتها، آنچه تصمیم ما را تعیین میکند نیاز واقعی نیست؛ بلکه نگرانی از ناراحت شدن دیگران یا سخت بودنِ «نه گفتن» است.
گاهی مسئله از رودربایستی هم فراتر میرود. بعضی از ما میدانیم قیمت یک کالا مناسب نیست، میدانیم همان محصول را میتوان از فروشگاهی دیگر با قیمت کمتر تهیه کرد یا حتی از همان ابتدا مطمئن هستیم که به آن نیازی نداریم؛ اما باز هم خرید را انجام میدهیم. علت این رفتار اغلب ناتوانی در نه گفتن است.
در آن لحظه میدانیم تصمیم منطقی این است که از مغازه خارج شویم، قیمتها را مقایسه کنیم یا اصلاً خرید را به زمان دیگری موکول کنیم، اما احساس معذب بودن اجازه چنین کاری را نمیدهد. به همین دلیل بسیاری از افراد بلافاصله بعد از خروج از فروشگاه احساس پشیمانی میکنند و با خود میگویند: «کاش میگفتم بعداً برمیگردم» یا «کاش اول چند جای دیگر را هم میدیدم.»
واقعیت این است که توانایی ترک کردن یک فروشگاه بدون خرید، یکی از نشانههای مهم جرئتمندی و سواد مالی است. پول شما حاصل زمان، انرژی و تلاش شماست و حق دارید برای خرج کردن آن فکر کنید، مقایسه کنید و در صورت نیاز مؤدبانه بگویید: «ممنونم، فعلاً لازم ندارم.»
شاید یک خرید از روی تعارف اتفاق مهمی به نظر نرسد، اما مشکل اینجاست که این رفتار معمولاً تکرار میشود.
یک بار خرید از روی رودربایستی، یک بار قبول کردن پیشنهادی که نمیخواستیم و یک بار همراه شدن با جمع برای خرجی که در برنامهمان نبود؛ این تصمیمهای کوچک به مرور به یک الگوی رفتاری تبدیل میشوند.
در چنین شرایطی فرد نهتنها بخشی از درآمد خود را از دست میدهد، بلکه احساس میکند کنترل تصمیمهایش نیز کمتر شده است. زیرا به جای آنکه بر اساس اولویتها و نیازهای خودش انتخاب کند، مدام تحت تأثیر انتظارات دیگران قرار میگیرد.
خبر خوب این است که نه گفتن یک ویژگی ذاتی نیست؛ بلکه مهارتی است که میتوان آن را یاد گرفت و تقویت کرد. درست مثل هر مهارت دیگری، با چند تمرین ساده و تکرار مداوم میتوان کمکم از رودربایستی فاصله گرفت و تصمیمهای آگاهانهتری گرفت.
یکی از ویژگیهای افرادی که در نه گفتن مشکل دارند، پاسخ دادن سریع و بدون فکر است. آنها معمولاً تحت تأثیر فشار لحظه تصمیم میگیرند و فرصت کافی برای سنجیدن شرایط به خودشان نمیدهند. برای همین متخصصان توصیه میکنند میان درخواست و پاسخ کمی فاصله بیندازید. جملاتی مانند «اجازه بدهید کمی فکر کنم»، «الان نمیتوانم تصمیم بگیرم»، «اگر خواستم دوباره مراجعه میکنم» یا «باید بیشتر بررسی کنم» به شما فرصت میدهد از فضای هیجانی فاصله بگیرید و تصمیم منطقیتری بگیرید. گاهی همین چند دقیقه مکث، میتواند جلوی یک خرید غیرضروری یا تصمیمی را بگیرد که بعداً بابت آن پشیمان خواهید شد.
ریشه بسیاری از ناتوانیها در نه گفتن، احساس گناه است.
بعضی افراد تصور میکنند اگر درخواستی را رد کنند، انسان خودخواه، بیملاحظه یا بیادبی به نظر میرسند. در حالی که روانشناسان تأکید میکنند ناراحت شدن دیگران همیشه مسئولیت شما نیست.
اینکه فروشنده انتظار فروش دارد یا دوستی انتظار موافقت شما را دارد، به معنای تعهد شما برای پذیرفتن خواسته او نیست. شما حق دارید بر اساس نیازها و اولویتهای خودتان تصمیم بگیرید.
بسیاری از افراد بعد از نه گفتن احساس میکنند باید برای تصمیم خود توضیح مفصل بدهند. مثلاً میگویند: «الان نمیخرم، چون این ماه خرج زیاد داشتم»، «حقوقم هنوز واریز نشده» یا «فعلاً قسط دارم.» در حالی که مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود. هرچه توضیحات بیشتری ارائه کنید، اطلاعات بیشتری در اختیار طرف مقابل قرار میدهید تا برای هر کدام از آنها پاسخی پیدا کند و شما را متقاعد کند که خرید را انجام دهید.
فروشندگان حرفهای دقیقاً برای همین موقعیتها آموزش دیدهاند. اگر بگویید پول کم دارید، ممکن است تخفیف پیشنهاد کنند؛ اگر بگویید میخواهید بیشتر فکر کنید، از محدود بودن فرصت خرید صحبت کنند و اگر بگویید فعلاً به آن نیاز ندارید، سعی کنند مزایا و کاربردهای محصول را برایتان پررنگتر جلوه دهند. به همین دلیل جرئتمندی یعنی بتوانید کوتاه، شفاف و محترمانه صحبت کنید. جملهای مانند «ممنونم، فعلاً قصد خرید ندارم» کاملاً کافی است. شما برای نه گفتن نیازی به دفاع کردن از تصمیم خود ندارید.
روانشناسان مهارت جرئتمندی را شبیه عضلات بدن میدانند. همانطور که عضلات با تمرین قویتر میشوند، نه گفتن هم با تکرار تقویت میشود.
هر بار که از یک خرید غیرضروری صرفنظر میکنید، هر بار که قیمتها را مقایسه میکنید و هر بار که بدون احساس گناه یک درخواست را رد میکنید، در حال تقویت این مهارت هستید.
به مرور زمان متوجه خواهید شد که نه گفتن نشانه بیاحترامی یا خودخواهی نیست؛ بلکه نشانه احترام به زمان، انرژی، احساسات و منابع مالی خودتان است.
منبع: فارس