به گزارش شهرآرانیوز، از ترکیببند معروف محتشم کاشانی و مقتلهای مختلف مانند لهوف بگیرید تا داستان «نامیرا» صادق کرمیار، «پدر، عشق، پسر» و «سقای آب و ادب» سیدمهدی شجاعی و اشعار عاشورایی قیصر امینپور، سازگار، علیرضا قزوه، سیدحمیدرضا برقعی و بسیاری از شاعران معاصر دیروز و امروز، همه و همه برای زنده نگهداشتن یاد واقعه کربلا و ارادت هنر به یک واقعه تاریخی است؛ اگرچه تاریخ ادبیات ایران به ویژه در نظم، پر است از آثار شاخص شعرا در حوزه ادبیات عاشورایی؛ اما فهرست آثار منتشر شده در حوزه نثر در سالهای اخیر نشان میدهد اثر شاخصی که بتواند ذهنها را متوجه خود سازد و آمار فروش یک محصول ادبی عاشورایی را بالا ببرد چندان به چشم نمیآید. از این رو کنجکاو شدیم دلیل آن را با سیدعلیرضا مهرداد، به عنوان نویسندهای پیشکسوت که در حوزه ادبیات دینی قلم زده است در میان بگذاریم. آنچه میخوانید حاصل گفتگوی ما با این نویسنده و منتقد مشهدی است.
در ادبیات عاشورایی، کفه ترازوی نظم نسبت به نثر سنگینتر است. البته نمیتوان گفت نثر وظیفه خود را انجام نداده است، اما متون منظوم عاشورایی اعم از شبیهخوانیها، تشبیهات، رجزها، نوحهها، غزل، قصیده و مثنوی بسیار پرمایه و جامع عمل کردهاند. مهمترین نمود آن، در مرثیهها و نوحهخوانیهاست. از محتشم کاشانی تا عمان سامانی و جودی خراسانی و در دوره معاصر از حمید سبزواری و علی معلم گرفته تا ترکیببند علیرضا قزوه، سیدحمیدرضا برقعی، همگی نشان میدهند که شاعران در ادبیات عاشورایی، نیمچه وظیفه خود را عمل کردند.
اما در حوزه نثر عاشورایی اعم از مقالهها، جستارها، داستانها، دکلمه و حکایات و قصهها به نظر میرسد قدری عقب ماندیم و جای کار بیشتری دارد. البته نثر ذاتاً با نظم متفاوت است و نمیتوانند به جای هم بنشینند؛ شما هیچ نویسندهای نمیشناسید داستان کوتاه ۱۰ صفحهای خود را حفظ کند و آن را برای مخاطب بخواند. نثر فاقد ظرفیت آهنگین برای خوانش گسترده در مجالس عزاداری است، اما این تفاوت ذاتی باز هم نمیتواند توجیهی بر این خلأ باشد.
یک جنبه متون عاشورایی، رمانهای فاخر است؛ برای نمونه صادق کرمیار با رمان «نامیرا» توانسته نقش آفرین باشد یا منصور انوری نویسنده «جاده جنگ» این روزها مشغول نگارش رمانی با موضوع عاشورا است که هنوز به نتیجه نرسیده است. اگر فیلمنامه را هم جزئی از ادبیات منثور بدانیم، «مختارنامه» فیلمنامه عاشورایی درخشانی محسوب میشود. با این حال، خلق یک رمان فاخر، کاری نیست که صرفاً در دهه اول محرم و با انگیزههای لحظهای تاسوعا و عاشورا اتفاق بیفتد، اگرچه این دهه میتواند انگیزه بخش باشد، اما نیازمند برنامهریزی و مطالعه طولانی و دقت بالا است.
مهرداد با اشاره به حضور کمرنگ نویسندگان جوان نسبت به تولید آثار عاشورایی و وظیفه نویسندگان پیشکسوت برای انگیزهبخشی به نسل نوظهور بیان کرد: ایجاد و راهاندازی جریانهای ادبی صرفاً کار یک یا چند نویسنده و حتی در انحصار پیشکسوتان حوزه ادبی نیست. گاهی این جریانها متکی به یک فرد یا اجتماع ادبی است؛ برای نمونه، جریان ادبی مسجد جوادالائمه (ع) در تهران، با حضور احمد دهقان، مجید قیصری، امیرحسین فردی و جمعی دیگر که نزدیک به بیست نفر هستند شکل گرفت و اکنون همگی از سرشناسان ادبیات داستانی هستند یا جریان رمان رضوی که توسط مرحوم سعید تشکری در مشهد راه افتاد؛ ایشان از سال ۱۳۸۰ به خود قول داده و قسم خورد که جز برای امام رضا (ع) ننویسد و حاصل آن، تألیف شمار قابل توجهی رمان در حوزه ادبیات رضوی بوده است.
مهرداد در بخش دیگری از این گفتوگو با تاکید بر جریانسازی ادبی توسط افراد ادامه داد: البته منکر نقش مؤسسات و سازمانهای فرهنگی و ادارات مانند وزارت ارشاد، حوزه هنری، آستان قدس رضوی و دیگر نهادهای متولی نیستم؛ اما ستونهای دیگری هم کنار اینها وجود دارد. ابزارهایی که منجر به جریان سازی شود الزاما متوجه سازمانها و پیشکسوتان نیست. اینکه جریانهای ادبی بزرگ در دهه چهل و پنجاه چگونه شکل گرفت نیازمند کالبدشکافی است.
باید پرسید چگونه بزرگان ادبیات ایران به این سمت رفتند و بسیاری از نویسندگان مطرح در حوزه نظم و نثر که سرشان به کلاهشان میارزد زمانی با جریانهای چپ، حزب توده یا شوروی مرتبط بودند. اینکه این جریانها به سراغ نویسندگان آمدند یا نویسندگان از سر ناچاری به آنها روی آوردند و به تدریج فضایی ایجاد شد که افراد، نتوانند خود را کنترل کنند و در آن جریان غوطهور شوند و ناگزیر به مشارکت کشیده شدند باید مورد بررسی قرار گیرد و به این سوالها پاسخ داده شود.
به عنوان مثال جریان ادبیات دفاع مقدس وقتی راه افتاد، کمکم نویسندگان با دیدگاههای مختلف حتی منتقدان و دگراندیشان را نیز دربرگرفت و آثاری پدید آمد که شاید به جای ادبیات دفاع مقدس بتوان عنوان «ادبیات جنگ» را به آنها نسبت داد. با این حال مهم این است که یک جریان شکل گرفت و منجر به تولید آثار متعدد و شاخصی شد و پس از آن، بسیاری را با خود همراه کرد. این همان سازوکاری است که برای حوزه ادبیات عاشورایی نیز باید رقم بخورد.
اما در حوزه عاشورا و جریانهای ادبی در این حوزه، متأسفانه از قدیم با خلأ مواجه بودهایم. نقل قولی از علامه محمدتقی جعفری وجود دارد که فرمودند «حاضرم ثواب همه کارهایم که در حوزه تفسیر و دینی انجام دادم را بدهم تا کسی یک رمان درباره عاشورا بنویسد.»
قصه عاشورا به قدری گسترده است که نقل قول دیگری از بزرگان هست که گفتهاند اگر غربیها چنین واقعه غنیای داشتند، بدون شک شاهکارهای ادبی خلق میکردند؛ همانطور که آتشسوزی مسکو الهامبخش اثر ماندگار «جنگ و صلح» تولستوی شد.
ما با وجود چنین بُنمایههای غنی که داریم، اما هنوز در این زمینه خلأ داریم. متاسفانه برخی نویسندگان میترسند به عاشورا نزدیک شوند؛ حتی مختارنامه با وجود اینکه شاهکار است اصلا به عاشورا نزدیک نشده و از زاویهای دور، دوربین را پس از واقعه کربلا و در کوفه قرار داده و گاهی گریزی به عاشورا میزند. انصافاً برخی از نویسندگان بزرگ جرأت نمیکنند به متن عاشورا نزدیک شوند.
ما امروز با وجود جنگ رمضان و شهادت رهبرمان، در وضعیتی هستیم که بهتر از همیشه میتوانیم از عاشورا برای تحلیل و روایت رخدادهای معاصر بهره ببریم. در دوران دفاع مقدس امام خمینی (ره) فرمودند «تکلیف ما را سیدالشهدا (ع) مشخص کردند؛ ما مثل سیدالشهدا وارد جنگ شدیم و مثل او از جنگ خارج خواهیم شد.»
امروز نیز با توجه به حوادثی که از سر گذراندیم یک تبعیت عملی از عاشورا داشتیم. این جنگ در رمضان آغاز شد، به غدیر و ولادت امام رضا (ع) رسید و امروز به محرم و عاشورا رسیده است. این حرکت صد و چند روزه مردم که با تبعیت از عاشورا، به غدیر و امامت گره خورده، میتواند تصویری اقتباسی و قابل استفاده برای رمان و داستان، نه تنها برای نویسندگان جوان بلکه برای نویسندگان بزرگ فراهم آورد. نسل جوان و نوقلمها میتوانند از این دریچه وارد قیام و فرهنگ عاشورا شوند و ما بازآموزی و بازروایی از فرهنگ عاشورا به اقتضای اتفاقات روز داریم.