بدرقه‌ای که باید به «برخاستن» ملت بینجامد

  • کد خبر: ۴۲۶۸۱۲
  • ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴
بدرقه‌ای که باید به «برخاستن» ملت بینجامد
مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، صرفا یک آیین سوگواری یا یک مناسک عاطفی نیست؛ این مراسم می‌تواند به بزرگ‌ترین تجلی سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی و ملت ایران تبدیل شود.

مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، صرفا یک آیین سوگواری یا یک مناسک عاطفی نیست؛ این مراسم می‌تواند به بزرگ‌ترین تجلی سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی و ملت ایران تبدیل شود. بر اساس پیش‌بینی‌های موجود، انتظار می‌رود جمعیتی در این مراسم حضور یابند که از همه برآورد‌های متعارف درباره اجتماعات عمومی فراتر باشد. این پیش‌بینی، تنها بر پایه شور عاطفی نیست؛ بلکه ریشه در پیوند عمیق مردم با جایگاه رهبری، اعتقاد به ولایت‌فقیه، تأثر ناشی از شهادت مظلومانه رهبر شهید و خانواده ایشان و همچنین علاقه ایمانی و تاریخی مردم به این شخصیت دارد.

از‌همین‌رو، این مراسم می‌تواند به ماندگارترین بدرقه تاریخ انقلاب اسلامی و یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مردمی جهان تبدیل شود؛ اما ارزش واقعی این رخداد، فقط در شکوه حضور مردم خلاصه نمی‌شود، بلکه در چگونگی بهره‌گیری از این ظرفیت عظیم برای حفظ نظام، تقویت سرمایه اجتماعی انقلاب و پیشبرد ایران اسلامی معنا پیدا می‌کند.

۱. پیام راهبردی حضور میلیونی مردم: نخستین پیام چنین‌حضوری، نمایش روشن و انکارناپذیر بُعد مردمی نظام جمهوری اسلامی است. این حضور عظیم، پیوند مردم با ارزش‌های اسلامی، هویت شیعی، اصل ولایت‌فقیه، انقلاب اسلامی و منطق مقاومت را به نمایش خواهد گذاشت.

درحالی‌که دشمنان طی سال‌های اخیر با بهره‌گیری از جنگ شناختی و عملیات رسانه‌ای تلاش کرده‌اند تصویری از گسست مردم و نظام، عبور جامعه از ارزش‌های دینی و کاهش پایبندی به ولایت‌فقیه ارائه کنند، این حضور میلیونی می‌تواند تمامی آن روایت‌های تحریف‌آمیز را با شکست مواجه سازد.

پیام این اجتماع آن است که ملت ایران نه‌تنها در مسیر انقلاب اسلامی دچار خستگی، انفعال یا عقب‌نشینی نشده، بلکه باوجود فشار‌های اقتصادی، تحریم‌ها، تهدید‌ها و جنگ‌افروزی‌های دشمن، همچنان با قدرت و صلابت بر آرمان‌های انقلاب، ولایت‌فقیه و جبهه مقاومت ایستاده است.

۲. بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی انقلاب از تشییع تا تداوم: اهمیت این مراسم فقط به روز تشییع محدود نمی‌شود. حقیقت آن است که چنین‌رویدادی بزرگ‌ترین ظرفیت اجتماعی و مهم‌ترین سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی و ایران است. این مراسم، صرفا یک رخداد انقلابی یا مذهبی نیست، بلکه یک رویداد ملی است؛ شاید ملی‌ترین رویدادی که بتوان برای آن تصور کرد.

کمتر می‌توان در نظام‌های سیاسی جهان نمونه‌ای یافت که مردم با چنین اشتیاق، علاقه و احساس مسئولیتی برای بدرقه رهبر خود به میدان بیایند. از‌همین‌رو، همه دستگاه‌ها و نهاد‌ها باید این سرمایه را نه یک واقعه مقطعی، بلکه یک فرصت راهبردی برای آینده کشور بدانند. 

آنچه پس از این حضور عظیم اهمیت پیدا می‌کند، روایت صحیح، جامع و ملی از این حماسه است. نباید اجازه داد چنین‌رخدادی در چارچوب تحلیل‌های جناحی، سیاسی یا تقلیل‌گرایانه محدود شود. این مراسم متعلق به همه ملت ایران و متعلق به انقلاب اسلامی است و روایت آن نیز باید با همین نگاه ملی، اسلامی، انقلابی و مکتبی ارائه شود.

۳. مهم‌ترین آسیب‌ها و فرصت‌های پیش‌روی این حماسه: یکی از آسیب‌های مهمی که می‌تواند این فرصت بزرگ را تهدید کند، ناکارآمدی در عرصه اجرا و مدیریت است. اگر هماهنگی‌های لازم برای حمل‌ونقل، اسکان، خدمات، اطلاع‌رسانی، پشتیبانی و مدیریت جمعیت به‌درستی انجام نشود، بخشی از ظرفیت این رویداد آسیب خواهد دید.

آسیب دیگر، بهره‌برداری‌های جناحی و سیاسی از این مراسم است؛ مسئله‌ای که می‌تواند از جامعیت و وحدت‌آفرینی این اجتماع بکاهد. همچنین اطلاع‌رسانی ناقص، روایت‌های متناقض و ایجاد تردید در افکار عمومی درباره نحوه برگزاری مراسم، از دیگر‌تهدید‌هایی است که باید نسبت به آن هوشیار بود.

با‌این‌حال، بزرگ‌ترین فرصت‌سوزی آن خواهد بود که رویکرد مردمی در برنامه‌ریزی و اجرای این مراسم کنار گذاشته شود. رهبر شهید انقلاب همواره بر این باور بودند که هرجا مردم به میدان آمده‌اند، کشور موفق شده است؛ خواه در عرصه دفاع، خواه در اقتصاد، فرهنگ، خدمت‌رسانی یا مناسک عظیمی همچون اربعین و غدیر؛ بنابراین طبیعی است که تشییع رهبر شهید نیز باید با همین منطق اداره شود. این مراسم، متعلق به مردم است و باید با اتکا به ظرفیت‌های مردمی برگزار شود.

۴. جنگ روایت‌ها و ضرورت ساختن یک کلان‌روایت ملی: امروز یکی از عرصه‌های مهم تقابل جبهه استکبار با انقلاب اسلامی، جنگ شناختی و تبلیغاتی است. یکی از اهداف اصلی این جنگ، القای این تصور است که جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی برخوردار نیست، مردم از ارزش‌های دینی فاصله گرفته‌اند و جامعه از روحانیت و ولایت‌فقیه عبور کرده است.

این روایت دروغین، طی سال‌های گذشته با بهره‌گیری از شبکه رسانه‌ای گسترده دنبال شده است؛ اما حضور‌های بزرگ مردمی، به‌ویژه آنچه در جنگ اخیر و در میدان‌های مختلف از ملت ایران مشاهده شد، این پروژه را با شکست مواجه کرده است. اکنون نیز تشییع رهبر شهید می‌تواند ضربه‌ای دیگر بر این جنگ روانی و شناختی وارد کند، مشروط بر آنکه این حضور، به یک «کلان‌روایت ملی» تبدیل شود.

این کلان‌روایت نباید صرفا عظمت جمعیت را نشان دهد، بلکه باید کیفیت این حضور را نیز روایت کند. باید نشان داده شود که مردم فقط از سر احساسات در این مراسم حاضر نشده‌اند، هرچند احساس و عاطفه دینی، خود سرمایه‌ای بزرگ است؛ بلکه عقلانیت انقلاب اسلامی، درک ضرورت حفظ امنیت، استقلال، تمامیت ارضی، اقتدار و پیشرفت ایران نیز مردم را به حمایت از نظام اسلامی و ولایت‌فقیه رسانده است.

این پیوند، صرفا یک پیوند احساسی نیست؛ پیوندی معرفتی، اعتقادی و تمدنی است که باید به‌درستی روایت شود. همچنین این مراسم نباید صرفا به یک سوگواری محدود شود. همان‌گونه که رهبر شهید همواره بر حرکت‌آفرین‌بودن فرهنگ عاشورا تأکید داشتند، عزاداری برای ایشان نیز باید عزاداریِ امیدآفرین، حرکت‌آفرین و تمدن‌ساز باشد.

تشییع رهبر شهید نباید نقطه پایان یک مسیر تلقی شود، بلکه باید آغاز مرحله‌ای تازه از حرکت ملت ایران باشد؛ مرحله‌ای که در آن روحیه ایثار، مسئولیت‌پذیری، خودباوری و اقتدار درون‌زا بیش از گذشته در جامعه تقویت شود.

۵. بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی در مسیر پیشرفت کشور: در ادامه این مسیر، وظیفه رسانه‌ها، نخبگان و خواص بسیار سنگین است. آنان باید روایت اقتدار، امید، انسجام ملی و اتصال مردم با ولایت‌فقیه را به روایت غالب تبدیل کنند. البته بهره‌گیری از این سرمایه اجتماعی فقط به حوزه رسانه محدود نمی‌شود.

باید پویش‌های مردمی، از‌جمله «جان‌فدا» و دیگرظرفیت‌های اجتماعی، در حل مسائل کشور فعال شوند. اگر مردم توانسته‌اند در چنین‌مقیاسی برای بدرقه رهبر خود به میدان بیایند، بی‌تردید همین مردم می‌توانند در عرصه اقتصاد، حل مشکلات معیشتی، مدیریت مصرف انرژی، فعالیت‌های فرهنگی، جهاد خدمت‌رسانی و پیشرفت کشور نیز نقش‌آفرین باشند. 

فهم ما از ظرفیت‌های مردمی نباید فقط به حضور در مناسک محدود بماند؛ مردم باید در اداره کشور، تمشیت امور، حل مسائل اقتصادی، فرهنگی و هویتی نیز به میدان بیایند. برای افزایش اعتماد عمومی و تقویت هم‌بستگی ملی نیز چند اولویت اساسی وجود دارد؛ نخست، ارائه روایتی متعادل، جامع و ملی از این حضور و پرهیز از غلبه نگاه‌های جناحی و انحصارگرایانه. 

دوم، روایت انگیزه‌ها و سخنان خود مردم درباره چرایی حضورشان در این مراسم؛ زیرا معتبرترین روایت، روایت ملت است. سوم، امتداددادن این خیزش ملی به عرصه‌های مختلف اداره کشور و تبدیل این سرمایه اجتماعی به مشارکت مستمر در حل مسائل ایران.

شعار این مراسم، «برخاستن» است و همین شعار، مهم‌ترین پیام آن را در خود دارد. تشییع رهبر شهید نباید پایان یک راه تلقی شود، بلکه باید آغاز یک خیزش تازه باشد؛ خیزشی برای تعمیق انقلاب اسلامی، استمرار پیوند ملت با ولایت‌فقیه، تقویت سرمایه اجتماعی نظام و به‌میدان‌آوردن ظرفیت‌های عظیم مردم برای ساختن ایرانی قوی‌تر، مقتدرتر و پیشرفته‌تر.

اگر این سرمایه بزرگ به‌درستی حفظ، روایت و هدایت شود، تشییع رهبر شهید تنها یک واقعه تاریخی نخواهد بود، بلکه نقطه آغاز فصل تازه‌ای در حیات اجتماعی و انقلابی ملت ایران خواهد شد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.