به گزارش شهرآرانیوز، وسعت مطالعات رهبر معظم انقلاب آیتالله خامنهای در حوزهٔ رمان و ادبیات داستانی، از جمله ویژگیهایی است که در بیانات ایشان بهکرّات مورد اشاره قرار گرفته است. ایشان خود بارها تأکید کردهاند که در این عرصه «آدم عامی نیستم» و با آثار بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان آشنایی عمیق دارند. آنچه نگاه ایشان به رمان را از یک خوانندهٔ معمولی متمایز میسازد، این است که ادبیات را را «ظرفی برای انتقال اندیشه، معرفت و ارزشهای والای انسانی» میشناختند. در این نوشتار، مهمترین رمانهای خارجی که مورد توجه و تحلیل رهبر انقلاب قرار گرفتهاند، مرور میشود.
ادبیات روسیه در سدهٔ نوزدهم و بیستم، جایگاه ویژهای در میان آثار مورد مطالعهٔ رهبر انقلاب دارد. ایشان با نگاهی تحلیلی، رمانهای روسی را به دو دستهٔ کلی تقسیم میکنند: آثاری که «اثر انقلاب» هستند و آثاری که «ضد انقلاب»اند.
رهبر شهید «دن آرام» اثر میخائیل شولوخف را از جمله رمانهای برجستهٔ ادبیات روسیه میدانستند. به باور ایشان، شولوخف «پدید آمدهٔ انقلاب است؛ مربوط به طبقهٔ انقلاب است؛ نویسندهٔ انقلاب است». با این حال، ایشان در مقایسهٔ این اثر با «گذر از رنجها»ی آلکسی تولستوی، معتقدند که رمان دوم «نه فقط از لحاظ داستانی، که از لحاظ گرایش به اصول انقلاب و مجذوب بودن در مقابل حوادث و پدیدههای انقلاب و ترسیم زیبای حوادث آن، بهتر از رمان «دُنِ آرام» است.»
نکتهٔ جالب توجه از نگاه ایشان، سرنوشت خودِ آلکسی تولستوی است؛ نویسندهای که «تا سال ۱۹۲۵ میلادی، ضدّانقلاب بوده است و حتّی از کشور فرار میکند»، اما پس از بازگشت به شوروی، «گذر از رنجها» را مینویسد. این تحول، از دیدگاه ایشان نشاندهندهٔ قدرت جذبهٔ انقلاب در جذب حتی مخالفان پیشین است.
سید علی خامنهای رهبر شهید انقلاب «جنگ و صلح» لئو تولستوی را روایتی از «مقاومت عجیب مردم روسیه» «در مقابل حملهٔ ناپلئون و حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون» میدانستند. به باور ایشان، برجستگی این کتاب «به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است». این نگاه، نشاندهندهٔ رویکردی است که رمان را آینهای برای شناخت هویت و روحیات یک ملت در بزنگاههای تاریخی میداند.
در نقطهٔ مقابل این آثار، رمان «دل سگ» اثر میخائیل بولگاکف قرار دارد. رهبر شهید این رمان را «یک رمان ضد انقلابی» معرفی میکنند. هرچند ایشان این اثر را از لحاظ هنری «کتاب بسیار زیبا و جذابی» میدانند، اما تأکید میکنند که «اصلاً جزو ادبیات روسیه نیست» و در واقع «کپیهٔ هنر دوران قبل از انقلاب اکتبر» است. این تفکیک، نشاندهندهٔ معیار ایشان در گزینش آثار ادبی است؛ هنرِ صرف، بدون التزام به ارزشهای انسانی و اجتماعی، از نگاه ایشان فاقد اصالتِ لازم است.
در میان رمانهای فرانسوی، «بینوایان» ویکتور هوگو جایگاهی بینظیر در نگاه رهبری داشت.
رمان «بینوایان» اثر ویکتور هوگو، در میان انبوه آثار ادبیِ مورد مطالعهٔ رهبر معظم انقلاب، جایگاهی بینظیر و ممتاز دارد. ایشان این کتاب را سندی تاریخی برای فهم انقلاب کبیر فرانسه، منبعی سرشار از حکمت، و آینهای برای سنجشِ مسیر انقلاب اسلامی میدانند. نگاه ایشان به «بینوایان» را میتوان در چهار مؤلّفهٔ اصلی دستهبندی کرد: ستایشِ بینظیرِ ادبی، کاربستِ تاریخی، خوانشِ حکمی، و خاطرهٔ شخصی از دوران نوجوانی. در این نوشتار، هر یک از این ابعاد با تکیه بر بیاناتِ مستندِ ایشان بررسی خواهد شد.
نخستین و برجستهترین ویژگیِ نگاه رهبر انقلاب به «بینوایان»، ستایشِ بیچونوچرایِ آن به عنوان برترین رمانِ تاریخ است. ایشان در این باره بهصراحت میفرمایند: «به نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همهی رمانهای طول تاریخ را نخواندهام، شکی در این نیست؛ امّا مقدار زیادی رمان خواندهام که مربوط به حوادث قرنهای گوناگون هم هست؛ لکن گمان میکنم که این حرف، حرف درستی است.»
ایشان این رمان را «یک معجزه» در عالم کتابنویسی توصیف میکنند. هوگو نیز از نگاه ایشان «یک نویسندهی معمولی نیست. یک حکیم است و بهترین حرفهایش را در «بینوایان» زده است.» این توصیفِ هوگو به عنوان «حکیم»، فراتر از نگاهِ صرفاً ادبی به اوست؛ ایشان هوگو را فیلسوفی اجتماعی میدانند که توانسته است در قالبِ یک داستان، عمیقترین مسائل انسانی ـ از عدالت و ظلم گرفته تا عشق و فداکاری ـ را به تصویر بکشد.
دومین و شاید مهمترین کاربستِ رهبر انقلاب از «بینوایان»، استفاده از آن به عنوان سندی تاریخی برای فهمِ انقلاب کبیر فرانسه است. ایشان در تحلیلِ سرنوشتِ انقلاب فرانسه، بارها به این رمان استناد کردهاند.
در دیدار با دانشجویان در سال ۱۳۹۰، ایشان با اشاره به فرازونشیبهای انقلاب فرانسه میفرمایند که پس از انقلاب ۱۷۸۹، در ظرف حدود یازده، دوازده سال، سه گروه متوالی سر کار آمدند که هر کدام گروه قبلی را «قلع و قمع و نابود کردند». ایشان سپس به «بینوایان» اشاره کرده و میفرمایند: «شما اگر بینوایان ویکتور هوگو را خوانده باشید، در اول داستان، صحبت پیرمردی است که جزو منتخبین همان گروه دوم بوده است.»
این پیرمردِ تبعیدیِ گروه دوم، نمونۀ زندۀ آن «مرارتها و محنتها و سختیهای فراوان» است که پس از انقلاب بر مردم فرانسه گذشت. ایشان در جای دیگری نیز تأکید میکنند که در «بینوایان»، «شرح جنگهای ناپلئون» نیز آمده است؛ جنگی که خود حلقۀ دیگری از این زنجیرۀ پرتلاطمِ تاریخی است.
این خوانشِ تاریخی از «بینوایان»، نشان میدهد که رهبر شهید رمان را آینهای تمامنما از واقعیتهای اجتماعی و سیاسی یک دوره میدانند. به باور ایشان، «کتابهای بالزاک یا ویکتورهوگو یا نویسندگان روسی ... تصویر هنرمندانهیی است از واقعیتهایی که در متن جامعه جریان دارد.» این نگاه، «بینوایان» را از یک داستانِ عاشقانه و اجتماعی، به سندی تاریخی برای تحلیلِ سیرِ انقلابها تبدیل میکند.
سومین مؤلفهٔ نگاه رهبر انقلاب به «بینوایان»، خوانشِ حکمیِ آن است. ایشان هوگو را «حکیم» مینامند و «بینوایان» را «کتاب حکمت» میدانند. این نگاه، فراتر از ستایشِ صرفِ ادبی است و به محتوایِ فلسفی و اخلاقیِ اثر نظر دارد.
حکمتِ هوگو از نگاه ایشان در چیست؟ در تواناییِ او در ترسیمِ همزمانِ اضداد؛ عدالت و ظلم، فقر و اشرافیت، عشق و نفرت، ایمان و شک. «بینوایان» در نگاه ایشان، کتابی است دربارهٔ انسان، جامعه، عدالت، و راهِ رستگاری. این همان چیزی است که «بینوایان» را از یک رمانِ معمولی به اثری ماندگار و جهانی تبدیل کرده است؛ اثری که «همه باید آن را بخوانند.»
چهارمین بُعدِ نگاهِ ایشان به این کتاب، خاطرهٔ شخصیِ ایشان است. رهبر انقلاب در گفتوگو با جمعی از جوانان، از نخستین آشنایی خود با «بینوایان» چنین میگویند: «من کتاب «بینوایان» او را اوّلین بار در همان دوره نوجوانی از کتابخانه آستان قدس گرفتم. البته همه آن را نخواندم؛ مقداریش را خواندم. یکی دو بار بعد از آن هم تمامش را خواندم.»
این خاطره، نشاندهندهٔ وسعتِ مطالعاتِ ایشان از دوران نوجوانی و نیز عمقِ تأثیرِ این کتاب بر ذهن و جان ایشان است. مطالعهٔ تدریجی و مکررِ یک اثر، حاکی از آن است که «بینوایان» برای ایشان نه یک کتابِ یکبارخواندنی، که منبعی پربار برای بازخوانی و تأملِ دوباره بوده است. همچنین، اشاره به کتابخانهٔ آستان قدس به عنوان منبعِ تهیهٔ کتاب، نشاندهندهٔ نقشِ این مراکزِ فرهنگی در شکلگیریِ شخصیتِ علمی و ادبیِ ایشان است.
رهبر انقلاب در مقایسهٔ رمان «سرخ و سیاه» استاندال با داستان حضرت یوسف (ع)، نکتهای ظریف را مطرح میکنند. در این رمان، «جوانی با خصوصیات حضرت یوسف وارد خانهای میشود». این مقایسه، در بستر بحث از «تقوای جوانی» و «احسنالقصص» بودن داستان یوسف در قرآن مطرح شده است. ایشان با این اشاره، نشان میدهند که حتی در آثار ادبیِ غیردینی نیز میتوان نشانههایی از حقیقت را یافت و آنها را با معیارهای قرآنی سنجید.
رومن رولان و اثر او «جان شیفته»، از دیگر موضوعاتی است که مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفته است. ایشان این اثر را «با نثر بسیار فاخر و حقیقتاً مرصع و مزین» توصیف کردهاند. همچنین ترجمهٔ محمد قاضی از این کتاب را «ترجمهٔ برجسته و ممتازی» میدانند. این اشاره، نشاندهندهٔ توجه ایشان به کیفیتِ ترجمه به عنوان یکی از عوامل مؤثر در انتقال ارزشهای ادبی به زبان فارسی است.
در کنار این آثار، رهبر شهید به رمانهای دیگری نیز اشاره داشتهاند. «شکست» اثر امیل زولا، به عنوان الگویی برای «گزارش هنرمندانهٔ یک حادثهٔ تاریخی» معرفی شده است. همچنین «خوشههای خشم» جان اشتاینبک، در نقد رفتار ایالات متحده با اندیشههای مخالف، مورد اشاره قرار گرفته است.
بررسی رمانهای خارجی مورد توجه رهبر انقلاب، نشان میدهد که ایشان با معیارهایی مشخص به گزینش و نقد آثار ادبی میپردازند: ارزش تاریخی و اجتماعی، التزام به ارزشهای انسانی و انقلابی، کیفیت ادبی و نثر، و حکمت و پیام عمیق انسانی. از این منظر، «بینوایان» به عنوان کتابی سرشار از حکمت، «جنگ و صلح» به عنوان حماسهای در دفاع از هویت ملی، و «دن آرام» و «گذر از رنجها» به عنوان آثاری که انقلاب را از درون روایت میکنند، در صدر این گزینش قرار میگیرند. این نگاه، نشان میدهد که رهبر انقلاب رمان را آینهای برای شناخت تاریخ، هویت و تحولات اجتماعی ملتها میدانستند.
منبع: ایبنا