ساعت از ۲۴ گذشته. رسیدهایم به بامداد روز تشییع پیکر آقا. خورشید که بیرون بزند، ظهر که بشود، شعلههایش آفتاب که زمین را داغ و سوزنده کند، پیکر آقا هم از کربلا رسیده است. نیمه گرمترین ماه سال هم که باشد، وقتی قرار بر تشییع پیکر جان ایران، آقای شهید ایران باشد، خیلیها همه این، اما و اگرها را کنار میگذارند و میآیند؛ گرما؟ بی خیالش، تغییر ساعت تشییع پیکر؟ ملالی نیست، حمله وحشیانه آمریکا به جنوب کشور؟ اشکالی ندارد، خدا با ماس، اگر هواپیمای حامل پیکر آقا را زدند؟ جرأت ندارند، اگر مشهد را زد؟ غرب و تهران و جنوب را هم زد، اصلا مردم را در خیابان بمب باران کردند، خون ما که رنگیتر نیست، اگر آقا نیاید؟ شک نکن، میآید. با خانواده رفته، با خانواده هم بر میگردد.
از نخستین ساعات بامداد پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵، خیابان امام رضا (ع) مشهد میزبان مردمی است که خود را برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید آماده میکنند. بسیاری با در دست داشتن تصاویر رهبر شهید، پیاده به سمت حرم مطهر رضوی حرکت میکنند. در حوالی میدان بیتالمقدس، عدهای شب را همانجا به صبح رساندهاند تا از ساعات ابتدایی در مراسم حضور داشته باشند و گروهی دیگر با پرچمگردانی، حال و هوای خیابان را رنگ و بوی سوگ و حماسه بخشیدهاند. این تصاویر، گوشهای از حال و هوای خیابان امام رضا (ع) مشهد در ۱۲ ساعت قبل از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب را به تصویر میکشد؛ شبی که تا سپیدهدم بیدار ماند.
از نخستین ساعات بامداد پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵، خیابان امام رضا (ع) مشهد میزبان مردمی است که خود را برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید آماده میکنند. بسیاری با در دست داشتن تصاویر رهبر شهید، پیاده به سمت حرم مطهر رضوی حرکت میکنند. در حوالی میدان بیتالمقدس، عدهای شب را همانجا به صبح رساندهاند تا از ساعات ابتدایی در مراسم حضور داشته باشند و گروهی دیگر با پرچمگردانی، حال و هوای خیابان را رنگ و بوی سوگ و حماسه بخشیدهاند. این تصاویر، گوشهای از حال و هوای خیابان امام رضا (ع) مشهد در ۱۲ ساعت قبل از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب را به تصویر میکشد؛ شبی که تا سپیدهدم بیدار ماند.
