به گزارش شهرآرانیوز؛ در دنیایی که شخصیتهای رنگارنگ غربی، قهرمانان بیچونوچرای کودکان و نوجوانان شدهاند، جریان فرهنگی ما در معرفی اسوههای اصیل خود، کمفروغ ظاهر شده است. الگوسازی ما اغلب به صدور بخشنامههای اخلاقی شبیه است تا آفرینش یک «هیرو»ی جذاب.
در مصاحبه با حجتالاسلاموالمسلمین محمد ابویسانی، استاد حوزه و دانشگاه، به این پرسش اساسی پاسخ دادهایم که چگونه میتوان شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب، آیتاللهالعظمی خامنهای، را نهصرفا درقالب توصیههای مستقیم، بلکه بهمثابه یک الگوی دستیافتنی و زنده به نسل جدید معرفی کرد؛ الگویی که برای نسل جدید در بازیها و اسباببازیهایش، نشان ادامه راه باشد.
غرب برای نهادینهسازی فرهنگ مبتنیبر لذت و منفعت، مسیر هوشمندانهای را طی میکند. آنها ابتدا یک ارزش یا آیین را تعریف و سپس یک شخصیت (هیرو) خلق میکنند که تجسم آن ارزش است. این قهرمان درقالب عروسک، پویانمایی و بازی عرضه میشود تا کودک با او همذاتپنداری کند.
کودک برای شبیهشدن به قهرمان، لباس، ابزار و حتی شغل او را طلب میکند، این درحالی است که رویکرد رایج ما معکوس است؛ ما از «بایدونباید»ها شروع میکنیم و پس از آن، اگر زمانی باقی ماند، تازه به فکر معرفی الگو میافتیم. غفلت از تولید عروسک «مختار» یا «رستم» با وجود محبوبیت کاراکترهای آنها، لااقل دربین برخی اقشار و درمقابل، فراوانی محصولاتی نظیر «بنتن» و «انتقامجویان»، نشانه این شکست راهبردی در الگوسازی است؛ چیزی که در جملات رهبر شهید نیز به ضرورت آن بارها اشاره شده بود.
اگر ما آگاهانه خلأ الگویی را با مبانی فکری خود پر نکنیم، این خلأ در دهکده جهانی رسانه، با محصولات آماده و جذاب غربی پر خواهد شد. نوجوان امروز با کمترین هزینه و زمان به انبوهی از شخصیتهای ضدفرهنگی، دسترسی دارد که بهسرعت ذائقه او را شکل میدهند. نیاز ضروری و فوری تربیتی نسل جدید، معرفی شخصیتهایی است که بتوانند در این میدان رقابت نابرابر رسانهای، جایگزینی جذاب و بومی باشند.
ما برای پر کردن این شکاف، بیش از هر زمان دیگری به طراحی و عرضه قهرمانهایی نیاز داریم که برآمده از فرهنگ خودمان باشند و بتوان با آنها دربرابر هجوم الگوهای بیگانه ایستاد. شهدای بزرگ ما در این میان، گنجهایی هستند که باید برای نجات نسل جدید با ارائههای هنرمندانه، این گنج را استخراج کرد.
برای معرفی رهبر شهیدمان بهعنوان یک قهرمان به کودکان، نیازی نیست صرفا به وقایعنگاری تاریخی یا بیان فضایل اخلاقی خشک بپردازیم. روایتهای جذاب از دوران نوجوانی ایشان، رابطه صمیمانه با پدر و مادر، تربیت قرآنی و ادبی و انس با شعر شاعران بزرگ توسط مادرشان و همچنین ارتباط عاطفیشان با کودکان شهدا و تصویر جذاب حضور پرمهرشان در جشن تکلیف دختران، خودبهخود یک الگوی ناب را میسازد.
حتی بدون هیچ توضیح اضافهای، صرف توصیف این اتفاقات برای یک کودک، میتواند بسیار جذابتر و مؤثرتر از تحلیل شخصیت باشد. فرزندان ما باید این احساس را دریافت کنند که مسیر این قهرمان، مسیری مشابه آنهاست و او مسیر درست را طی کرده و به عرش رسیده است.
برای جذب کودکان، باید از ابزارهای متنوع و قابلفهم آنها استفاده کرد. از طراحی پیکسل و تصاویر گرافیکی با حالوهوای شهادت گرفته تا تولید سرودها و نماهنگهای جذاب، همه میتوانند در معرفی این شخصیت مؤثر باشند. اما نکته کلیدی در طراحی محصولات رسانهای مانند بازیهای رایانهای، پرهیز از نگاه خشک و شعاری است. تجربه نشان داده است که تبدیل یک شخصیت به چند جمله و یک عکس در یک بازی بیروح، نتیجه عکس میدهد. باید با کمک متخصصان، بازیها و کارتهای هدفمندی طراحی کرد که ضمن سرگرمکنندگی، بتوانند هوشمندانه، اهداف و نگاه راهبردی رهبر شهید را بهطور غیرمستقیم به نوجوان منتقل کنند.
تأثیرگذاری یک الگو بر فرزندان، بیش از هر چیز مدیون نگاه و رفتار والدین است. بچهها مستقیم الگو نمیگیرند، بلکه اهمیت یک شخصیت نزد پدر و مادر است که آن را در چشم آنها بزرگ میکند. وقتی والدین بادقت به سخنان رهبر شهید گوش میدهند و درباره ایشان گفتوگو میکنند، یا عکسشان را در خانه نصب میکنند و به آن احترام میگذارند، پیامی عمیق و غیرکلامی به فرزند منتقل میکنند.
این الگوسازی رفتاری در خانه، بهمراتب ماندگارتر از دههاساعت کلاس و برنامه است. ازسوی دیگر، خانواده میتواند در مناسبتها و برنامههای فرهنگی، با استفاده از توصیههای آن شهید بزرگوار در موضوعاتی مانند احترام به والدین، یاد ایشان را در متن زندگی روزمره جاری نگه دارد.
یکی از خلاقانهترین روشها برای معرفی شخصیت رهبر شهید به نسل جدید، استفاده از فرمایشهای ایشان در حوزه فضای مجازی و بازیهای رایانهای است. پخش چند دقیقه از دیدگاههای ایشان برای نوجوانان در حلقههای صالحین یا کلاسهای درس، بهشدت جذاب و اثربخش است. وقتی نوجوان بشنود که فرماندهکل قوایش نهتنها مخالف بازی نیست، بلکه نوع نگاهش به بازی و رسانه چقدر عمیق و دقیق است، احساس نزدیکی عجیبی میکند. این بهانه خوبی برای برپایی کلاسهای سواد رسانه با محوریت نگاه ایشان است. به این ترتیب، هم شخصیت قهرمان را معرفی کردهایم و هم او را بهعنوان مرجعی فهمیده و روزآمد برای نوجوانان تثبیت میکنیم.