در روزگاری که فوتبال، هویتش را در بازار مکارهی نقلوانتقالات و ارقام نجومی گم کرده است؛ در عصری که نسل اسطورههای تکباشگاهی و وفاداران ابدی، چون پائولو مالدینی، فرانکو بارسی، جوزپه برگومی و فرانچسکو توتی منقرض شده به نظر میرسید، در فوتبال ایران مردی برخاست که معنای تازهای به پیراهن و اصالت بخشید. امید عالیشاه، کاپیتانی از جنس صبوری و عشق، سرانجام پیراهن شماره ۲ دوستداشتنیاش را از تن درآورد تا یکی از غمانگیزترین و در عین حال افتخارآمیزترین فصول تاریخ باشگاه پرسپولیس ورق بخورد.
او سالها با خوب و بد سرخها ساخت. در روزهای بحران و پنجرههای بسته ایستاد، در روزهای اوج و فتح جامها بازوبند رهبری را بر بازو بست و جوانیاش را، قطرهقطره، پای این عشق گذاشت. او پرسپولیس را زندگی کرد و حالا با کولهباری از افتخارات، جامهای بیشمار و رکوردهایی ماندگار، شکوهمندانه غزل خداحافظی را میسراید.
اوج پیوند عاطفی امید با سکوها، در تپشهای تند شهرآوردها رقم خورد. گلهای نجاتبخش و البته پیروزیبخش او در داربیها، فریادهای جنونآمیز شادی را به مغز استخوان هواداران تزریق کرد. آن لحظات ناب، برای همیشه در دل و ذهن سرخدلان نقش بسته و غبار هیچ زمانی توان پاک کردن نام او را از ضمیر تاریخ نخواهد داشت.
اما بزرگترین میراث عالیشاه، فراتر از جامها و گلها، منش و اخلاق او بود. او در تمام این سالهای پرفشار، الگویی از اخلاق و توانایی فنی بود؛ مردی متین که جز چند باری آنهم محض دفاع از حریم تیمش از کوره درنرفت. همین وقار و اصالت سبب شد که او همواره مورد احترام عمیق هواداران و بازیکنان تیمهای رقیب باشد؛ اتفاقی نادر در فوتبال دوقطبی ما که تنها خطِ بطلانی بر تعصبهای کوررنگ است.
بزرگترین فداکاری امید، شاید در مسیر ملی او پنهان بود. او بارها و بارها، به خاطر نیاز پرسپولیس، در پستهای مختلف و ناآشنا به میدان رفت؛ آچار فرانسهای گوشبهفرمان که برای ترمیم زخمهای تیمش، از خودگذشتگی کرد. همین تنوع پستها و ترجیح دادن منافع باشگاه به منافع شخصی، شانس بازی در تیم ملی و داشتن یک پست ثابت در پیراهن سپید ایران را از او گرفت. اما امید گلهای نکرد؛ او تمام هموغم، توان و جانش را وقف پرسپولیس کرد و امروز، سرافراز، مغرور و محبوبتر از هر زمان دیگری، خانه را ترک میکند.
این جبرِ قشنگِ زمانه است که نام او را به پیشینهی طلایی سرخها و بزرگانی، چون علی پروین، فرشاد پیوس و محمد پنجعلی پیوند میزند. امید عالیشاه با موهای سپیدشدهاش در این راه پرفراز و نشیب، حالا ردی قشنگ و ماندگار بر تن پیراهن سرخفام پرسپولیس به یادگار گذاشته است؛ ردی که تا ابد خودنمایی خواهد کرد و یادآور مردی خواهد بود که در عصر بیوفاییها، عاشق ماند و عاشق رفت.