در آرزوی بابا، در آرزوی مامان

  • کد خبر: ۴۳۶۰۹۱
  • ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۷
در آرزوی بابا، در آرزوی مامان
یک هفته است که کودکان قشم رمق بازی های تابستانه را ندارند.

در حالت عادی از یک پسربچه ۱۰ ساله بپرسی افق بلند آرزویت چیست، احتمالا دیدن فوتبالیست مورد علاقه اش یا داشتن یک پیراهن با امضای او و تماشای بازی فوتبال تیم محبوبش در ورزشگاه، اولین چیز‌هایی باشد که به ذهنش برسد برای خواستن.

اما معنای آرزو برای یک پسربچه که مدار زندگی اش از حالت عادی خارج شده است فرق می‌کند. آرزو برای او دیگر چیز‌های عجیب و غریب و فانتزی نیست! آرزو و خواسته اش همان روزمره همیشگی است که برخوردار بودن از آن حق طبیعی هر کودکی است. آرزو برای او همان توپ بازی هر روز ظهر توی کوچه است که تا رسیدن تاکسی پدر جلو خانه و صدا زدن مادر برای ناهار ادامه داشت.

یک پسر ۱۰ ساله چطور می‌تواند گنجایش یک شبه بی خانمان شدن را داشته باشد؟ چطور می‌تواند صبوری کند سوگ پدر ومادری را که شب زیر سایه شان به خواب رفت و صبح زیر بمباران گمشان کرد.

مرگ بر آنکه خانه‌های مردم این سرزمین شد هدف بمبارانش، مرگ بر آنکه آرزوی کودکان ایرانی بسیاری را کشت، مرگ بر آنکه بانی بهت و بغض پسربچه‌ای است که از این دنیا فقط یک مادر و یک پدر می‌خواهد. مرگ بر او که تا ابد دشمن آمریکایی ماست.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.