حسین سجادی-کارشناس مسائل بین الملل
در شرایطی که کشوری درگیر تجاوز نظامی خارجی است، حفظ انسجام ملی و پرهیز از دوقطبیسازی، یکی از مهمترین الزامات صیانت از امنیت و منافع کشور به شمار میرود. در چنین بزنگاههای تاریخی، نقد عملکرد مسئولان نهتنها حق جامعه، بلکه ضرورتی برای اصلاح و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی است؛ اما این نقد هنگامی ارزشمند و سازنده خواهد بود که بر پایه انصاف، واقعبینی و شناخت دقیق مسئولیتها و ساختار تصمیمگیری کشور استوار باشد. عبور از مرز نقد و ورود به عرصه تخریب شخصیت، برچسبزنی و نادیده گرفتن سالها تجربه و خدمت، نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه سرمایه انسانی کشور را در حساسترین مقاطع هدف قرار میدهد.
هر جنگی، دستکم سه میدان همزمان و بههمپیوسته دارد:
نخست، میدان دفاع و مقاومت؛ جایی که رزمندگان با جانفشانی از استقلال، امنیت، تمامیت ارضی و عزت کشور دفاع میکنند و با ایثار خود، مانع تحقق اهداف متجاوزان میشوند.
دوم، میدان دیپلماسی؛ عرصهای که دیپلماتهای کارآزموده، متخصص و متعهد، همگام با حمایت از ایستادگی نیروهای مسلح و ملت، میکوشند با بهرهگیری از حقوق بینالملل، رایزنیهای سیاسی و ظرفیت سازمانهای بینالمللی، مشروعیت حقوقی کشور را تثبیت کنند، از گسترش بحران جلوگیری نمایند، هزینههای جنگ را کاهش دهند و راه را برای پایان درگیری و بازگشت آرامش و ثبات هموار سازند.
سومین میدان نیز، میدان قضاوت است؛ جایی که افکار عمومی، رسانهها و در نهایت تاریخ، درباره تصمیمها، عملکردها و چهرههایی که در متن این حوادث قرار داشتهاند، داوری میکنند. واقعیت آن است که هیچ ملتی تنها با پیروزی در میدان نبرد، به امنیت پایدار دست نمییابد. دستاوردهای نظامی زمانی ماندگار میشوند که دیپلماسی بتواند آن دستاوردها را در عرصه حقوقی و سیاسی تثبیت کند و از تبدیل پیروزیهای میدانی به فرصتهای راهبردی برای کشور صیانت نماید.
به همین دلیل، میدان و دیپلماسی دو مسیر جدا از هم نیستند؛ دو بازوی مکمل یک راهبرد واحد برای دفاع از منافع ملیاند. در روزهایی که آتش جنگ کاسته میشود، طبیعی است که جامعه درباره تصمیمها و عملکرد مسئولان پرسش داشته باشد. نقد، حق مردم و لازمه پویایی هر نظام سیاسی است؛ اما تجربه نشان داده است که در فضای احساسی پس از بحران، گاهی مرز میان نقد منصفانه و قضاوت شتابزده کمرنگ میشود. در چنین فضایی، ممکن است یک عمر تجربه و خدمت، تنها با یک مقطع زمانی سنجیده شود و کارنامه چند دههای یک مدیر یا دیپلمات، زیر سایه هیجانهای روز قرار گیرد.
در ماههای اخیر، دکتر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، یکی از چهرههایی بود که بیش از دیگران در معرض این قضاوتها قرار گرفت.درباره مذاکرات، شیوه اداره پروندههای سیاست خارجی یا نتایج برخی تصمیمها، میتوان و باید نقد کارشناسانه داشت؛ اما نقد زمانی منصفانه خواهد بود که بر پایه شناخت ساختار سیاست خارجی، مسئولیتهای قانونی و واقعیتهای پیچیده روابط بینالملل استوار باشد، نه بر اساس برداشتهای مقطعی یا پیشداوریهای سیاسی. دکتر عباس عراقچی از جمله دیپلماتهای برجسته و باسابقه جمهوری اسلامی ایران است که بیش از سه دهه از عمر خود را در عرصه سیاست خارجی سپری کرده است.
حضور در مسئولیتهای مهمی همچون معاون سیاسی، معاون حقوقی و بینالمللی، سخنگوی وزارت امور خارجه، سفیر جمهوری اسلامی ایران و عضویت در حساسترین تیمهای مذاکرهکننده کشور، گواه اعتماد مستمر نظام به توانمندیهای علمی، حقوقی و دیپلماتیک اوست. تسلط بر حقوق بینالملل، تجربه مذاکرات پیچیده چندجانبه و شناخت عمیق از سازوکارهای دیپلماسی، سرمایهای است که طی سالها خدمت در دشوارترین عرصههای سیاست خارجی به دست آمده است. واقعیت آن است که دیپلمات حرفهای، نه بر اساس سلایق شخصی، بلکه در چارچوب سیاستهای کلان و مصوبات مراجع عالی کشور عمل میکند. از این رو، قضاوت درباره عملکرد یک دیپلمات ارشد باید بر مبنای میزان پایبندی او به مأموریتهای محوله، دفاع از منافع ملی و کارنامه حرفهای وی صورت گیرد، نه بر اساس فضای احساسی و هیجانات مقطعی.
اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست هفتگی ۲۹ تیر سال جاری، نکته ای بیان کرد که: فکر می کنم که اصرار بر دوگانه مذاکره یا جنگ، دیپلماسی یا جنگ برای کشور ما مفید نیست. اینکه فکر کنیم که دیپلماسی نافی دفاع است یا اینکه دفاع با دیپلماسی سازگاری ندارد به هیچ عنوان منطق صحیحی نیست. باید در نظر داشته باشیم که کاری که سید عباس انجام می دهد با کاری که سید مجید انجام می دهد با یک هدف هست و آن هدف صیانت از منافع ملی ایران است و دیپلماسی و دفاع دو بال هستند و هر کدامش نتواند وظیفه خوددش را انجام دهد قطعا وظیفه حکمرانی ما به درستی انجام نمیشود. به همان میزان که به مدافعان وطن افتخار میکنیم و حمایت میکنیم باید از دیپلماتها هم حمایت کرد.
اینجاست که باید گفت، تاریخ ایران بارها نشان داده است که در روزهای دشوار، کشور بیش از هر زمان دیگر به همدلی، عقلانیت و استفاده از همه ظرفیتهای انسانی خود نیازمند است. سرمایه انسانی دستگاه دیپلماسی نیز بخشی از سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی ایران است؛ سرمایهای که حفظ آن، در کنار نقد منصفانه عملکر دها، میتواند قدرت چانهزنی، اقتدار بینالمللی و توان دفاع از حقوق ملت ایران را بیش از پیش تقویت کند. به امید پیروزی رزمندگان میهن اسلامی بر دشمن صهیونی و آمریکایی در سنگر میدان و دیپلماسی.