به گزارش شهرآرانیوز، حالا پنج سال از آن روزها گذشته است. آنچه آن روز «حادثه» بود، امروز برای میلیونها افغانستانی تبدیل به «زندگی روزمره» شده است. شاید برای فهم افغانستان امروز، به جای پرسیدن اینکه طالبان در این پنج سال چه کردهاند، باید سؤال دیگری پرسید؛ در این پنج سال چه چیزهایی در افغانستان عادی شده است؟
پنج سال زمان کمی نیست. کودکی که هنگام ورود طالبان به کابل دوازده سال داشت، امروز هفده ساله است. دانشجویی که آن روز تازه وارد دانشگاه شده بود، اکنون باید در آستانه ورود به بازار کار میبود. خانوادهای که تصور میکرد بحران تازه چند ماه طول خواهد کشید، پنج سال از عمر خود را در نظم سیاسی جدید گذرانده است.
برای همین، مهمترین واقعیت افغانستان در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان شاید نه در ساختمانهای حکومتی آنها، بلکه در همین فاصله زمانی پنهان شده باشد: افغانستان دیگر در «دوران پس از سقوط کابل» زندگی نمیکند؛ بلکه یک نسل در حال بزرگشدن زیر حکومت طالبان است.
اگر از بسیاری از شهروندان افغانستان درباره تفاوت امروز با سالهای پیش از ۲۰۲۱ سؤال شود، یکی از نخستین پاسخها احتمالا «امنیت» است.
جنگ گسترده میان طالبان و نیروهای دولت پیشین پایان یافته، بسیاری از خیابانهایی که روزگاری عبور از آنها با خطر درگیری، کمین یا انفجار همراه بود آرامتر شدهاند و زندگی در شهرهایی مانند کابل دیگر زیر سایه نبرد روزانه میان یک حکومت و یک شورش مسلحانه نمیگذرد.
حتی دفتر هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان تأکید کرده است که کاهش درگیریها برای بسیاری از مردم افغانستان «مزایای ملموسی» داشته و فرصت بیشتری برای بازسازی، توسعه و همکاری اقتصادی منطقهای ایجاد کرده است. با این حال، سازمان ملل همزمان درباره باقیماندن تهدیدهای تروریستی و موانع موجود بر سر راه ثبات پایدار هشدار داده است.
این همان بخشی از افغانستان امروز است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. طالبان نیز امنیت را یکی از مهمترین دستاوردهای حکومت خود معرفی میکنند. اما پایان یک جنگ، لزوما به معنای پایان همه بحرانها نیست.
افغانستان از یکی از طولانیترین جنگهای معاصر بیرون آمده است، اما پرسش پنج سال بعد این است که مردمی که دیگر کمتر صدای انفجار و نبرد میشنوند، برای زندگیای که پس از جنگ آغاز شده، چه در اختیار دارند؟
شاید هیچ تصویر دیگری به اندازه سن یک دختر افغانستانی نتواند معنای این پنج سال را توضیح دهد. دختری را تصور کنید که تابستان ۲۰۲۱ دوازده سال داشت، آن روز احتمالا هنوز نمیدانست «طالبان دوباره به قدرت رسیدهاند» قرار است برای زندگی شخصی او چه معنایی داشته باشد؛ امروز همان دختر هفده ساله است.
در فاصله میان دوازده تا هفدهسالگی، باید چند پایه تحصیلی را پشت سر میگذاشت، درباره دانشگاه فکر میکرد، رشته آیندهاش را انتخاب میکرد و آرامآرام برای زندگی بزرگسالی آماده میشد.
اما حالا افغانستان امروز تنها کشوری در جهان است که در آن دختران و زنان بهطور رسمی از آموزش متوسطه و عالی محروماند. یونسکو در آستانه پنجمین سالگرد اعلام کرده است که حدود ۲.۴ میلیون دختر افغانستانی از زمان بازگشت طالبان از ادامه تحصیل در دوره متوسطه بازماندهاند؛ رقمی که نسبت به سال گذشته نیز افزایش یافته است.
این عدد وقتی در گزارشهای بینالمللی نوشته میشود، فقط «۲.۴ میلیون» است. اما پشت هر واحد آن، چند سال از زندگی یک انسان قرار دارد.
موضوع فقط کلاس درسی نیست. هر سال بستهماندن مدرسه، فاصله بیشتری میان دختران نوجوان امروز و آیندهای ایجاد میکند که زمانی برای خود تصور کرده بودند. یونسکو هشدار داده است که ادامه این وضعیت علاوه بر پیامدهای آموزشی، در دهههای آینده بر نیروی کار، درآمد خانوادهها و حتی تعداد معلمان زن افغانستان نیز اثر خواهد گذاشت.
به این معنا، یکی از چیزهایی که طی پنج سال گذشته در افغانستان عادی شده، چیزی است که در اوت ۲۰۲۱ هنوز «موقت» تصور میشد: بزرگشدن میلیونها دختر بیرون از مدرسه.
داستان زنان افغانستان البته در مدرسه و دانشگاه تمام نمیشود. در پنج سال گذشته دامنه محدودیتها از آموزش به اشتغال، رفتوآمد، حضور در برخی فضاهای عمومی و بخشهایی از زندگی اجتماعی گسترش یافته است.
گزارش تازه «زنان سازمان ملل» تصویر قابلتأملی از نتیجه همین فرایند ارائه میکند. براساس دادههایی که این نهاد در آستانه پنجسالگی حکومت طالبان منتشر کرده، بیش از نیمی از زنان مورد بررسی گفتهاند که در ماه حداکثر یک یا دو بار از خانه خارج میشوند و نزدیک به سهچهارم آنان گفتهاند بدون همراه مرد احساس امنیت نمیکنند.
این نهاد میگوید طی پنج سال بیش از صد فرمان و دستور مرتبط با زنان و دختران صادر شده است. طالبان این ارزیابی را رد میکنند و میگویند حقوق زنان براساس برداشت آنان از شریعت اسلامی و فرهنگ افغانستان رعایت میشود. همین اختلاف روایت، خود بخشی از واقعیت افغانستان پنج سال اخیر است.
از یک سو، حکومتی که وضعیت موجود را مطابق ارزشهای اسلامی و سنتی جامعه معرفی میکند و از سوی دیگر، نهادهای بینالمللی که از محدودشدن بیسابقه حضور زنان در عرصه عمومی سخن میگویند.
اما جدا از این جدال سیاسی، یک تغییر آرام در زندگی روزمره اتفاق افتاده است: فضایی که زنان میتوانند در آن زندگی، تحصیل و کار کنند کوچکتر شده است؛ و شاید خطرناکترین مرحله هر محدودیتی زمانی آغاز میشود که دیگر خبر نباشد؛ وقتی آنقدر ادامه پیدا کند که تبدیل به بخشی از زندگی عادی شود.
داستان اقتصاد افغانستان نیز به همان اندازه متناقض است. اگر فقط بعضی شاخصهای کلان را ببینیم، نشانههایی از بهبود وجود دارد. بانک جهانی در گزارش تازه خود رشد واقعی اقتصاد افغانستان را حدود ۴.۸ درصد برآورد کرده و از بهبود درآمدهای داخلی و نشانههایی از مقاومت بخش خصوصی سخن گفته است. طالبان نیز ثبات پول ملی، افزایش درآمدها، ساخت زیرساخت و گسترش فعالیتهای اقتصادی را بخشی از کارنامه خود میدانند.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که عدد رشد اقتصادی از صفحات گزارش بیرون میآید و وارد سفره یک خانواده میشود.
بانک جهانی میگوید بازگشت میلیونها افغانستانی و افزایش سریع جمعیت باعث شده رشد اقتصاد از رشد جمعیت عقب بماند. براساس همان گزارش، با بازگشت حدود ۳.۷ میلیون نفر، تولید ناخالص داخلی سرانه ۵.۶ درصد کاهش یافته و تورم مواد غذایی و فشار بر قدرت خرید خانوادهها نیز افزایش پیدا کرده است.
به زبان سادهتر، ممکن است اندازه اقتصاد بزرگتر شده باشد، اما سهم هر نفر از آن لزوما بیشتر نشده است.
این شاید یکی دیگر از تناقضهای افغانستان امروز باشد: کشوری که جنگ فراگیر در آن فروکش کرده، اما صلح هنوز برای بسیاری از مردم به معنای شغل، درآمد مطمئن و آینده قابل پیشبینی نشده است.
پنج سال قبل تصویر نمادین افغانستان، جمعیتی بود که پشت دیوارهای فرودگاه کابل برای خروج از کشور انتظار میکشید.
اما پنج سال بعد، افغانستان علاوه بر مهاجرت با پدیده بزرگ دیگری نیز روبهروست: بازگشت.
میلیونها افغانستانی در سالهای اخیر، داوطلبانه یا اجباری، از کشورهای همسایه به افغانستان برگشتهاند. یونسکو میگوید که فقط در سال ۲۰۲۵ حدود سه میلیون نفر به افغانستان بازگشتهاند؛ موجی که فشار بیشتری بر مدرسهها و خدمات عمومی وارد کرده است. بانک جهانی نیز بازگشت گسترده مهاجران را یکی از مهمترین عوامل افزایش جمعیت و فشار بر بازار کار میداند.
پنجمین سال حکومت طالبان یک تناقض دیگر نیز دارد. طالبان امروز تقریبا تمام ساختار حکومتی افغانستان را در اختیار دارند و با دهها کشور ارتباط سیاسی، اقتصادی یا دیپلماتیک برقرار کردهاند، اما تا امروز تنها روسیه حکومت آنها را رسما به رسمیت شناخته است. وزارت خارجه روسیه در سال ۲۰۲۵ این تصمیم را رسما اعلام کرد. با این حال، نبود شناسایی رسمی به معنای نبود تعامل نیست.
کشورهای منطقه و حتی دولتهایی که منتقد جدی سیاستهای طالباناند، به دلایل مختلف از امنیت و مهاجرت گرفته تا تجارت و مبارزه با تروریسم، ناچار به گفتوگو با کابل شدهاند.
در واقع طی این پنج سال یک اتفاق دیگر نیز آرامآرام عادی شده است: تعامل با طالبان بدون بهرسمیتشناختن طالبان. این وضعیت نه انزوای کامل است و نه پذیرش کامل. نوعی میانه خاکستری که پنج سال است ادامه دارد.
اگر روایت طالبان از این پنج سال را بشنویم، سخن از پایان اشغال خارجی، امنیت، ثبات، افزایش درآمد، پروژههای عمرانی و استقلال سیاسی است.
اگر گزارشهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری را بخوانیم، تصویر دیگری ظاهر میشود: محدودیت گسترده زنان، بحران آموزش دختران، فقر، کاهش کمکهای بشردوستانه و نگرانی درباره آینده حقوق و آزادیهای عمومی.
احتمالا هیچکدام از این دو قاب به تنهایی تمام افغانستان را توضیح نمیدهد. افغانستان امروز هم میتواند برای مردی که سالها در جادهای ناامن رفتوآمد کرده، امنتر باشد و هم برای دختری هفدهساله که پنج سال است منتظر بازشدن مدرسه مانده، بستهتر.
ممکن است تاجری از ثبات بیشتر مسیر تجارت بگوید و کارگری همان روز از نبود شغل شکایت کند. ممکن است جنگ کمتر شده باشد، اما انتظار بیشتر شده باشد. واقعیت افغانستان درست در میان همین تناقضهاست.
در نخستین ماههای پس از پانزدهم اوت ۲۰۲۱، بیشتر پرسشها درباره دوام حکومت طالبان بود.
پنج سال بعد، بسیاری از این پرسشها همچنان بیپاسخاند؛ اما در این میان چیزی تغییر کرده است که شاید از همه مهمتر باشد: زمان گذشته است.
پنج سال برای سیاست شاید یک دوره کوتاه باشد، اما برای یک انسان بخش بزرگی از زندگی است.
کودک دوازدهساله آن روز حالا هفدهساله است. دانشجوی آن روز پنج سال پیرتر شده. مهاجری رفته، دیگری برگشته، کودکی متولد شده که هیچ حکومتی جز طالبان ندیده است.
به همین دلیل شاید مهمترین پرسش در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان دیگر این نباشد که «طالبان چه زمانی تغییر میکند؟»
پرسش دشوارتر این است:
افغانستان در حال تبدیلشدن به چه جامعهای است، اگر همین وضعیت پنج سال دیگر نیز ادامه پیدا کند؟
در پانزدهم اوت ۲۰۲۱ جهان سقوط یک حکومت و بازگشت یک گروه را تماشا کرد.
در پانزدهم اوت ۲۰۲۶، مسئله دیگر فقط قدرتگرفتن طالبان نیست.
مسئله، نسلی است که در این پنج سال بزرگ شده؛ نسلی که آرامآرام دارد یاد میگیرد چه چیزهایی را از زندگی بخواهد، چه چیزهایی را دیگر ممکن نداند و با چه چیزهایی کنار بیاید.
شاید بزرگترین تغییر افغانستان همین باشد: اتفاقی که پنج سال پیش جهان را شوکه کرد، امروز برای میلیونها نفر تبدیل به زندگی روزمره شده است.