آمریکاییها در آغاز تهاجم خود، نقشهای سادهانگارانه، اما خطرناک در سر داشتند؛ آنها بهدنبال این مسئله بودند که نظام را تغییر دهند. اما این مسئله نهتنها محقق نشد، بلکه با وجود خسارتهایی که به ما وارد شد، به لطف خدا پیشبینیهای امام شهیدمان درباره «مبعوثشدن مردم» تحقق یافت.
ترامپِ قمارباز با لفاظیهای معمول، مدعی ورود با ارتشی بسیار قدرتمند بود، اما پیشبینی امام شهید ما درست از آب درآمد؛ همانطورکه رئیسجمهورهای قبلی آمریکا در ۴۷ سال گذشته نتوانستند کاری از پیش ببرند، قدرت و امکانات گسترده ایالاتمتحده نیز درنهایت با مقاومت نیروهای مسلح کشورمان مواجه شد. در ادامه نیز تفاهمنامه چهاردهبندی که به امضای رئیسجمهور قمارباز رسید، سندی بر شکست کامل ارتش آمریکا بود.
بااینحال، آنها بار دیگر با نقض آتشبس در ایام سوگواری، به استانهای جنوبی ما ازجمله هرمزگان، بوشهر، سیستانوبلوچستان و خوزستان حمله کردند، اما پاسخ چنان سنگین بود که خود آنها به شکست مفتضحانه خود اعتراف کردند. امروز، اما اهمیت تحولات اخیر فراتر از عرصه نظامی است؛ مهمترین دستاورد این نبرد، انزوای استراتژیک آمریکا در خلیجفارس و گسترش نارضایتی در میان متحدان عرب این کشور است. امروز خلیجفارس نه جولانگاه دشمن، که قلمرو اقتدار ایران است.
ایران اکنون با اعمال کنترل و مدیریت دقیق بر تنگه هرمز، نبض انرژی جهان را در اختیار گرفته است. مسئله دیگر «تردد آزادانه» شناورهای متخاصم نیست؛ بلکه مسئله این است که روند ترددها تحت اشراف مقتدرانه جمهوری اسلامی است. این تغییر وضعیت، بحرانی بیسابقه را برای انرژی در آمریکا، اروپا و شرق آسیا رقم زده و پیامهای نگرانکننده آنها، گواهی بر این مدعاست. با چنین سابقهای از نقض عهد و حمله ناجوانمردانه به زیرساختهای کشور، کدام عقل سلیمی میتواند به چنین طرفی اعتماد کند و درباره آینده منطقه گفتوگو کند؟
ایران زمانی تنگه هرمز را برای بهرهبرداریهای بینالمللی باز میگذارد که طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند و در برابر رژیم اشغالگر قدس که به جنایات خود در لبنان ادامه میدهد، بایستد. تا آن زمان، مذاکره با آنها موضوعیتی ندارد. اگر سخنی از مذاکره باشد، طرف ما کشور همسایه، عمان است که تنگه میان ما و آنها قرار دارد؛ مذاکراتی که در چارچوب منافع دوجانبه در جریان است.
دشمن باید بداند که ایران نه از فشار خسته میشود و نه از راهبرد خود عقبنشینی میکند. همانطورکه در جنگ تحمیلی، دشمنِ تا دندانمسلح در خیال فتح تهران بود، اما ملت ایران حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد و مناطق اشغالی را بازپس گرفت، امروز نیز شرایط به کلی تغییر کرده است.
به فرمان فرمانده معظم کل قوا، نیروهای مسلحِ ما آمادهتر از همیشه، با نظم، دقت و سرعتی مثالزدنی، خود را برای هر رخداد احتمالی مهیا کردهاند. پاسخ ایران در صورت هرگونه تجاوز، تهاجمیتر و کوبندهتر از گذشته خواهد بود.
مهمترین پیامد این دوران، نه فقط شکست نظامی آمریکا، که انزوای راهبردی او در خلیجفارس و فروریختن اعتماد متحدان عرب اوست. کشورهایی که سالها امنیت خود را به حضور قدرتهای فرامنطقهای گره زده بودند، اکنون دریافتهاند که واشنگتن نهتنها ضامن امنیت نیست، بلکه عامل ناامنی است. هزینه سیاستهای آمریکا را اکنون متحدان منطقهایاش با اختلال در اقتصاد و امنیت خود میپردازند؛ حقیقتی که موجب بازنگری جدی این کشورها در میزان اتکا به واشنگتن شده است.
خلیجفارس دیگر جولانگاه آمریکا نیست؛ امروز وزن راهبردی ایران چنان افزایش یافته که امنیت پایدار منطقه بدون درنظرگرفتن نقشآفرینی ما، غیرممکن است. این، آغازی بر یک نظم جدید است که در آن، آمریکا تنها یک بازیگرِ در حال انزوا و ایران، محورِ ثبات و اقتدار در خلیجفارس است.