به گزارش شهرآرانیوز، آیتالله علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در مراسم گرامیداشت اربعین قائد شهید امت و آغاز سال تحصیلی مدرسه فقهی ائمه اطهار (علیهمالسلام)، با تسلیت چهلمین روز شهادت و تدفین امام شهید و مظلوم و نیز فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام حسن عسکری (علیهالسلام)، اظهار کرد: امیدوارم خداوند متعال، همه ما را از برکات وابستگی به ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) در همه شئون و ابعاد زندگی فردی و اجتماعی بهرهمند سازد.
وی با تشکر از مجموعه تلاشها و خدماتی که با افاضات و تدبیر حکیمانه آیتالله فاضل، در تداوم اثر ارزشمند مرجع مجاهد و عالیقدر، مرحوم آیتاللهالعظمی فاضل لنکرانی، انجام شده است، افزود: خوشبختانه این نهاد مقدس پس از رحلت ایشان نهتنها رو به رکود نگذاشت، بلکه در یک توسعه جامعتر و گستردهتر، مجموعه فعالیتها و اقدامات سازنده خود را ادامه داد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به فعالیتهای حوزه علمیه خراسان، خاطرنشان کرد: دورنمای حوزه برای آینده اسلام و جامعه اسلامی، در مسیر تمدنسازی گسترده و عمیق و نیز تبیین و ترویج این تمدن در عرصههای فرهنگی و بینشی دنیای امروز، امیدبخش است.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: فعالیتها و خدمات نوآورانه مدیر حوزه علمیه خراسان و مجموعه همکاران وی، تحولاتی را در حوزه علمیه به وجود آورده است که آینده این حوزه را در عرصههای تربیت، نوکری و خدمتگزاری به صاحب و مولایمان حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) روشن و امیدبخش ترسیم میکند.
وی تصریح کرد: همانگونه که حضرت ولیعصر (عج) به نوکرانی توجه دارند که بهروز و متناسب با نیازهای زمان در خدمت آن حضرت باشند و تمام منویات ولایی ایشان را در زمینهسازی ظهور در روز فراهم کنند، خوشبختانه حوزه علمیه خراسان این ظرفیت را هم در عرصههای آموزشی و هم در عرصههای پژوهشی پیدا کرده است و آینده بسیار درخشان و شفافی پیش روی این حوزه قرار دارد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: امیدوارم از برکات این مسیر، ما نیز از وجود جوانان باسواد، تحصیلکرده و بهروز که بتوانند در مسیر نوکری وجود مقدس صاحبالامر (عج) خدمت کنند، برخوردار خواهیم شد.
آیتالله علمالهدی با اشاره به آیهای که در ابتدای سخنان خود قرائت کرد، اظهار کرد: در این آیه، هنگامی که خداوند متعال به فرشتگان اعلام کرد «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»، آنان گفتند: «أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ»؛ لذا امتیازی که فرشتگان برای خود قائل بودند، مقام بالای عبودیت و بندگی خدا بود؛ مقامی که مهمترین، پراجرترین و معظمترین عرصههای کمال برای هر موجود است. آنان در اعتراض خود، مسئله «نسبح بحمدک و نقدس لک» را مطرح کردند؛ یعنی مقام عبودیت و کمال بندگی خود را معیار قرار دادند که چرا ما خلیفه تو نباشیم و تو غیر ما را برای خود خلیفه انتخاب کنی.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی بیان کرد: پاسخ خداوند به فرشتگان، پاسخی عملی بود؛ آنجا که فرمود: «فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ». هنگامی که آدم (علیهالسلام) آنان را از اسما آگاه کرد، خداوند از فرشتگان خواست اسمایی را که به آدم تعلیم شده بود، بیان کنند، اما آنان از ادای آن اسما برنیامدند و گفتند: «لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا».
آیتالله علمالهدی با اشاره به تفاسیر مختلف درباره معنای «اسما»، گفت: در تفاسیر، معانی متعددی برای اسما بیان شده است، اما تفسیری که تقریباً بیشتر مورد توجه قرار گرفته، این است که مقصود از اسما، علوم است؛ زیرا پیدایش علم، اصطلاحات را دربرمیگیرد و اصطلاحات نیز نقش اسما را دارند. بر این اساس، «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا» به این معناست که خداوند همه اصطلاحات و ملاکهای علمی را به آدم تعلیم داد.
وی افزود: در این پاسخ عملی خداوند، هم امتیاز آدم بر فرشتگان در پاسخ به اینکه چرا آدم خلیفه باشد و فرشتگان خلیفه نباشند روشن شد و هم علت دستور سجده فرشتگان در برابر آدم مشخص گردید. امتیاز و فضیلتی که آدم بر فرشتگان داشت، بالاتر از تسبیح و تقدیس بود؛ زیرا خداوند با وجود تسبیح و تقدیس فرشتگان، آنان را مأمور کرد در برابر آدم سجده کنند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: اگر این امتیاز را صرفاً علم اسما بدانیم، به این معناست که علم، نقطه کمال هر موجود است؛ در حالی که نقطه کمال هر موجود، عبودیت ذات مقدس پروردگار است و علم، عالیترین نقطه کمال نیست. بنابراین، اگر اسما ملاک امتیاز باشد، باید علم نقطه کمال هر موجود باشد، در حالی که این برداشت با «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ» سازگار نیست.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: در اینجا برخی مفسران، از جمله مرحوم علامه طباطبایی (رضوانالله تعالی علیه)، معتقدند معیار امتیاز آدم، علم اسما نبود، بلکه «انباء» بود؛ یعنی «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ». هنگامی که آدم (علیهالسلام) انباء کرد، امتیازی پیدا کرد که فرشتگان فاقد آن بودند.
وی گفت: آنچه معیار امتیاز آدم بود، انبای آدم بود و معیار خلافت الهی آدم نیز همین انباءست؛ زیرا خلافت الهی مقام و رتبهای است که انسان در آن کار خدایی انجام میدهد و کار خدایی، سازندگی است. سازندگی با انباء صورت میگیرد و صرف علم، موجب سازندگی نمیشود. ممکن است کسی در دنیای علم قرار داشته باشد، اما قدرت سازندگی نداشته باشد؛ در حالی که اگر انسان حتی با یک علم اندک وارد مرحله انباء شود، قدرت سازندگی پیدا میکند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: مقام خلافت الهی، مقام سازندگی است و سازندگی با انباء قابل تحقق است. انباء باعث امتیاز آدم و موجب سجده فرشتگان شد؛ زیرا این انباء بود که نقش کار خدایی را بهوسیله غیرخدا در عرصه وجود و هستی اجرا کرد. این قدرت و مسئله انباء، موضوع مهمی در زندگی دینی و فرهنگی ماست و آنچه ارزش دارد، قدرت انباءست.
وی ادامه داد: امروز در حوزههای علمیه با ذاتهای مقدسی روبهرو هستیم که از نظر علمی در سطح بسیار بالایی قرار دارند، فهمی عالی دارند و دارای محفوظات ارزشمند و علمی فراوان هستند، اما متأسفانه در عرصه انباء وارد نشدهاند و نقشی ندارند و در جامعه نمیتوانند کاری انجام دهند. در مقابل، گاهی یک طلبه عادی سطح یک، چون قدرت انباء دارد، در همان حد معلومات جزئی خود سازنده است.
آیتالله علمالهدی با اشاره به نقلی از مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی (رضواناللهتعالیعلیه) اظهار کرد: بزرگان ما نقل کردهاند که ایشان دستور فرمودند طلبهها برای تبلیغ در ماه محرم و رمضان به شهرها و روستاها بروند. شخصی نزد مرحوم آیتالله بروجردی آمد و گفت این طلبهای که میرود، چقدر سواد و معلومات دارد که بخواهد در جایی منبر برود و مردم را هدایت کند؟ چه قدرت هدایتی دارد؟
وی افزود: مرحوم آیتالله بروجردی فرمودند این طلبه هرجا هم برود و منبر برود، به مردم میگوید گناه نکنید؛ نمیگوید گناه کنید. همین مقدار اثر دارد که او را ببریم و به مردم بگوید گناه نکنند. مسئله انباء در همان مرحله اول، ولو در یک حد بسیار کم، قدرت سازندگی است و این معیار و ملاک خلافت الهی است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: اگر انسان از نظر علمی در هر سطح بالایی قرار گیرد، اما قدرت انباء نداشته باشد، طبیعی است که در زندگی خود نقشی نخواهد داشت.
آیتالله علمالهدی با اشاره به خاطرهای از دوران طلبگی خود، گفت: به اعتبار اینکه برادر پیر شما هستم، در عالم طلبگی خاطراتی داریم و با جریانهای مختلفی در عالم طلبگی برخورد کردهایم. شخصی بود که دو برادر من از فضلای حوزه علمیه قم و از شاگردان مرحوم آیتالله بروجردی بودند؛ یکی از آنها بعداً از شاگردان امام و دیگری از شاگردان مرحوم آقای محقق داماد شد. این دو برادر، دوستی داشتند که طلبهای مشهدی بود و برای تحصیل به قم رفته بود.
وی ادامه داد: این دوست صمیمی، بنا بود در ایام ماه رمضان، محرم و صفر برای تبلیغ به شهرها و روستاها برود. به او گفتند تو هم بیا با هم مسافرت برویم، اما گفت احتیاجی به مسافرت ندارم؛ اگر به خاطر موانع زندگی و معیشت هم بخواهم به سفر بروم، زندگیام تأمین است. به جای اینکه به این شهر و آن شهر و این روستا و آن روستا بروم و تبلیغ کنم، مینشینم، کار میکنم و درس میخوانم.
آیتالله علمالهدی افزود: این شخص هم استعداد بالایی داشت و هم در فعالیتهای علمی و مطالعاتی واقعاً خستگیناپذیر بود. نبوغ عظیمی در مطالعه داشت. از شاگردان مرحوم امام بود و در درس طهارت امام شرکت میکرد. در آن زمان، تقریرات درس امام را به زبان عربی مینوشت و دفترچههای کوچکی داشت که تقریرات را در آنها ثبت میکرد.
وی بیان کرد: وقتی آن دفترها را به من نشان داد، حتی یک خطخوردگی نداشت و با خطی زیبا، درس امام را در همان جلسه به عربی مینوشت؛ در حالی که امام به فارسی درس میگفتند. استعداد بسیار قوی داشت و حتی یک خطخوردگی در نوشتههایش دیده نمیشد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بعدها از دنیا رفت و سرنوشت آن نوشتهها مشخص نبود. روزی به آقا عرض کردیم و ایشان که نسبتی خانوادگی با آن شخص داشتند، قرار شد پیگیری کنند که آثار و نوشتههای او در کجاست و در اختیار چه کسی قرار دارد.
وی گفت: این شخص بسیار فعال، زحمتکش، اهل مطالعه و مقید بود که در تمام مباحث فقهی که امام یا مرحوم آقای داماد مطرح میکردند، دیدگاههای فقهی عامه و اهل سنت را نیز دنبال کند. در این زمینه مطالعات زیادی داشت و با کتب دانشگاه الازهر و آثار فقهای اهل سنت مصر آشنا بود. بسیار زحمت کشید تا به یک مجتهد کامل تبدیل شد و موفق شد بر تمام عروه حاشیه بزند.
آیتالله علمالهدی افزود: پس از آن تصمیم گرفت در مشهد بماند. شاگرد امام بود، بسیار بااستعداد و از نظر فکری سالم بود و از نظر بصیرت نیز فردی فوقالعاده و بسیار سیاسی بود. همزمان با آغاز نهضت امام، تصمیم گرفت به مشهد بیاید و فعالیت روحانیت خود را در شهر خودش دنبال کند.
وی ادامه داد: هنگامی که به مشهد آمد، ساواک برای او توطئهای ایجاد کرد و متأسفانه فردی که از شاگردان بسیار نزدیک امام بود، به دست ساواک افتاد. ساواک شروع به بهرهکشی از او کرد و کار به جایی رسید که پس از یک سال فهمید اشتباه کرده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به این موضوع گفت: خدا رحمت کند آقا را؛ ایشان میفرمودند که با آن فرد بسیار صحبت و بحث کردم و او را از ارتباطاتی که پیدا کرده بود برحذر داشتم، اما به سخنان ما توجه نمیکرد. پس از یک سال فهمید اشتباه کرده و از شدت غصه بیمار شد و از دنیا رفت.
وی تصریح کرد: ما باید حساب کنیم که محصول کار ما کجاست. آنچه در عرصه طلبگی مهم است، نوکری ارباب است؛ مسئله این است که نوکری ما چگونه اثر کند و چگونه برای اربابمان نوکری کنیم. اگر درس نخوانیم، ابزار نوکری نداریم؛ زیرا در عرصه نوکری ارباب، کار ما تبیین و تبلیغ است. اگر بیسواد باشیم، کسی به حرف ما گوش نمیدهد و به سخنان ما اعتنا نمیکند. وقتی در جامعهای وارد میشویم که از معلومات بالایی برخوردار نیستیم، نخبگان و افراد برجسته جامعه جذب ما نمیشوند و مردم نیز جذب نمیشوند. بنابراین، ابزار نوکری، درس خواندن است.
آیتالله علمالهدی با اشاره به وضعیت امروز حوزههای علمیه، اظهار کرد: با استفاده از محضر حضرت آیتالله فاضل و مدیر حوزه علمیه خراسان، باید بپرسیم اصل دغدغه ما امروز در حوزه چیست؟ اینکه بگوییم در حوزه ما عدهای طلبه وارد شدهاند و از همان روز اول محاسبه کنند که چهکاره خواهند شد؛ قاضی دادگستری میشوند، عضو عقیدتی سیاسی در نهادهای نظامی و انتظامی میشوند، امام جمعه میشوند یا چه مسئولیتی خواهند داشت، و از همان ابتدا کار خود را صرفاً برای رسیدن به یک سمت یا موقعیت اجتماعی تعریف کنند، درست نیست.
وی افزود: طلبه از ابتدا وارد حوزه شود و محاسبه کند که نتیجه تحصیل او در شخصیت اجتماعی و مادیاش چه خواهد بود، این مسئله واقعاً تأسفآور و نگرانکننده است. اگر طلبه با چنین تفکری وارد حوزه شود، یکی از عوامل ریزش حوزه نیز همین نوع تفکر خواهد بود.
وی گفت: وقتی بناست قاضی دادگستری با یک مدرک لیسانس از دانشکده علوم قضایی وارد دستگاه قضا شود، اما طلبهای که درس خارج خوانده و سالها در حوزه تحصیل کرده، پس از طی این همه دوران طلبگی با تردید و اشکال و شعب مختلف استخدامی مواجه شود، آیا واقعاً طلبه باید برای اینکه قاضی دادگستری شود، خودش را تلف کند؟ آیا با این هدف باید طلبگی را دنبال کند؟
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: ما نمیخواهیم بگوییم نظام باید به وسیله ما اداره شود، اما باید پشتیبان نظام باشیم، نه اینکه محصول وجودی ما و تمام فعالیت ما در خط اجرایی و مدیریت نظام قرار بگیرد. عنصری که میخواهد حامی و پشتیبان باشد، پشت سر این نظام بایستد و مردم را پشت سر این نظام بیاورد، نباید لزوماً به یک مجری یا مدیر اجرایی نظام تبدیل شود تا بعد هزاران گلایه و شکایت از او شود که خوب اجرا کرده یا بد اجرا کرده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: هدف طلبه در عالم طلبگی این است که از ابتدا وقف شود. واقعاً طلبه اگر از ابتدا وقف شد، موفق است؛ اگر وقف نشد، از طلبگی بدتر کاری پیدا نمیشود و جایی پیدا نمیشود. باید وقف شویم؛ وقتی چیزی را وقف میکنند، تمام بهره آن موقوفه باید برای موقوفعلیه باشد و غیر موقوفعلیه حق بهرهبرداری از آن را ندارد.
وی افزود: اگر بنده وقف شدم، تمام آثار وجودی من، چه در تحصیل، چه در فعالیت و چه در مدیریتهای اجتماعی و هر جای دیگری، باید صرف موقوفعلیه من شود. موقوفعلیه من وجود حضرت بقیةالله (عج) است. هستی من باید پای آقا ریخته شود و هدف، نوکری آقا باشد. هیچ سمت و هیچ موقعیتی نباید برای ما هدف باشد.
وی افزود: من نوکر آقا هستم. اگر نوکری آقا اقتضا کرده که به دانشگاه بیایم، فعالیت کنم و دانشگاه راه بیندازم، این ادامه نوکری آقاست و اگر نوکری آقا اقتضا کرده که در مقابل یک جریان انحرافی که جامعه را به سمت مدنیّت غربی دعوت میکند بایستم و مبارزه کنم، میایستم و مبارزه میکنم. من نوکرم و نوکری ارباب را انجام میدهم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: انسان وقتی وقف شد، هرچه دارد برای موقوفعلیه است و دیگر برای خودش تصمیم نمیگیرد؛ فقط نوکری میکند. اگر ما نوکریم و حضرت ما را قبول کرده باشد، هرجا به درد بخوریم، برای همانجا ما را آماده میکند.
وی افزود: امروز در حوزه واقعاً به افرادی نیاز داریم که از روز اول با این قصد وارد حوزه شوند که میخواهیم طلبه شویم، نوکر ارباب باشیم و تا پایان طلبگی و روحانیت نیز در همین مسیر بمانیم. باید طلبه بمانیم و برای نوکری حضرت بقیةالله (عج) زندگی کنیم.
آیتالله علمالهدی با بیان اینکه چنین رویکردی در حوزه کمرنگ شده است، گفت: امروز متأسفانه افرادی که با این قصد وارد حوزه شوند که فقط برای طلبگی، روحانیت و خدمت به وجود اقدس بقیةالله (عج) درس بخوانند و تا آخر در همین مسیر بمانند، کم داریم.
وی ادامه داد: حوزه امروز ما با حوزه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی قابل مقایسه نیست. امروز حوزهای عظیم، مقتدر، گسترده و برخوردار از فعالیتهای علمی و پژوهشی فراوان داریم که پیش از انقلاب چنین حوزهای وجود نداشت. اما پیش از انقلاب، طلبهای که وارد حوزه میشد، آخرین مرحلهای که برای خود در نظر میگرفت این بود که درس بخواند تا مجتهد شود و در نهایت طلبه بماند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: اگر طلبه میخواست کاری انجام دهد، کار طلبگی بود؛ یا باید منبر میرفت، یا پیشنماز میشد، یا مدرس میشد. او برای اینکه کارمند جایی شود یا در ادارهای مشغول شود، درس نمیخواند. درس میخواند تا طلبه باشد.
وی تصریح کرد: امروز یکی از مشکلات حوزه این است که فردی وارد حوزه میشود، اما از ابتدا تصمیم ندارد که فقط برای طلبگی، روحانیت و خدمت به وجود مقدس بقیةالله (عج) درس بخواند و تا پایان در همین مسیر بماند. اینکه فرد از ابتدا با این قصد وارد شود که در همین سن، همین رشته و همین خصوصیت، طلبه بماند و پای این قضیه بایستد، اهمیت بسیاری دارد.
آیتالله علمالهدی گفت: اگر بخواهیم موقعیتهای اجتماعی و اجرایی را هدف قرار دهیم، باید توجه داشته باشیم که رسیدن به این موقعیتها از مسیر غیرطلبگی بسیار راحتتر است. بدبخت کسی است که برای رسیدن به یک هدف اجتماعی، مسیر طلبگی را انتخاب کند؛ یعنی راهی را که میتوانست با دو فرسخ طی کند، با پنجاه فرسخ طی کند. اگر غیر از هدف نوکری، هدف دیگری داشته باشد، واقعاً خودش را گرفتار کرده است.
وی افزود: وقتی یک دانشجوی دانشکده علوم قضایی با حدود یکصد و سی واحد درسی، که شاید تنها چهل یا پنجاه واحد آن تخصصی باشد، به قضاوت میرسد و بدون زحمت و مقدمه خاصی در جایگاه قضاوت قرار میگیرد، اما طلبه برای رسیدن به همان جایگاه باید پس از گذراندن مراحل متعدد و حداقل صدها واحد درسی تخصصی، فقه و اصول و سالها تحصیل، تازه با تردید و مصاحبه و برنامههای متعدد مواجه شود، این مسئله برای طلبه قابل توجیه نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: هدف ما باید نوکری ارباب باشد؛ آن هم ماندن در سلک روحانیت و نوکری ارباب. اینکه بگوییم در هر حال میخواهم به امام زمان (عج) خدمت کنم، بله، در همه جا میتوان به امام زمان (عج) خدمت کرد، اما نوکری، یک مسیر مشخص دارد. این لباسی که شما پوشیدهاید، اگرچه لباس افتخار و شرف است، اما همه این تعارفات در برابر حقیقت آن کمرنگ است؛ این لباس، لباس نوکری آقاست.
وی ادامه داد: هرکس با آقا کاری دارد، به سراغ شما میآید و مسئلهای دارد که میخواهد از شما بپرسد. شما را با این لباس میشناسند. اگر توانستیم در این عرصه، موقعیت فکری و تصمیمگیری خود را اصلاح کنیم، پای نوکری آقا بایستیم و در همین خط نوکری که سلک روحانیت و جریان مشخص نوکری درگاه وجود مقدس امام زمان (عج) است، باقی بمانیم، طلبگی ما ارزش دارد؛ در غیر این صورت، بدترین کار و بدترین راه، راه طلبگی خواهد بود.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: ما آمدهایم راه ده فرسخی یا دو فرسخی را با پنجاه فرسخ طی کنیم؛ اگر با غیر از هدف نوکری و با غرض دیگری وارد طلبگی شویم، خودمان را گرفتار کردهایم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به شهادت امام حسن عسکری (علیهالسلام)، گفت: امتیاز امام هادی و امام عسکری (علیهماالسلام) این بود که عمده فعالیت این دو امام بزرگوار در مسیر امامت، آمادهسازی جامعه برای غیبت امام زمان (علیهالسلام) بود. این دو وجود مقدس، شیعهای را تربیت کردند که بتواند بدون امام و بدون دسترسی مستقیم به امام، زندگی دینی و اسلامی خود را تأمین و اداره کند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: تنها تکیه و ابزار اجرایی جریان زندگی جامعه شیعه در دوران غیبت، مسئله روحانیت، فقه و فقاهت و پیگیری تعالیم اهلبیت (علیهمالسلام) از طریق رشتههای تخصصی علمی بود. با پیدایش این صنف مقدس و این جمعیت، مردم میتوانستند در شرایطی قرار گیرند که بدون امام و بدون دسترسی به امام، زندگی شیعهگری خود را ادامه دهند و اداره کنند.
وی تصریح کرد: این همان ابزاری بود که امام عسکری (علیهالسلام) در آن روز راهاندازی کردند و میتوان گفت مؤسس این جریان روحانیت، وجود مقدس امام عسکری (علیهالسلام) بود. پیش از ایشان نیز امام هادی (علیهالسلام) مسئله نایب، باب و ابواب و نظامهایی را شکل داده بودند که اگر بخواهیم امروز آن نظامها را در یک نظام خاص پیاده کنیم، همین نظام روحانیت و فقاهتی است که امروز خوشبختانه در جامعه ما پیاده شده و به مرحلهای رسیده است که توانسته آثار حاکمیت ولایت را در دنیا ظاهر کند و طعم شیرین ولایتمداری را در ذائقه شیعیان به وجود آورد.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: سلک روحانیت همان مسیری است که امام عسکری (علیهالسلام) بنیان گذاشتند. مسئله تقلید، مجتهد و مرجعیت، حقیقتی بود که آن حضرت ایجاد و پایهگذاری کردند تا مردم با تکیه بر آن، بدون حضور مستقیم امام بتوانند زندگی خود را اداره کنند.
وی با اشاره به مظلومیت امام هادی و امام عسکری (علیهماالسلام) گفت: شهادت امام عسکری و امام هادی (علیهماالسلام) از شهادتهای بسیار مظلومانه بود. از امام هشتم (علیهالسلام) به بعد، ائمه (علیهمالسلام) با مظلومیتهای خاصی به شهادت رسیدند. تعبیر خود حضرت رضا (علیهالسلام) از این قتلها، «قتل صبر» است؛ یعنی کسی را در خانه خودش به قتل برسانند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهمالسلام) با چنین مظلومیتی به شهادت رسیدند. درباره امام عسکری (علیهالسلام) نقل شده است که سه مأمور از طرف خلیفه وارد خانه حضرت شدند و ظرفی از نوشیدنی مسموم به همراه داشتند. امام در پذیرایی از آنان به حجره مجاور رفتند و آنان با زور، نوشیدنی مسموم را به حضرت نوشاندند.
وی ادامه داد: هنگامی که حضرت از اتاق مجاور به اتاقی که اهلبیتشان در آن حضور داشتند آمدند، همین که پرده کنار رفت، مأموران مشاهده کردند که اثر زهر در جبین نازنین امام عسکری (علیهالسلام) ظاهر شده است. وجود مقدس امام عسکری (علیهالسلام) در بستر افتادند و بیماری ناشی از مسمومیت، بیش از دو روز ادامه پیدا نکرد.
آیتالله علمالهدی بیان کرد: کار به جایی رسید که حضرت هنگامی که ظرف آب یا شربت را برمیداشتند تا بنوشند، دستهایشان رمق نداشت. آقازاده عزیزشان، امام زمان (علیهالسلام)، را طلبیدند و تعبیر فرمودند: «یا صاحبالدار»؛ای صاحبخانه، برای من آب بیاور.
وی افزود: امام زمان (علیهالسلام)، آن آقازاده پنجساله، با دستهای کوچک خود ظرف آب را به لبهای پدر بزرگوار و مظلومش، امام عسکری (علیهالسلام)، نزدیک کرد.
آیتالله علمالهدی در پایان برای تعجیل در فرج حضرت ولیعصر (عج)، سلامتی مقام معظم رهبری، رحمت و مغفرت برای اموات و شهدا و علو درجات برای امام خمینی (ره) و امام شهید مظلوم، دعا کرد و گفت: پروردگارا، ما را ببخش و بیامرز، اموات ما و شهدای عزیز ما را مورد رحمت قرار ده، روح پرفتوح امام بزرگوار ما و امام شهید مظلوم ما را با خیرات و مبرات این محفل و خدمات انجامشده شاد بفرما، و روح مرجع عالیقدر، مرحوم آیتاللهالعظمی فاضل لنکرانی را نیز با این خیرات و مبرات بهرهمند ساز.