نتیجه بازی تیم‌های ملی فوتبال افغانستان و یمن (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) سفر مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه به کابل | آب و مهاجران محور گفت‌و‌گو‌ها فوتسالیست افغانستانی بهترین بازیکن جام رمضان فوتسال مشهد شد تاریخ و ساعت بازی تیم‌های ملی فوتبال زیر ۱۷ سال افغانستان و یمن برنامه بازی‌های تیم ملی فوتسال افغانستان در تورنمنت مراکش قیمت افغانی به تومان و دلار (پنجشنبه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴) ویدئو | نماز عید سعید فطر مهاجران افغانستانی در محله گلشهر مشهد ویدئو | دلیل اختلاف افکنی میان مردم ایران و افغانستان از زبان محمدکاظم کاظمی دادگاه عالی طالبان فردا یکشنبه (۱۰ فروردین ۱۴۰۴) را عید فطر اعلام کرد پژمان‌فر: تشکیل سازمان ملی مهاجرت گامی مؤثر درراستای مدیریت هوشمند مهاجران خارجی است سازمان ملل: محرومیت دختران از تحصیل افغانستان را منزوی‌تر می‌کند عفو بین‌الملل از پاکستان خواست اخراج مهاجران افغانستانی را متوقف کند عراقچی از طرح مشترک ایران و طالبان برای بازگشت مهاجران افغانستانی خبرداد قیمت افغانی به تومان و دلار (سه‌شنبه، ۵ فروردین ۱۴۰۴) قیمت افغانی به تومان و دلار (سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳) ساعت کاری سفارت و کنسولگری افغانستان در تهران و مشهد در نوروز ۱۴۰۴ نوروزهای بی‌رنگِ افغانستان قیمت افغانی به تومان (دوشنبه، ۲۷ اسفند ۱۴۰۳) شورای امنیت سازمان ملل نشستی با موضوع افغانستان برگزار می‌کند بقایی در واکنش به مشکلات صدور ویزای ایران برای افغانستانی‌ها: به‌دنبال مدیریت اعطای روادید به متقاضیان در افغانستان هستیم طالبان در واکنش به پیام عراقچی: برقراری روابط خوب با همسایگان اولویت ما نیز است
سرخط خبرها

شعری از شاعر افغانستانی برای حاج قاسم سلیمانی

  • کد خبر: ۹۴۲۸۰
  • ۱۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۳
شعری از شاعر افغانستانی برای حاج قاسم سلیمانی
یکی از شاعران افغانستانی در ایران در آستانه دومین سالگرد شهادت سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی، غزلی را در وصف این شهید سروده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ «حمید تقدیمی» از شاعران جوان مهاجر افغانستانی به‌مناسبت دومین سالگرد شهادت سپهبد قاسم سلیمانی غزلی در وصف این شهید سروده است.

سروده این شاعر افغانستانی در ادامه می‌آید:

حسرتی صبح جمعه آمده است، در دلم آتش تو روشن بود

قلب با این خبر بگو چه کند، قصه‌ی یک انار و سوزن بود

تازه فهمیده‌ام چه نزدیکی، قسمتی از وجود من بودی

بعد از آن انفجار، در خودرو، شعله ور تکه پاره‌ی من بود

تو سلیمان و یا که داوودی.،هر گره وا شده به دستانت

آنچه در دست‌های تو موم است، زیر دندان دشمن آهن بود

رد پاهای شیر می‌گوید، وسعت بیشه تا کجا باشد

چکمه‌های تو امنیت آورد، حد و مرز قلمرو روشن بود

در سحرگاه جمعه می‌پیچد، کربلا عطر آشنای شما

باد سمت حرم به اکلیل، ذره‌های تنت مزین بود

برگه‌های مچاله می‌خواهند، شعله‌ها را یکی یکی بکشند

فکر کردن به مرگ صاعقه هم، اشتباه بزرگ خرمن بود

هشتمین خان قصه نامردی است، تیرها مکر و حیله و نیرنگ

چاه کن باز در ته چاه است، خنده‌ای بر لب تهمتن بود

گر چه نثری به پیش دیوان است، شاعرا، مشق، غرق نقصان است

زیره بردن به سمت کرمان است، چاره‌ی بغض ما نوشتن بود

منبع: فارس

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->