بازدید ۵۷ هزار و ۴۰۰ نفر از گنجینه‌های حرم مطهر رضوی در نوروز ۱۴۰۴ پذیرش طلاب نخبه در مدرسه عالی فقه و اصول امام حسین(ع) + شرایط پذیرش پذیرش رشته فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه پویش «همه هست آرزویم» و نیت ختم صلوات برای فرج امام زمان (ع) تا پایان سال ۱۴۰۴ نمازی با ارزش بی‌شمار | مروری بر آثار و برکات نماز جماعت برگزاری رویداد ملی «سفینةالنجاة۳» با حضور بیش از هزار هنرمند در مشهد استفاده از ظرفیت مساجد در مجازات‌های جایگزین وضعیت اسفناک قرآن‌های تاریخی در موزه ملی ایران آغاز رقابت بزرگ طراحی لباس ورزشی با محوریت هویت رضوی پایان عمره ایرانیان و آغاز زودهنگام برنامه‌ریزی برای حج تمتع تخریب بقیع، زخمی بر دل تاریخ اسلام | ماجرای دو موج تخریب به روایت پژوهشگر تاریخ و تمدن اسلامی «اقتدار در آسمان» و «تبلیغ در بند اسارت» روانه بازار نشر شدند معاون سیما: بدون معارف رضوی، نمی‌توان در رسانه ملی برنامه‌ریزی کرد برنامه‌ریزی برای عمره زمینی از استان خوزستان پیکر سرباز وظیفه، مهدی گلشاهی در حرم امام‌رضا(ع) تشییع شد برگزاری جشنواره قرآنی «رایحه رضوان» با مشارکت گسترده زائران در حرم مطهر امام‌رضا(ع) تشرف حدود ۲ میلیون زائر به بقاع متبرکه خراسان رضوی طی نوروز ۱۴۰۴ مرحله دوم «هدیه‌باران حافظان قرآن کریم» در دهه کرامت ۱۴۰۴ برگزار می‌شود رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران: تعداد مراکز درمانی ایثارگران به ۱۱ هزار مورد افزایش یافت پیکر بیش از ۲ هزار تن از شهدای دفاع مقدس به وطن بازنگشته است
سرخط خبرها

گذری بر زندگی شیخ احمد کافی در چهل‌وچهارمین سالروز درگذشتش

  • کد خبر: ۱۱۷۹۴۸
  • ۳۰ تير ۱۴۰۱ - ۱۳:۵۱
گذری بر زندگی شیخ احمد کافی در چهل‌وچهارمین سالروز درگذشتش
در «کتاب کافی» شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی یک پدیده نامیده شده است؛ چه به‌عنوان یک روضه‌خوان و چه به‌عنوان یک روحانی. مظاهری می‌نویسد کافی یک «آخوند مردمی» بود، روحانی که زندگی‌اش در مثلث «مدرسه، منزل، مسجد» محدود نمی‌شد ...

به گزارش شهرآرانیوز - «لا‌حول ولا قوه الا با... العلی‌العظیم» ذکر معروف «شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی» بود که بدون استثنا در ابتدای همه سخنرانی‌هایش می‌خواند. در منبر سبک خاص خودش را داشت. صدایش را پایین و بالا می‌کرد و لحنش را به تناسب بحث عوض می‌کرد. مردم انتظار می‌کشیدند که در اوج سخنرانی‌هایش با گفتن از آیات قرآن و بیان حدیث، روایت، شعر و داستان‌های دینی میخکوبشان کند. منتظر شنیدن ذکر «لااله الا‌ا...» او بودند تا خیالشان راحت شود که حرف کافی روی خودش هم تأثیر گذاشته است.

از هر شگردی بهره می‌برد که حرفش را به مخاطب منتقل کند. حواسش بود که پامنبری‌اش زن باشد یا مرد، عامی باشد یا باسواد، جوان باشد یا پیر، دست خالی از مجلس بیرون نرود و انگار همین منبرها، سخنرانی‌ها و لحن کلامش است که در‌کنار فعالیت‌های مردمی بسیارش هنوز در خاطر مردم مانده.

هم‌زمان با سالگرد درگذشت شیخ احمد کافی‌ ضیافتی در ۳۰ تیر سال‌۱۳۵۷، یاد و خاطره او را این‌بار با نگاهی به کتاب «کتاب کافی» محسن حسام‌مظاهری و همچنین گزارشی درباره خانه پدری او در حوالی کوچه حسین‌باشی که محل تولدش بوده است و برای اولین‌بار در این رسانه منتشر می‌شود، زنده کرده‌ایم.

به «حاج آقابودن» قانع بود

در «کتاب کافی» شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی یک پدیده نامیده شده است؛ چه به‌عنوان یک روضه‌خوان و چه به‌عنوان یک روحانی. مظاهری می‌نویسد کافی یک «آخوند مردمی» بود، روحانی که زندگی‌اش در مثلث «مدرسه، منزل، مسجد» محدود نمی‌شد، اوکه لابه‌لای مردم و در متن اجتماع است. این در‌متن‌اجتماع‌بودن به او ویژگی «دیدن» می‌دهد، دیدن مردم.

آخوندی که درواقع تنها یک ساکن از مجموع ساکنان مجتمع مسکونی یا آپارتمان نیست؛ یک «همسایه» است که اهل محله او را می‌شناسند و او هم لااقل تا همان شعاع چهل‌منزل از هر طرف، هم‌محله‌ای‌هایش را به اسم می‌شناسد و از کار‌وبارشان اجمالا خبر دارد. مظاهری، کافی را یک «آخوند اجتماعی» می‌خواند، یک فرد عام‌المنفعه که خوب می‌دانست از یک روحانی مردمی و محبوب، خیلی کار‌ها برمی‌آید؛ اینکه فقط به فکر آنچه بالای منبر می‌خواست بگوید، نبود.

به پایین منبر، به کشورش، به شهرش، به مخاطبش و به همشهری و جوانان محله‌اش هم فکر می‌کرد؛ به دردهاشان، زخم‌هاشان، نیازهاشان. هرجا نیاز به کمک بود و کاری از دستش برمی‌آمد، دریغ که نمی‌کرد هیچ، داوطلب هم می‌شد؛ از جمع‌آوری کمک و ارسال برای مردم خشک‌سالی‌زده سیستان تا کمک به زلزله‌زده‌های جنوب خراسان؛ از اسکان بیش از ۲ هزار ایرانی رانده‌شده از عراق تا کمک مالی به شیعیان و سادات عربستان؛ از احداث درمانگاه در مشهد و گرگان و دهلران و آران کاشان تا عیادت از بیماران و رفتن به ملاقات زندانیان.

مظاهری می‌نویسد او خودش یک‌تنه هم کمیته امداد بود، هم بهزیستی، هم هلال احمر و هم حتی بسیج و جهاد سازندگی و ستاد امر به‌معروف و نهی‌از منکر. نویسنده «کتاب کافی» می‌گوید کافی یک «آخوند معمولی» بود و معمولی را در‌مقابل «مخصوص» قرار می‌دهد. می‌نویسد کافی رفته بود حوزه درس خوانده بود که آخوند شود و آخوندی کند. همین. یعنی برای مردم منبر برود، تبلیغ دین کند و به اصلاح جامعه اطرافش کمک کند؛ همین کار‌های ساده و در ظاهر پیش‌پاافتاده.

او به همین «حاج‌آقابودن» قانع بود. می‌دانست همین آخوندی قدرتی دارد که هیچ مدیرکل و وزیری ندارد. او کافی را «آخوند عامه‌پسند» هم می‌داند، به همین سادگی. یعنی عامه می‌پسندیدندش؛ چون مثل خودشان با زبان خودشان، همان زبان کوچه‌بازاری همان زبان بی تکلف دم دستی کف خیابانی، حرف می‌زد. باد به غبغب نمی‌انداخت. عمامه‌اش بزرگ نبود. کلمات عجیب و پرطمطراق استفاده نمی‌کرد. همین بود که مردم دوستش داشتند، چون از خودشان بود.

مردی که برای دین‌«کافی‌» بود

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->