زنگ خطر بلوغ زودرس کودکان/ هشدار: این موسیقی‌ها خانمان‌سوزند! عذرخواهی، درس نخوانده ما و مسئولان! نوروز و دغدغه‌های مردم در ۱۵ روز ابتدای سال | از جای خالی متخصص‌ها تا نیمه فعال بودن ادارات پلمب ۲۲۴ مرکز متخلف تهیه و توزیع مواد غذایی در خراسان رضوی (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) مهم‌ترین چالش داروخانه‌ها در آغاز سال جدید تشخیص زودهنگام سرطان روده بزرگ برای زنان بسیار مهم است زلزله ۷.۲ ریشتری پاپوآ گینه‌نو در اقیانوس آرام را لرزاند آیا معوقات حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی در فروردین ۱۴۰۴ پرداخت می‌شود؟ غرق‌شدن کودک سه‌ساله در رودخانه کارون (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) هشدار پلیس به مسافران: ترافیک سنگین در جاده‌های خراسان رضوی و کلان‌شهرها ادامه دارد گردشگری نوروزی در اوج: ۴۰ درصد ایرانی‌ها به سفر رفتند تعمیرات موفقیت‌آمیز ایستگاه پمپاژ | آب، یکشنبه (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) به یزد می‌رسد زاینده‌رود دوباره زنده شد | لحظه ورود آب به سی‌وسه پل اصفهان پس از خشکی طولانی + فیلم (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) توهین به مقدسات بی‌پاسخ نماند | دادستانی گرگان وارد عمل شد واژگونی خودرو در سبزوار خراسان رضوی | یک نفر جان باخت (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) زمین لرزه ۳.۹ ریشتری در بندرلنگه هرمزگان (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) پرونده حادثه حمله سگ به روستاییان بینق روی میز دادستان سبزوار پاسخگویی اورژانس به ۸۷۰ هزار تماس در طرح سلامت نوروزی نزاع خونین در روز طبیعت | شرور قبل از خروج از مرز دستگیر شد دُرنا؛ مهمان نوروزی مراتع گنبدکاووس بازدید ۴.۸ میلیونی مردم از آثار تاریخی در نوروز ۱۴۰۴ | تخت جمشید در صدر اماکن پربازدید نوروز در مجارستان جشن گرفته شد بارش باران و برف در جاده های مواصلاتی کشور + وضعیت ترافیکی دختر بچه گمشده اراکی هنوز پیدا نشده است + عکس ۲۷۷ هزار تهرانی هنوز از سفر برنگشته‌اند | بیش از ۵۳۰ میلیون تردد در جاده‌های کشور مدیرکل میراث فرهنگی فارس: هیچ قطعه سنگی از تخت‌جمشید جدا نشده است + فیلم مقصدهای محبوب نوروز ۱۴۰۴؛ صدر جدول سفرها به کدام استان‌ها رسید؟ آغاز نام‌نویسی آزمون ورودی مدارس سمپاد و نمونه دولتی از فردا (۱۶ فروردین ۱۴۰۴) ورود بیش از ۵ میلیون و ۸۵۲هزار زائر و مسافر به خراسان رضوی (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) آخرین وضعیت ترافیکی راه‌های کشور (۱۵ فروردین ۱۴۰۴)
سرخط خبرها

نقشه شوم دختر چاقوکش برای پسر پولدار

  • کد خبر: ۱۶۶۷۱۳
  • ۰۸ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۳:۴۶
نقشه شوم دختر چاقوکش برای پسر پولدار
دختر چاقوکش با طراحی نقشه‌ای بینی اش را شکست تا از پسر پولدار اخاذی کند.

به گزارش شهرآرانیوز، این دختر به هر خلافی دست زده بود؛ حتی در خانه پدر و مادرش را کتک می‌زد تا جایی‌که مادرش برای رهایی از روحیه خشن او به پلیس پناه برد و کمک خواست.

مادری سراسیمه، پریشان و با چشمانی قرمز از شدت گریه وارد اتاق شد و این‌گونه از دخترش شرح حال داد: دخترم الهام ۱۷ ساله است، در خیابان، پارک و هر جایی که می‌رود برای دختر‌ها و پسر‌ها با رفتار‌های خشن، چاقو‌کشی و کتک زدن آن‌ها ایجاد رعب و وحشت می‌کند. چند ماه گذشته خیلی بی‌حوصله بود، انرژی نداشت و در خودش فرو رفته بود، احساس بی‌ارزشی می‌کرد و خیلی می‌خوابید. گاهی به خودکشی فکر می‌کرد، اما ناگهان انگار همه چیز عوض شد. بچه جان گرفته بود، خیلی حالش خوب بود ساعت‌ها برایمان حرف می‌زد، از بس بلند می‌خندید و خوشحال و پر‌انرژی بود گاهی می‌ترسیدم گاهی هم خوشحال بودم که خوب شده است. اما انگار خیلی خوب شده بود حتی شب‌ها خوابش نمی‌برد؛ به همه دوستانش زنگ می‌زد و می‌گفت و می‌خندید. با دوستانش بیرون می‌رفت گاهی اوقات به آن‌ها فحش می‌داد، اما بعدش می‌خندید و آن‌ها هم می‌بخشیدندش. قدرتش خیلی زیاد شده بود. می‌گفت مامان دوست دارم همه را کتک بزنم.

گاهی می‌گفت من از همه دوستانم با ارزش‌ترم. آن‌ها نسبت به من هیچ هستند. کم‌کم که گذشت سیگار کشید، بعد تا ساعت‌ها بیرون بود. چند تا دوست داخل پارک پیدا کرده بود و تا آخر شب با آن‌ها بود. پدرش اعتراض کرد و گفت خانه بمان، اما بدتر شد. پدرش خیلی کتکش زد، ولی فایده نداشت. حدود ۱۰ روز ادامه داشت تا اینکه از خانه به مدت ۲ روز فرار کرد. بعد از برگشتن متوجه شدیم که با یک مرد سن و سال‌دار رفته بوده و ۲ روز با هم بوده‌اند. خودش برگشت، ولی خیلی گریه می‌کرد. به پدرش گفت مرا ببخش. خیلی عصبانی بود و تا چند روز با خودش کلنجار می‌رفت. بعد پرخاشگری‌اش بدتر شد.

وسایل خانه را می‌شکست. با من و پدرش پرخاشگری می‌کرد. گاهی ما را کتک می‌زد. پدرش هم کلی کتکش زد، اما انگار نه انگار، تا اینکه آزارهایش به بیرون از خانه کشیده شد. باز هم چند روز ناپدید شد. ما هم نا امید شدیم. طوری شده بود که حتی دوست نداشتیم به خانه برگردد! خیلی از دستش ناراحت بودیم. این بار که برگشت انگار خیلی به او بد نگذشته بود. مثل سری قبل ناراحت نبود. سیگار پشت سیگار روشن می‌کرد. مشروب هم داشت. دیگر در خانه بند نمی‌شد. هر بار بر می‌گشت با صورت و بدن کبود می‌آمد، چون دعوا می‌کرد و پسر و دختر‌های شرور مثل خودش کتکش می‌زدند. غیر قابل کنترل بود. این اواخر به دوستش گفته بود، به دماغم بزن تا بشکند و من از پسری که می‌دانم پول دارد بتوانم دیه بگیرم. این کار را کرده بود. او را بردند کلانتری و آنجا شما را معرفی کردند که بیاورم تا درمانش کنید.

منبع: ایران

گزارش خطا
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->