آخرین آمار داوطلبان کنکور ۱۴۰۴ اعلام شد درباره توصیه‌های غذایی کارشناس‌نماها در فضای مجازی | تغذیه زرد تشیکل کلاس‌های جبرانی رایگان برای دانش آموزان در پایان سال تحصیلی تشخیص سرطان با نانوداروی "تیلمانوسپت" ایرانی فراخوان وزارت علوم برای جذب امریه در دانشگاه‌ها (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) تصادف ساختگی برای زورگیری پویش کافی نیست؛ راه‌ها را  ایمن کنید مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی: در آخرین روز سال نشان دادیم تأمین اجتماعی ورشکسته و بدعهد نیست پیگیری وضعیت نوبت دهی بیمارستان تأمین اجتماعی مشهد | التیام درد‌های بیمارستان فارابی عدم پرداخت به‌موقع حق بیمه مشکلات جدی برای بحث درمانی بازنشستگان ایجاد کرده است + فیلم ریزش معدن مهاباد به دلیل بارش باران | یک معدن کار جان باخت (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) اختلال در سامانه ثبت نام وام بازنشستگان | توضیحات صندوق بازنشستگی: بازنشستگان طی روز‌های آتی به سایت مراجعه کنند هدیه نوروزی بازنشستگان بانک تجارت واریز شد (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) اولین توربین بادی سیمانی کشور در زابل نصب شد اورژانس کشور در نوروز بیش از ۲۰۰ هزار ماموریت انجام داد پیش‌بینی هواشناسی مشهد و خراسان رضوی (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) | کاهش نسبی دمای روزانه در روز سه‌شنبه شبکه زیرزمینی مخازن سوخت قاچاق در ساحل جزیره قشم کشف و منهدم شد + فیلم افزایش چشمگیر استقبال فرهنگیان از اسکان نوروزی در سال ۱۴۰۴ ویتامین‌ها چطور ما را قوی می‌کنند؟ درد در نواحی مختلف سر ناشی از چیست؟ قاچاقچی حرفه‌ای با ۸۸ کیلوگرم حشیش در مشهد دستگیر شد پبش بینی ۵ روز رگبار باران و ورزش باد شدید از امروز ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ میزان داروی تولیدی در کشور پاسخگوی نیاز داخلی نیست فوتی‌های حوادث جاده‌ای در خراسان رضوی ۱۹ درصد کاهش یافت ۳۸۷ هزار مسافر نوروزی از سیاه چادرهای عشایری خراسان رضوی بازدید کردند آغاز ثبت نام وام ۵۰ میلیونی بازنشستگان کشوری از امروز (۱۷ فروردین ۱۴۰۴) چالش‌های تأمین دارو در مشهد در نوروز ۱۴۰۴ | در جست وجوی دارو توانبخشی سالمندان در منزل، گامی برای بازگرداندن شور زندگی احتمال افسردگی در شب‌زنده‌دار‌ها بیشتر است
سرخط خبرها
روزنوشت‌های شهری (۵۰)

عمو! کرونا جدیه؟

  • کد خبر: ۱۹۹۴۲
  • ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۹
عمو! کرونا جدیه؟
حجت الاسلام محمدرضا زائری کارشناس مسائل فرهنگی
شنبه 
کنار خیابان منتظر تاکسی هستم. ماشینی از جلو من رد می‌شود، ولی سرعتش را کم می‌کند و دنده‌عقب می‌گیرد. با مهربانی در را باز می‌کند و تعارف می‌زند که بفرما. سلام و علیکی می‌کنیم و بعد که قدری حرف می‌زنیم می‌گوید: مدتی قبل تو را سوار بر ترک یک موتور دیدم. خیلی لذت بردم. می‌خندم که: من ترک موتور از سرما می‌لرزیدم. شما لذت می‌بردی؟ حسابی می‌خندد و بعد توضیح می‌دهد: منظورم این است که خوشحال بودم شما مثل بقیه مردم هستی!
 
یکشنبه
پشت چراغ قرمز، روی صندلی عقب تاکسی کنار پنجره نشسته‌ام. یک موتور‌سوار کنار تاکسی توقف می‌کند. همان موقع گوشی موبایلش  زنگ می‌خورد. سر و روی راننده موتور رنگی و گچی است و پشت سرش هم اسباب کار و جعبه ابزار بسته است. با مهربانی می‌گوید: آره عزیزم، توی راهم. ناهار رو بذار. دارم میام. این‌قدر توی این مکالمه کوتاه محبت و زیبایی و امید هست که خستگی و افسردگی و ناراحتی این روز‌های کرونایی را برای چند لحظه فراموش می‌کنم.
 
 دوشنبه
موقع ورود به محل کار یک نفر از همکاران حراست با دستگاه تب‌سنج جلو‌م را می‌گیرد و از من می‌خواهد با دستمال کاغذی پیشانی‌ام را تمیز کنم. بعد دستگاه را روبه‌روی پیشانی‌ام می‌گیرد و می‌گوید: ۵/۳۵، خوب است! وقتی دارم وارد ساختمان می‌شوم احساس یک شهروند ویژه را دارم و با خودم می‌گویم چه باید کرد تا چنین وسواس‌ها و مراقبت‌ها و حساسیت‌هایی نسبت به بهداشت بیشتر و همیشگی بشود.
 
سه‌شنبه
توی شعبه بانک منتظر رسیدن نوبتم هستم که مردی کهن‌سال جلو می‌آید. حاج آقا، اوضاع بهتر می‌شه؟ جواب می‌دهم: من هم مثل شما. از کجا بدانم؟ می‌گوید: بالأخره شما دستت توی کار است و اهل فکر و کتابی و ارتباط و اطلاع داری! می‌گویم: هنوز درسم به اون جا نرسیده!
 
چهارشنبه
سرم توی گوشی موبایل است و دارم از پله برقی ایستگاه مترو پایین می‌آیم که مردی بدون مقدمه می‌پرسد: حاج‌آقا، داری روزنوشت می‌نویسی؟ سرم را بالا می‌آورم و چهره‌اش را به خاطر می‌سپارم تا برای روز چهارشنبه بنویسم. مردی که لبخند شیرین و مهربانش از پشت ماسک سفید هم پیدا بود!
 
پنجشنبه
۲ پسر دست‌فروش از کنارم می‌گذرند و سلام می‌کنند. با صدای بلند جوابشان را می‌دهم. ناگهان برمی‌گردند و یکی‌شان می‌پرسد: عمو، کرونا جدیه؟ می‌ایستم و نگاهشان می‌کنم.
ده دوازده سالی دارند، با چهره‌هایی باهوش و بانشاط. هردو فال می‌فروشند و یکی‌شان جاسوئیچی‌هایی هم برای فروش در دست دارد. می‌گویم: بله عزیزم، کرونا جدی است! می‌گوید: آخه بعضی‌ها می‌گن نباید ترسید! مشغول توضیح دادن هستم که قوطی‌های کوچک ضدعفونی‌کننده را توی پلاستیکی در دست من می‌بینند. تا به خودم بیایم، هم ۲ تا فال خریده ام و هم ۲ تا از قوطی‌های مواد ضدعفونی‌کننده را به آن‌ها داده‌ام و گفته‌ام که چگونه باید از آن استفاده کنند، هر‌چند نمی‌دانم برای کسانی با سبک زندگی و شرایط آن‌ها چقدر فایده خواهد داشت!
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->