سقوط مرگبار هواپیما در نزدیکی پاریس؛ سه نفر کشته شدند + فیلم زلزله "ازگله" در استان کرمانشاه را لرزاند (۱۱ تیر ۱۴۰۳) از عوارض خطرناک شب‌کاری چه می‌دانید؟ جزییات جدید از جنایت هولناک در خیابان کارگر جنوبی تهران جزئیات دستگیری شرور مسلح سابقه دار در تهران چرا مردها علاقه‌ای به معلم شدن ندارند؟ لیست جدید لوازم آرایشی غیرمجاز اعلام شد (۱۰ نیر ۱۴۰۳) برخورد خودرو با ستون برق در مشهد یک مصدوم برجای گذاشت جزییات کشف اسکلت انسان در جریان لوله‌کشی + عکس آتش سوزی منزل مسکونی یک مصدوم برجای گذاشت (۱۰ تیر ۱۴۰۳) همه چیز درباره ثبت نام دانش‌آموزان افغانستانی در سال تحصیلی ۱۴۰۳- ۱۴۰۴ + جزئیات از انتشار تصویر مدارک هویتی در فضای مجازی خودداری کنید زوج مواد فروش در شرق مشهد به دام افتادند (۱۰ تیر ۱۴۰۳) چگونه فرزندانی مستقل داشته باشیم دستور رسیدگی خارج از نوبت به پرونده ضرب و شتم نگهبان پارک خورشید مشهد تصادف موتورسیکلت‌ها در اطراف مشهد ۲ فوتی بر جای گذاشت کم‌آبی شدید بدن سبب مرگ می‌شود رمزگشایی از ۲۰ فقره سرقت وسایل از باغ‌ها و کابل‌های فشارقوی برق در شهرستان طرقبه‌شاندیز
سرخط خبرها

آخرین اخبار چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

سرگذشت تلخ زنی در مشهد که به تله مرد شیطان صفت افتاد

  • کد خبر: ۲۲۶۲۵۹
  • ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۰:۵۵
سرگذشت تلخ زنی در مشهد که به تله مرد شیطان صفت افتاد
زنی ۳۹ ساله که فریب مردی شیطان صفت را خورده و زندگی‌اش ویران شده است، سرگذشتش را بازگو کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، زن ۳۹ ساله که مدعی بود فریب مردی شیطان صفت را خورده است، درباره سرنوشت رقت انگیز خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد گفت: پاییز سال ۸۷ بود که به همراه مادرم سوار خودروی شخصی مسافربر شدیم. در بین راه، راننده که مدام از آینه جلو به من نگاه می‌کرد ناگهان روی ترمز کوبید و مرا از مادرم خواستگاری کرد. من هم که آن زمان جوانی خام و بی تجربه بودم با این رفتار راننده بلافاصله عاشق شدم و به طورپنهانی با آن جوان راننده ارتباط برقرارکردم و سپس باهم ازدواج کردیم ولی خیلی زود متوجه شدم که «حامد» دست بزن دارد و با هربهانه کوچکی مرا کتک می‌زد. با وجود این چاره‌ای جز سوختن و ساختن نداشتم چرا که وضعیت اقتصادی خانواده ام بسیار ضعیف بود و نمی‌توانستم دوباره به خانه پدرم بازگردم. این درحالی بود که «حامد» شب‌ها نیز دیر به خانه می‌آمد و درگیر مواد افیونی شده بود.

حالا دیگر نه تنها هیچ گونه عشق و محبتی بین ما وجود نداشت بلکه او نمی‌توانست مخارج زندگی را هم تامین کند. دراین شرایط پسرم نیز به دنیا آمد و من برای هزینه‌های پزشکی و مخارج روزانه دچار مشکل شده بودم. به همین دلیل دیگر چاره‌ای جز طلاق برایم باقی نماند و مجبور شدم پسرم را به پدرش بسپارم و از او جدا شوم. از سوی دیگر وقتی به خانه پدرم رفتم هیچ حامی مالی نداشتم، این بود که به یکی از شرکت‌های خدماتی و نظافتی مراجعه کردم و آن‌ها مرا برای نگهداری از یک زن کهن سال معرفی کردند ولی در همین روز‌ها مادرم به دلیل ابتلا به بیماری کرونا جان سپرد و یک سال بعد هم پدرم را به دلیل کهولت سن از دست دادم.

خلاصه در شرایط اسفباری قرارگرفته بودم که پسر بزرگ پیرزن پیشنهاد کرد در خانه آن‌ها سکونت داشته باشم و به طور شبانه روزی از مادرش پرستاری کنم. من هم خیلی زود پیشنهادش را پذیرفتم ولی او چند روز بعد از من خواست تا برای آن که در منزل آن‌ها راحت باشم، به عقد موقت او دربیایم. با آن که «یعقوب» خودش همسر و فرزند داشت ولی به ناچار پذیرفتم تا سرپناهی برای خودم داشته باشم، اما ۳ ماه بعد از این ماجرا، پیرزن فوت کرد و فرزندانش نیز منزل ارثیه‌ای را فروختند. درا ین وضعیت من دست به دامان یعقوب شدم و از او خواستم تا خانه‌ای برای من اجاره کند تا باهم زندگی کنیم. اما او مرا به همراه لوازم شخصی ام از خانه بیرون انداخت و مدعی شد که مدت زمان عقد موقت به پایان رسیده است و دیگر هیچ تعهدی به من ندارد! حالا دیگر تنهاتر از همیشه بودم و جا و مکانی هم برای زندگی نداشتم این بود که به یکی از پارک‌های مشهد رفتم تا شب را در آن جا سپری کنم.

در همین حال مردی به من نزدیک شد و ادعا کرد مکانی برای اقامت شبانه من دارد من هم به خاطر نادانی و غفلت، پیشنهادش را پذیرفتم و سوار خودرواش شدم تا به خانه او بروم ولی آن مرد راننده مرا از یک جاده خاکی به بیابان‌های حاشیه شهر برد و قصد تعرض به مرا داشت که تصمیم گرفتم فرارکنم ولی او خودرو را خاموش کرد و با گرفتن کیف و لوازم شخصی ام، مرا در تاریکی شب در بیابان‌ها رها کرد و گریخت.

من هم نتوانستم به خاطر تاریکی هوا شماره پلاک خودرو را یادداشت کنم. مدتی درکنار جاده سرگردان بودم تا این که خودرویی از راه رسید و آن خانواده مرا سوار کردند و به شهر آوردند. اکنون نیز به کلانتری آمده ام تا از آن مرد شیطان صفت شکایت کنم، اما‌ای کاش...

با صدور دستوری از سوی سرهنگ علی ابراهیمیان (رئیس کلانتری شهید نواب صفوی مشهد) تحقیقات پلیس درباره ادعا‌های این زن جوان آغاز شد.

منبع: خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
نظرسنجی
در دور دوم، شما به کدام نامزد انتخابات ریاست جمهوری رای می دهید؟
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->