دانلود قسمت یازدهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم بهترین سریال ۲۰۲۴ از منظر منتقدان از فردا روی آنتن است مروری بر کارنامه بازیگرانی که در سال گذشته رکورد زدند | پرکارترین بازیگر زن سینمای ۱۴۰۳ کیست؟ فیلم «پدرخوانده» کجا فیلم‌برداری شد؟ نظر بهتاش فریبا درباره استفاده از اسمش در پایتخت | تنابنده باید به من زنگ می‌زد کدام فیلم‌ها امروز از تلویزیون پخش می‌شود؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) واکنش اداره کل فرهنگ و ارشاد کرمان به لغو کنسرت حامد همایون انیمیشن «سفینه نجات» به مرحله تولید رسید نگاهی به حواشی «پایتخت ۷» دانلود قسمت دهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۳ فروردین ۱۴۰۴) دانلود قسمت نهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم واکنش وزیر فرهنگ به لغو کنسرت حامد همایون در کرمان + ویدئو دانلود قسمت هشتم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم خبرنگار ایسنا درگذشت قائم‌مقام سیما: مردم در سال ۱۴۰۴ منتظر سریال‌های خوبی در تلویزیون باشند تهیه‌کننده صاحب‌نام رادیو درگذشت جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۱ فروردین ۱۴۰۴) دانلود قسمت هفتم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم دانلود قسمت ششم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم
سرخط خبرها

حکایت شمع مخصوص و محفل پروانگان

  • کد خبر: ۲۳۲۷۰۰
  • ۲۰ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۵
حکایت شمع مخصوص و محفل پروانگان
در روزگاران قدیم، شخصی به پادشاه پروانگان، که پادشاهی بدبین بود و تا در مورد چیزی تحقیقات کافی نمی‌کرد قانع نمی‌شد، خبر داد که شمعی به بازار آمده است.

در روزگاران قدیم، شخصی به پادشاه پروانگان، که پادشاهی بدبین بود و تا در مورد چیزی تحقیقات کافی نمی‌کرد قانع نمی‌شد، خبر داد که شمعی به بازار آمده است در نهایت گرمی و گیرایی و جذابیت و وقتی روشن می‌شود هیچ پروانه‌ای را یارای تاب آوردن در برابر او نیست و تا او را می‌بیند جذب او می‌شود و به سوی او می‌رود و پفی می‌سوزد و خاکستر می‌شود و هیچی به هیچی. وی افزود: این شمع را در محافل ادبی روشن می‌کنند تا پروانه‌ها را به خود جذب کند و دورش جمع شوند و بسوزند و شاعران در اثر تماشای این واقعه شعر‌های عاشقانه و سوزناک بسرایند.

پادشاه پروانگان وقتی اظهارات شخص را شنید، گفت: واقعا؟ شخص گفت: بلی. پادشاه پروانگان گفت: بسیار خوب. من مأموری گسیل می‌دارم تا برود و ببیند و خبر درست را به ما برساند، تا تصمیمات مقتضی را اتخاذ کنیم. سپس یکی از پروانگان کارکشته را که با شمع‌های بسیاری نشست و برخاست داشت، اما در نهایت جان سالم به در برده بود مأمور کرد تا به محافل ادبی سطح شهر برود و از شمع یادشده خبر بیاورد. 

پروانه کارکشته رفت و شب هنگام بازگشت. پادشاه پروانگان از او پرسید: آنچه یارو گفت حقیقت دارد؟ پروانه کارکشته گفت: بلی. پادشاه پروانگان پرسید: خودت دیدی؟ پروانه کارکشته گفت: بلی. پادشاه پروانگان گفت: عجب. سپس یکی دیگر از پروانگان کارکشته را مأمور کرد تا برود و پس از تحقیقات تکمیلی صحت خبر را تأیید کند. 

پروانه دوم، چون به محفل ادبی رسید و شمع یادشده را دید، از آنجا که به اندازه پروانه اول کارکشته نبود، عنان اختیار از کف بداد و به سوی شمع برفت و پفی بسوخت و خاکستر بشد. فردای آن روز پادشاه پروانگان سایر پروانگان را گرد آورد و گفت: خبر راست بود. پروانگان گفتند: ولی مأمور شما هنوز بازنگشته است. پادشاه پروانگان گریست و گفت: آن را که خبر شد خبری باز نیامد. آن پروانه در آتش شمع سوخته است و خاکستر شده است و همین نشان می‌دهد که آن خبر راست است. پس دستور داد کارشناسان برای تشکیل جلسه اضطراری جمع شوند. 

پروانه کارکشته اول نزدیک پادشاه پروانگان رفت و در گوشش گفت: بنده هم روز قبل آن شمع را دیدم و از آنجا که کارکشته هستم خودم را کنترل کردم و به او نزدیک نشدم، اما خیل پروانگانی را که سوخته و جزغاله شده بودند و دورش ریخته بودند مشاهده کردم، آیا حتما باید تلفات می‌دادیم تا شما صحت خبر را تأیید و تصمیم مقتضی را اتخاذ می‌کردید؟ 

پادشاه پروانگان گفت: بلی. پروانه کارکشته گفت: چرا؟ پادشاه پروانگان گفت: برای شکل گیری حکایت به این قشنگی، با این نتیجه گیری شاعرانه. پروانه کارکشته نگاهی به پادشاه پروانگان کرد و خواست یک چیزی بگوید، اما در نهایت ترجیح داد پایان حکایت به این قشنگی را خراب نکند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->