قاتل ایلیای ۱۱ ساله: نمی‌دانم چرا او را کشتم + عکس

  • کد خبر: ۴۲۶۲۴۸
  • ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹
قاتل ایلیای ۱۱ ساله: نمی‌دانم چرا او را کشتم + عکس
عامل قتل کودک ۱۱ ساله‌ای که با چندین اتهام سنگین جنایی و کیفری در مشهد دستگیر شده است، صبح روزگذشته و درآخرین جلسه بازپرسی، همه اتهامات خود را پذیرفت.

به گزارش شهرآرانیوز، صبح روزگذشته متهم به قتل کودک ۱۱ ساله‌ای به نام «ایلیا» که برای آخرین دفاع مقابل میز عدالت ایستاده بود به سوالات قضایی و تخصصی قاضی صادق صفری پاسخ داد.

قاتل ایلیای ۱۱ ساله: نمی‌دانم چرا او را کشتم + عکس

او که سعی می‌کرد جنایت فجیع خود را در پشت اشک‌های تمساح گونه اش پنهان کند با تفهیم اتهاماتی مانند قتل عمدی کودک خردسال با ضربات مهلک سنگ در ماه حرام، آدم ربایی طفل کمتراز ۱۵ سال، سرقت به زور و... رو به رو شده بود در دفاع از خود گفت: همه این‌ها را قبول دارم ولی نمی‌خواستم او را بکشم! جدی می‌گویم، چون گاهی اعصابم به هم می‌ریزد به همین خاطر هم این اتفاق به یک باره رخ داد و من نفهمیدم چه شد. اگر از قصد او را با سنگ زده بودم الان می‌گفتم. من همیشه راستگو بودم!

*آیا قبول دارید که وقتی «ایلیا» متوجه شد او را فریب داده‌ای ازهمراهی با شما منصرف شد ولی بازهم با توسل به زور و اجبار او را با خود همراه کردید؟

بله! قبول دارم. همان اوایل فهمید و دیگر نمی‌خواست با من همراه شود. اما من باز او را گول زدم و گفتم بیا برویم تا من یک ساندویچ بخرم! او هم که شاید ترسیده بود با من آمد ولی زمانی که به پشت تپه رسیدیم دیگر نفهمیدم چرا با سنگ به سرش کوبیدم!

*آن روز در مرکز بازی‌های رایانه‌ای (گیم نت) چند نفر دیگر بودند؟

۵-۴ نفر شاید هم بیشتر بودند.

*چرا «ایلیا» را ازبین آن افراد انتخاب کردی آیا او را از قبل می‌شناختی؟

من ابتدا با او صحبت کردم و او را فریب دادم.

*فرد دیگری هم به شما کمک کرد؟

نه! خودم از اول تنها بودم!

*در گذشته هم کودکان دیگری را در مرکز بازی‌های رایانه‌ای فریب داده بودی؟

قبلا ۲-۳ نفر دیگر را به همین شیوه گول زدم ولی آن‌ها را نکشتم فقط خانواده یکی از آنان شاکی شد که شکایت قانونی نکردند!

*به چه دلیل کودک بی گناه را با ضربات سنگ کشتی؟

نفهمیدم چی شد! حالم بد بود اصلا نفهمیدم چرا سنگ برداشتم.

*پس چرا وقتی حالت بد می‌شود به خودت آسیب نمی‌زنی؟

وقتی حالم خوب نیست سرقت می‌کنم یا به اموال دیگران آسیب می‌رسانم!

*این کار‌ها که به ضررخودتان نیست؟

نمی‌دانم چرا این کار را کردم. یک دفعه اعصابم خرد شد و گوشی خودم را هم شکستم! ...

*تا به حال برای جرایم دیگر هم دستگیر شده‌ای؟

بله! چند سال قبل برای سرقت لاستیک خودرو و آتش زدن انبار کاه در کانون اصلاح و تربیت بودم.

*چرا انبارکاه را آتش زدی؟

نمی‌دانم! همین طوری آتش زدم و بعد هم به خانه خودمان رفتم. بعد پدرم خسارت‌های آن‌ها را پرداخت کرد و من آزاد شدم.

*فقط یک بار به کانون اصلاح و تربیت معرفی شدی؟

نه! چندباردیگر هم آن جا بودم هرچند وقت یک بارخلاف می‌کردم.

*سرقت هم زیاد انجام دادی؟

بله! از صاحبکارم هم پول می‌دزدیدم. حتی اموال خانواده‌ام را سرقت می‌کردم و می‌فروختم.

*پدرت چه کاره است؟

الان فوت کرده، مادرم هم که زن دوم پدرم بود در ۳۰ سالگی (۹۳) از دنیا رفت. چون بیمار بود و تشنج می‌کرد البته وقتی مرا سگ گاز گرفت خیلی برایم نگران و ناراحت بود.

*چرا تا به حال ازدواج نکردی؟

چون برادرانم پول ارثیه مرا نمی‌دادند.

*چندخواهر و برادرداری؟

۴ برادر و ۲ خواهر دارم.

*چرا مدام درگیم نت پرسه می‌زدی؟

چون به بازی‌های کامپیوتری علاقه دارم.

*پشیمانی؟

خیلی! سنگ‌ها را نمی‌خواستم بزنم! فقط دریک لحظه سرم پایین رفت و نمی‌دانم چرا سنگ را برداشتم و به سرآن کودک زدم.

*چرا گوشی آن کودک را بعد از قتل سرقت کردی؟

نمی‌دانم! گول خوردم!

*دارو‌های اعصاب مصرف می‌کنی؟

نه! الان ۲-۳ سال است که دارو نمی‌خورم!

*به چه شغلی بیشترعلاقه داری؟

به خرید و فروش ضایعات! می‌خواستم یک انبار بزرگ اجاره کنم و کار و کاسبی راه بیندازم که این حادثه اتفاق افتاد.

*چرا از برادرانت ناراحتی؟

چون خانه پدری را فروختند و برای من کاری نکردند.

*ولی گفتی من هروقت پول می‌خواستم به حسابم واریز می کردند؟

بله! ولی زیادنبود. باید همه ارثیه مرامی دادند! در کارم دخالت می‌کردند.

*به دختری هم علاقه داشتی؟

بله! یک دختر ازهمان اهالی روستای خودمان را دوست داشتم ولی خانواده‌ام گوش نکردند.

منبع: خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.