خداحافظ‌ای صبور شب‌ها

  • کد خبر: ۴۲۶۹۱۳
  • ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۹
خداحافظ‌ای صبور شب‌ها
برای فرزاد جمشیدی و خاطره اش از لطف امام رضا (ع) که دل سنگ را آب می‌کند.
حامد عسکری
نویسنده حامد عسکری

مهمان من بود در «نقل و نقل»، قبل از ماه رمضان مجری‌های برنامه‌های مذهبی را دعوت کرده بودیم به گپ و گفت. مهدی اعرابی هم بود، گپمان گل انداخته بود، چشم‌های فرزاد سرخ شد گفت: یک چیزی می‌گویم که اولین بار است، گفتم: بسم ا...، گفت: سال‌های کرونا بود، توی حرم با ضریح تنها بودم، با امام مهربان، حال خوشی دست داد به رسم معرفت، گفتم پیامک بدهم به رفقا و بگویم به یادتان هستم.

می‌گفت: یکی یکی آدم‌ها را یاد کردم و فرستادم تا آن لحظه لعنتی، می‌گفت: برای یک مخاطب گوشی‌ام که مدت‌ها بود قهر بودم و شدیدا دلخور هم فرستادم، می‌گفت: هزار بار خودم را لعنت کردم که چه کاری بود، الان فکر می‌کند پیام داده‌ام برای منت کشی، برای پاچه خواری، برای هزار چیز دیگر، ولی کار از کار گذشته بود و پیامک رفته بود. 

خداخدا می‌کردم نبیند، خداخداتر می‌کردم جواب ندهد، ولی انگار تقدیر چیز دیگری بود، می‌گفت: آقایی که با او قهر بودم زنگ زد، هی زنگ هی زنگ، گفتم حتما می‌خواهد طعنه‌ای تکه‌ای بیندازد و خودم را آماده کردم. می‌گفت: جواب دادم و دیدم گریه می‌کند، بی سلام گفت: خداوکیلی الان مشهدی کنار ضریح؟

گفتم: بله... گفت: قسم بخور. گفتم: به خود امام رضا قسم. بعد بیشتر گریه کرد خیلی زیاد و من گوش بودم، گریه هایش که تمام شد گفتم: قصه چیست؟ رفیق قهرکرده آن سوی گوشی گفت: همین الان چندتا قرص برنج انداخته بودم توی لیوان که بخورم و زندگی‌ام را تمام کنم، هنوز لیوان توی دستم بود و یک لحظه از ذهنم گذشت و به امام رضا (ع) گفتم همه می‌گویند تو آدم را در هر حالی می‌بینی، آگاهی، اگر من را هم داری می‌بینی یک نشانه‌ای از خودت بفرست وگرنه این لیوان را می‌روم بالا و تمام، تو پیامکت سه دقیقه بعد آمد. هنوز لیوانم توی دستم است. فرزاد از اینجایش را با گریه بیشتر تعریف می‌کرد و می‌گفت: آقای ما رفاقت ما را جوش داد و یک نفر را از مرگ نجات داد.

فرزاد الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم توی یک کاور تیره توی سردخانه بیمارستان است، مجری ادیب و اهل فرهنگ بود، رنگ و بویی تازه در سحر‌های ماه رمضان ریخت و شاگردان بسیاری تربیت کرد، فرزاد در این دنیا اذیت شد، خانه نشینی قلبش را ترک انداخت و همان قلب امروز تصمیم گرفت دیگر نزند، در محرم در روز هفتم ارباب شهیدش.

من اشک هایش را در کربلا دیده بودم و امسال نمی‌دانم اربعین را با که روضه در گوشی بخوانم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.