به گزارش شهرآرانیوز؛ تحولات اخیر منطقه، فارغ از اینکه در روزها و هفتههای آینده چه مسیری را طی کند، نشان میدهد که رویارویی ایران و آمریکا صرفا یک درگیری مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه بخشی از یک رقابت راهبردی و طولانیمدت است که سالهاست جریان دارد و اکنون وارد مرحلهای متفاوت شده است. ازهمینرو، اگرچه ممکن است دامنه این نبرد در مقاطعی افزایش یا کاهش پیدا کند، اما به نظر میرسد این تقابل در کوتاهمدت پایانیافتنی نیست. در چنین شرایطی، یک واقعیت بیش از هر چیز اهمیت دارد؛ آمریکا ممکن است توانایی وارد کردن ضربات تاکتیکی را داشته باشد، اما تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که هرگز نمیتواند به پیروزی راهبردی علیه ایران برسد. واشنگتن هرچند قادر است در مقاطعی خساراتی وارد کند یا ابتکار عمل نظامی محدودی به دست بیاورد، اما هرگز نخواهد توانست به اهداف راهبردی و استراتژیکی که علیه جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده، دست یابد. این ارزیابی صرفا یک برداشت شخصی نیست، بلکه بر مبنای تجربه تاریخی و شناخت از ماهیت این تقابل شکل گرفته است. یکی از مهمترین دلایل این موضوع، انسجام داخلی کشور است. حضور گسترده مردم در صحنههای مختلف، از جمله مراسم تشییع رهبر فقید و شهید انقلاب و فرماندهان شهید و همچنین همراهی آنان در بزنگاههای حساس، نشان میدهد که سرمایه اجتماعی و همبستگی ملی همچنان یکی از مؤلفههای مهم قدرت ایران است. این سرمایه، اگرچه در محاسبات صرفا نظامی قابلاندازهگیری نیست، اما در معادلات راهبردی نقشی تعیینکننده ایفا میکند. تاریخ نیز بارها نشان داده است که جنگها تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند، بلکه اراده ملتها و میزان انسجام داخلی، سرنوشت نهایی آنها را رقم میزند. در کنار این مسئله، هماهنگی میان دیپلماسی و میدان نیز امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است و این مؤلفه در طول تاریخ انقلاب اسلامی بی نظیر است. این همافزایی، در مقایسه با دورههای گذشته، به سطحی از انسجام رسیده که میتوان آن را یکی از مهمترین ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحرانهای امنیتی دانست. از سوی دیگر، تجربه نیز نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تهدیدها، توانایی بالایی در یادگیری و ارتقای ظرفیتهای دفاعی خود دارد. برای نمونه، اگر در جنگ دوازدهروزه در حوزه پدافند با برخی ضعفها و کاستیها مواجه بودیم، در ادامه و در جنگ چهلروزه بخش قابل توجهی از همان نقاط ضعف برطرف شد و شاهد رشد و تقویت توان پدافندی کشور بودیم و توان حل بسیاری از مشکلات را داشتیم.
این روند نشان میدهد که ساختار دفاعی ایران در مواجهه با تهدیدات، ساختاری ایستا نیست، بلکه با اتکا به تجربههای میدانی، بهصورت مستمر در حال اصلاح، تکمیل و ارتقای کیفی است و این مسیر در آینده نیز ادامه خواهد یافت. برهمیناساس، نسبت به آینده پیروزمندانه ایران هیچ تردیدی نیست. البته این بهمعنای نادیدهگرفتن واقعیتهای میدان نیست. ممکن است این کشمکشها و درگیریها ادامه پیدا کند و دشمن همچنان به واردکردن ضربات و خسارات امیدوار باشد، اما این مسئله از باور من از آینده پیروزمندانه ایران نمیکاهد. دراینمیان، مسئله تنگه هرمز همچنان یکی از متغیرهای مهم ژئوپلیتیکی منطقه تحت مدیریت ایران باقی خواهد ماند؛ این آبراه راهبردی دیگر به شرایط پیش از بحرانهای اخیر بازنخواهد گشت. چراکه تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از اهرمهای مهم و تأثیرگذار بر امنیت انرژی جهان به شمار میرود و طبیعی است که هرگونه تحول در آن، بازتابی فراتر از منطقه داشته باشد. در آینده نیز جهان بیش از گذشته شاهد ابتکارات جمهوری اسلامی ایران در مدیریت امنیت این منطقه خواهد بود و ایران اجازه نخواهد داد هیچگونه مداخله غیرقانونی در این آبراه راهبردی صورت گیرد. موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، نسبت ایران با کشورهای همسایه است. برخلاف برخی روایتها، جمهوری اسلامی ایران هیچگاه هدفی برای آسیب رساندن به کشورهای همسایه نداشته و همواره بر توسعه روابط دوستانه، همکاریهای منطقهای و حسن همجواری تأکید کرده است. بااینحال، هنگامی که حملات نظامی از پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی در برخی کشورهای منطقه علیه ایران انجام میشود، این پایگاهها عملا به بخشی از صحنه نبرد تبدیل میشوند و مماشاتی در این میان در کار نخواهد بود. از این منظر، اگر چنین پایگاههایی مورد هدف قرار گیرند، این اقدام متوجه دولتها و ملتهای همسایه نیست، بلکه پاسخی دفاعی به منشأ حملات است لذا میان روابط ایران با کشورهای منطقه و مقابله با پایگاههای نظامی آمریکا باید تفکیک قائل شد. جمهوری اسلامی ایران خواهان امنیت، ثبات و همکاری با همسایگان خود است، اما در عین حال هیچ کشوری نمیتواند انتظار داشته باشد که از خاک یا پایگاههای مستقر در قلمرو آن علیه ایران عملیات نظامی صورت گیرد و جمهوری اسلامی در برابر آن واکنشی نشان ندهد. دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی، حقی مسلم برای هر کشوری است و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در مجموع، به نظر میرسد آینده این تقابل بیش از آنکه در میدان نبردهای تاکتیکی تعیین شود، به میزان تابآوری، انسجام ملی، قدرت بازدارندگی و مدیریت هوشمندانه ابعاد سیاسی و امنیتی وابسته است. آنچه سرنوشت این تقابل را مشخص خواهد کرد، تحقق یا عدم تحقق اهداف راهبردی طرفین است. از همین منظر، معتقدم آمریکا هرگز به اهداف راهبردی خود علیه ایران دست نخواهد یافت و آینده این نبرد، آیندهای است که در آن برتری راهبردی جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش آشکار خواهد شد.