شواهد تاریخی نشان میدهد الگوی رفتاری او تکرار یک سمفونی تکراری است، وعده جوانگرایی در مصاحبهها، پناه بردن به باتجربهها در چمن مسابقه و در نهایت توجیه باختها با ردیف کردن آمار مالکیت توپ! او بعد از سه ناکامی بزرگ با تیم ملی در دو جام ملتها و یک جام جهانی دچار عطش موفقیت شده و در این راه بعید است که باز هم دست از محافظه کاری بردارد و رو به جسارت بیاورد.
ایران در گروه C جام ملتها با سوریه، چین و قرقیزستان همگروه است. فشار خردکننده نتیجهگرایی در این کارزار و ددلاین زمانی کوتاه پایان قرارداد، عملاً شجاعت ریسک را از قلعهنویی خواهد گرفت و او دوباره به سمت مهرههای سنتی خود (بیرانوند، جهانبخش، طارمی و آزمون) غش خواهد کرد و طبق الگوی رفتاری قلعهنویی در تاریخ، او شهامت تغییر نسل را نخواهد داشت؛ بنابراین جوانان فوتبال ایران باز هم پشت تفکر محافظهکار قلعهنویی خواهند سوخت و همان تیم پیر جام جهانی، مسافر عربستان خواهد شد.
واقعیت عریان فوتبال این است که تیم ملی با این ساختار فرسوده و تفکر محافظهکارانه، شانس ناچیزی برای شکستن طلسم نیمقرنی در عربستان دارد. تجربه پیرمردهای تیم در جام جهانی حتی نتوانست یک پیروزی ساده برای ما بسازد. تنها راهکار، آغاز بیرحمانه جوانگرایی، پایان بازنشستگیهای مصلحتی و فیکس کردن جوانانی مثل رزاقینیا، ایری و محمد قربانی است. پذیرش تاوان شکست با یک تیم جوان، هزار بار ارزشمندتر از سقوط با نسلی است که تمام فرصتهای خود را سوزانده است. حال باید دید آیا نیمکت تیم ملی قرار است با همان فرمان قبلی جلو برود، یا اینکه بالاخره شجاعت جراحی این پیکر پیر تزریق خواهد شد؟