آلودگی هوای کلان شهرها، سدراه تنفس درست و حسابی شهروندان شده است و هر روز تبعات آن بُعد تازهای از مشکلات قد و نیم قد حوزه سلامت را برای ساکنان شهرهای بزرگ به وجود میآورد. فقط نگاهی به سیاهه آلودگی هوای مشهد نشان میدهد ۶۰ درصد آلودگی هوای این شهر ناشی از منابع متحرک یعنی خودروها و ۴۰ درصد از منابع ثابت است. از این ۶۰ درصد هم، ۳۲ درصد مربوط به خودروهای شخصی و ۲۲ درصد سهم نیروگاه هاست.
اینجاست که جایگاه مهم حمل و نقل عمومی به عنوان عاملی مؤثر برای کاهش آلایند ههای هوا خودش را نشان میدهد و دوباره به همه ما یادآوری میکند که اصلیترین راه برون رفت از چالش بزرگی که هر روز هم به بزرگی آن افزوده میشود، بازگشت به وسایل تردد همگانی است. از کنار اتوبوس، مترو و تاکسی به عنوان پرمخاطبترین وسیلههای عمومی حمل و نقل که بگذریم، دوچرخه به عنوان وسیلهای کاملا پاک برای آمد و شد در مسیرهای کوتاه شهری، دورنمای امیدبخشی را برای کاهش میزان آلایندههای هوا حتی به مقداری اندک نمایان میکند.
مسئولان شهری مشهد نیز طی سالهای اخیر با توجه به همین اهمیت با توسعه مسیرهای ویژه دوچرخه سواری، ایجاد ایستگاههای متعدد این وسیله نقلیه سبک و خرید دوچرخههای مناسب استفاده برای اقشار مختلف، طرح خوبی را با عنوان «بایدو» برای این شیوه جابه جایی در شهر بر پایه حمل و نقل سبز بنانهادهاند؛ طرحی که تقریبا شش سالی میشود عملیاتی شده و آن طور که مدیران اجرایی آن میگویند، روزانه حدود هزارلیتر صرفه جویی در مصرف سوخت و همچنین عدم انتشار گاز co۲ به میزان ۲ هزارو ۵۰۰ واحد را به ارمغان میآورد.
هرچند وجود بیش از ۳۰۰ ایستگاه در نقاط مختلف شهر با تعداد قابل تأمل دوچرخه و انجام بیش از ۳ هزارو ۵۰۰ سفر روزانه رقمی امیدآفرین برای این شیوه حمل و نقلی به شمار میآید؛ چالشی بزرگ این طرح را تهدید میکند که در صورت بی توجهی یا کم توجهی مدیران امر به موضوع، بعید نیست که در آیندهای نزدیک ستاره اقبال شهروندان به «بایدو» رو به افول بگذارد. این چالش، همان فرسودگی دوچرخههای اشتراکی است که با توجه به شمار بالای استفاده از آنها در طی سالهای اخیر به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده و حال و روز خیلی از این دستگاههای سبز را به زردی کشانده است.
بر اساس مشاهدات نگارنده، در حال حاضر اگر گذرتان به هرکدام از ایستگاههای فعال «بایدو» بیفتد گرد فرسودگی و خرابی را میتوانید در اجزای کاربردی دوچرخههای موجود ببینید. مشکلی که بیشتر در خرابی ضامن صندلی دوچرخه ها، زنجیر آن ها، عدم کارایی یا شکسته شدن دندهها یا تراز نبودن دسته با بدنه جلویی خودش را نشان میدهد. برای مثال همین چند روز قبل برای استفاده از دوچرخه اشتراکی به یکی از ایستگاههای «بایدو» واقع در حاشیه بوستان ملت مراجعه کردم.
از بین هشت تا ۱۰ دوچرخه موجود، فقط یک دستگاه قابلیت استفاده داشت که آن را هم مجبور شدم به سبب مشکلات فنی به فاصله ۱.۵ کیلومتر در اولین ایستگاه تحویل دهم. پرواضح است که کاربران بایدو، سهم قابل توجهی در نگهداری این وسایل نقلیه پاک دارند و قطعا هر شهروند باید در نگهداشت دوچرخهای که به امانت میگیرد، نهایت وسواس را همان گونه که از دوچرخه شخصی خود استفاده میکند، داشته باشد.
با این حال به سبب نبود سازوکار مشخص برای دریافت و تحویل سالم دوچرخه توسط شهروندان، قاعدتا نمیتوان ضمانت اجرایی خاصی را در این زمینه برای آنها در نظر گرفت و توجه این امور را صرفا به وجدان بیدار کاربران پرشمار بایدو باید سپرد. با این توضیح، نقش مدیریت شهری و شرکت توسعه ارتباطات ترافیکی شهرداری مشهد به عنوان متولی ایستگاههای دوچرخه و دوچرخههای اشتراکی و همچنین مسئول نگهداری و تعمیر این وسایل نقلیه بیش از پیش پررنگ میشود.
این مجموعه باید برنامه جامعی را در حوزه نگهداری دوچرخههای اشتراکی تدوین کرده و نظارتی متناسب با استفاده از این وسایل نقلیه بر آنها داشته باشد. قطعا این امر مستلزم تعریف ردیفهای اعتباری مناسب است که در کنار خرید دوچرخههای جدید و اضافه شدن آنها به چرخه رکاب زنی شهروندان، کمیت دوچرخههای قدیمی را بچرخاند. همچنین باید سازوکاری عملی برای پاسخ گو کردن کاربران دوچرخههای اشتراکی در صورت خراب و معیوب شدن به سبب نحوه کاربری آنها نیز در نظر گرفته شود.
در این زمینه میتوان از فناوریهای جدید بهره بیشتری برد و کار نظارت بر این فرایند را مثلا در مقاطعی به هوش مصنوعی سپرد. باید به این نکته دقت کرد که ترغیب مردم برای استفاده از انواع مختلف حمل و نقل عمومی، به شیوه بهره مندی آنها از آن وسیله هم ارتباطی مستقیم پیدا میکند و چه بسا در صورت کم توجهی به این موضوع، خیلی از علاقهمندان به حمل ونقل پاک، عطای آن را به لقایش ببخشند و در زمره استفاده کنندگان از مدلهای حمل و نقل عمدتا آلاینده شوند.