گروهی که تا مدتی پیش در واکنش به نبرد جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل تروریست علیه کشورشان لکنت و لالمانی گرفته بودند، شروع کردهاند به قربانصدقهرفتن برای سرزمینهایی که در چند روز اخیر هدف هجمه خبیثان روزگار قرار گرفته است.
کاری به نیتهای این افراد ندارم، اما ماحصل یکسو غشکردن این بلاگرهای موسمی، ایجاد انباشت محتوای معنادار و تغییر ابرواژگان ایران به جنوب و شرق میشود.
سالهاست و روزهاست که ایران عزیز ما جلو یک کلمه ایستاده است: «تجزیه»، و پای یک باور ایستاده است: «یکپارچگی». این یعنی هویت ملی ما گره خورده است به همه جغرافیا، به همه قومیتها، به همه لهجهها و زبانها، به همه مذهبها و دینها. اینک ناگهان عدهای که حتی به ادعای خودشان هم پایبند نیستند و تا چند روز پیش برای بچههای مظلوم میناب و برای لامردیهای مظلوم خفهخون راهبردی گرفته بودند، امروز پشت داغ ایرانی مردمان غیور از خوزستان تا سیستان قایم شدهاند.
ایران جهت ندارد. ایران قلب جهان است. مرکز قطبنمای دنیای ما ایران است. داغ چهارگوشه ایران یک اندازه حرارت دارد. اشک هموطن من زلال است. رنگ ندارد. خون شهید وقتی بر خاکی میچکد، همانجا وطن من است. ایران ما را نمیتوانید بالا و پایین کنید. نمیتوانید وطن مرا کمرنگ و پررنگ کنید. نمیتوانید سیاهی دشمن را سفیدشویی کنید. اگر بلد نیستید همدردی کنید، بدون نیش و کنایه به همان غار خاموش تحجر خود برگردید و همانجا بمانید.
اینبار و ناگزیر باید صریح جلو این زامبیهای مجازی بازایستاد. اینها موریانه هستند. به جان قالی خوشنقش ایرانم نباید بیفتند. تن وطنم باید دور شود از این خورههای سر در آخور جای دیگر.
کسی که هموطنانش را سیاهوسفید میکند، باید ازش ترسید. کسی که برای شهدای میناب گریه نکرد، برای آقای شهید ایران و خانواده ایشان صدایش درنیامد، برای ناو دنا استوری نگذاشت، برای پل b۱ غمگین نشد، باید ازش ترسید. حتی اگر امروز دارد فقط با لهجه جنوبی استوری میگذارد، از این کارش باید ترسید. بوی همدردی نمیدهد.
با همه این احوالات، ما وارد دعوای داخلی در برابر نبرد بزرگی که با دشمن داریم، نمیشویم و امیدواریم این افراد با نیت خیر و با نگاه ادای دین مشغول فعالیتاند و در روش و نگارش دچار اشتباه شدهاند. تندی محتوای پیشرو برای نشاندادن حساسیت موضوع به این افراد است.
مجدد و با صدای بلند، دوباره باید گفت:
ایران جهت ندارد. اینجا قلب جهان است؛ وسط قطبنمای دنیای ما.