کار رسانه همیشه حساس است، اما امروز نه فقط حساستر که بسیار حساستر است. رسانه نگاران در «حساسترین برهه کنونی» هستند که میتواند در عمر حرفهای یک خبرنگار روی دهد. راستی هم از جنگ چه چیز حساستر میتوان یافت که ورقهای تقویم را هزار پاره میکند؟ این سختترین دوران کاری رسانه و رسانه نگار است. هم باید اطلاع رسانی کند و هم مراقبت کند که این اطلاع رسانی، به آشوب در ذهن مردم نینجامد. آن «کج دار و مریز» که به ضرب المثل میگویند را چند برابر باید ضریب داد تا بشود سختی کار خبرنگار را در وضعیت امروز فهمید.
جنگ است و سختترین روزها، اما از دل این سختیهای متراکم باید دنبال آسانی بگردیم این هم منطق قرآنی دارد در شکوه ایمان افزای «ان مع العسر یسری» بر همین اساس ما باید به «تولید امید» در دل بحران بپردازیم. از خاکستر فاجعه، خشت آرامش بسازیم. در بمباران تحریف، از حقیقت پاسداری کنیم. ما خوب میدانیم که دشمن پیش از آنکه به انفجار بمب هایش در زمین امید داشته باشد به تصاحب ذهن مخاطب، آرزوها و برنامه هایش را گره زده است.
بر همین اساس میبینیم با بهره گیری از ترفندهای رسانهای و شگردهای سینمایی و به مدد هوش مصنوعی، شکستهای خود را هم به عنوان پیروزی فاکتور میکند. ما با امانت انگاری ذهن مخاطب باید از آن مراقبت کنیم.
رسانه ما هم باید این فاکتور را باطل کند و هم پیروزیهای واقعی ایران را بیان کند. حتی آنهایی را که دشمن شکست نمایی کرده است. رسانه و رسانه نگارِ ما با درک درست و مؤمنانه شرایط جنگی، از زندگی مردم هم نباید غافل شود که جلوی غفلت مسئولان را هم باید بگیرد.
باید ذهن متولیان امر و مردم را، چون آرشیوی دسته بندی شده و منظم با فایلهای مختلف، تنطیم کند که پرداختن به هر کدام سبب غفلت از دیگری نشود. ما باید اولویت بندیها را رسمیت دهیم، اما نباید بگذاریم غفلت از دیگر شاخصههای زندگی که در عین حال شاخصههای قدرت ملی نیز هستند، به رسمی برای مسئولان تبدیل شود. هر چیز در جای خود باید دیده شود.
حکمرانی مقتدر و مومن، اقتضایی چنین دارد. با همان حساسیتی که باید لانچر فعال، پدافند اکتیو و خشاب رزمنده پُر باشد، قفسه مغازهها باید متراکم، پمپهای بنزین پُر، داروخانهها با حداکثر ظرفیت فعال باشند. رسانه باید کمک کند تا کاشت استرس که از سوی دشمن هدف گذاری شده است، به تولید محصول ناآرامی نینجامد. بلکه این کاشت را مجدد شخم بزند و در آن بذر امید و آرامش بکارد تا به برداشت قدرت ملی بینجامد.
کار رسانه سخت است، اما ما هم، چون مردان میدان، مرد روزهای سخت هستیم. سختترین روزها را هم برای دشمن رقم خواهیم زد، با بسیج آگاهانه افکار عمومی و تبدیل آن به قدرت ملی. ما دیدیم که رزمندگان میدان، جنگ تحمیلی نابرابر را به جنگ نامتقارن تبدیل و دشمن شکنی کردند. این الگو در حوزه رسانه هم قابل بازخوانی است.
قدرت رسانهای و گستره نفوذ دشمن زیاد است. حتی ذهنهایی را فتح کرده است که برای فتح سرزمینشان برنامهای ندارند، اما این باعث نمیشود که قلم به تردید زنیم چه رسد که قلم را زمین بگذاریم. ما در همین جنگ تحمیلی سوم ثابت کردیم میتوانیم هژمون رسانهای جبهه باطل را بشکنیم.
اینکه جهان بر خلاف همراهی همیشه با جریان زور و زر و تزویر، این بار راه خود را جداگانه انتخاب میکند نشان از این دارد که ما توانستهایم با اذهان مردم ارتباط سازنده داشته باشیم. باز هم میتوانیم بسازیم و نگذاریم ظرفیتهای ما را بسوزانند. آن اولویت بندی که برای مسئولان گفتیم برای خود ما هم باید لحاظ شود. اول پدافند از ذهن جامعه و بعد آفند به ذهن دشمن. در این جنگ هم ما میتوانیم و باید پیروز شویم. فردای ایران سرافراز، از رهگذار سرفرازی ما در جبهه امروز میگذرد.