به گزارش شهرآرانیوز؛ اسفند سال ۱۴۰۳ کلنگ پالایشگاه پلاسما در شهرک صنعتی خادم الرضا (ع) مشهد به زمین زده شد، با این امید که لااقل التهاب بیماران خونی را تاحدی التیام بخشد. انتخاب مشهد برای راه اندازی پالایشگاه با این هدف بود که این شهر سالها با شاخصههای زیارت و درمان، شناخته شده است و بنا بود نبض اصلی صنعت داروهای مشتق از پلاسما را در دست بگیرد.
آن روز، شبیه همه مراسم دیگر، امید به خودکفاییِ بیشتر در تولید داروهای حیاتی، سرفصل صحبتهای استاندار و دیگر مسئولان حاضر بود. کسانی که هنوز هم اعتقاد دارند راه اندازی پالایشگاه پلاسما در داخل کشور میتواند نقطه عطفی در استقلال دارویی ایران باشد و آن را به یکی از پیشرانهای اشتغال تخصصی در کشور تبدیل کند.
اما تاآنجاکه مهدی هادی، معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری اداره کل صمت خراسان رضوی، در گفتوگو با خبرنگار ما، درباره سرنوشت پالایشگاه میگوید: «تا این لحظه که من با شما درحال گفتوگو هستم، پروژه هیچ پیشرفت فیزیکی نداشته است.» او از پالایشگاه پلاسما با نام «طرح ویستاملل» یاد میکند و میگوید: نهادها و ارگان هایی، چون استانداری، اداره کل صمت استان و شرکت شهرکهای صنعتی، تسهیل کننده این پروژه هستند و زمین را دراختیار بخش خصوصی قرار دادند و مجوزهای اولیه نیز دراختیار آنها گذاشته شده است.
حالا بیایید روایت را از این نقطه و با اشارهای کوتاه و خلاصه پی بگیریم: «پالایشگاه پلاسما، جایی است که مادهای به ظاهر ساده، اما حیاتی وارد چرخه تخصصی و دقیق میشود تا به فراوردههای راهبردی برای درمان بیماران تبدیل شود. داروهایی مثل آلبومین، ایمونوگلوبین و فاکتورهای انعقادی، محصول همین فرایند است که تولیدشان، خدمت بزرگی به بیماران است.»
کارشناسان و مسئولان مرتبط با ساخت پالایشگاه پلاسما، معتقدند که برای به سرانجام رسیدن این پروژه باید زمانی طولانی برای آن درنظر گرفت. گرچه هیچ فردی، پاسخ روشن و کاملی برای این موضوع که بعد از جریان کلنگ زنی چه اتفاقی برای این پروژه افتاده است ندارد، اما علاوه بر جنگ که آسیب آن دامن گیر پروژههای مختلف شده است، جای خالی سرمایه گذار، پررنگتر از علل دیگر به نظر میرسد.
استخراج پلاسما با چالشهای زیادی در کشور روبه روست؛ مسئلهای که در بازدید کوتاه خبرنگار ما از پایگاه اهدای خون امام رضا (ع) نیز به چشم میآید. به گفته مسئولان، این مجموعه، تنها مرکز اهدای پلاسما و پلاکت استان است و به عنوان مرکز معین دیگر شهرها به حساب میآید؛ مجموعهای شلوغ و پررفت وآمد، آن هم در ظهر داغ تابستانی. از کنار اتاقهایی که با عناوین تخصصی مشخص شدهاند، رد میشوم.
جمله مسئول روابط عمومی سازمان انتقال خون، توی گوشم زنگ میخورد: «نیروی انسانی این مجموعه، نبض یکی از پیچیدهترین فرایندهای دارویی را در دست دارند.» هر قدمی که برمی دارم، چشمهای منتظر بیماری به خاطرم میآید که در جدال با مرگ، با امید به قطرههای خون ما، به زندگی امیدوار است. درظاهر سیاست رسمی کشور در زمینه اهدای پلاسما، همچنان بر اصل اهدای داوطلبانه و غیرمادی استوار است؛ موضوعی که یکی از اهداکنندگان داوطلبانه پلاسما به آن اشاره میکند.
او جزو افرادی است که کارنامه پروپیمانی در اهدای خون دارد، آن هم با سابقه ۱۷۴بار اهدای پلاسما. اما اصرار دارد نام و عنوانی از او نباشد. ارتباط مستمر با سازمان انتقال خون، اطلاعاتش را تخصصی کرده است. میگوید: گسترش بیماریهای نوپدید منتقل شونده از طریق خون، هشدار در زمینه اهدا را جدیتر میکند؛ البته انتخاب باید واقعا دلی باشد، والّا هرجا حرف از پول باشد، زنجیره بهره کشی از بدن انسان پیش میآید و سلامت صنعت دارو را به مخاطره میاندازد. علاوه بر این، فردی که به خاطر پول به اصطلاح گزینه خون فروشی را انتخاب میکند، به دلیل اینکه مکرر پلاسما میدهد، آنتی بادی خون او از دست میرود و مستعد بیماری میشود. به اعتقاد او پلاسما نباید ابزار اقتصادی باشد.
سراغ دکتر بهناز طهرانیان میروم؛ رئیس اداره آفرزیس (اهدای پلاکت و پلاسما) اداره کل انتقال خون خراسان رضوی. او در شروع صحبت هایش به این موضوع اشاره می کند که پلاسما، مایع زردرنگی که زمانی محصول جانبی اهدای خون شناخته میشد، امروز برای تولید داروهای حیاتی، نیاز است و توضیح میدهد: داروهای مشتق از پلاسما چندین دسته از درمانهای بیولوژیک را تشکیل میدهند. این داروها برای درمان بیماریهایی همچون سرطان ها، اختلالات خونریزی دهنده، بیماری کمخونی همولیتیک جنین و نوزاد، عفونتهای شدید، سوختگی و بیماریهای کبدی استفاده میشوند و کیفیت زندگی بیماران را ارتقا میبخشند.
طهرانیان ادامه میدهد: پلاسما همچنین ماده اولیه تولید بسیاری از سرمها و واکسنهای حیاتی است. از پلاسمای به دست آمده این مرکز، واکسنها و سرمهای ضدهاری، کزاز و هپاتیت تهیه میشود. او با اشاره به قابلیت نگهداری پلاسما، این موضوع را گوشزد میکند که برخلاف پلاکت که تنها سه تا پنج روز قابل نگهداری است و همیشه با کمبود آن مواجهیم، پلاسما را میتوان تا دو سال به صورت منجمد نگهداری کرد. بخشی از این پلاسما در داخل فراوری میشود و بخشی نیز برای استخراج داروهای خاص به کشورهای دیگر فرستاده میشود و محصول نهایی به کشور بازمی گردد.
او پشت بند این حرفها یادآوری میکند: ما به عنوان استان معین، نه تنها نیازهای داخلی خود را پوشش میدهیم، بلکه پلاکت و پلاسمای شهرهایی نظیر چابهار، زاهدان، بیرجند و بجنورد را نیز تأمین میکنیم.
طهرانیان این توضیحات را هم اضافه میکند که: طبق استانداردهای جهانی، هر فرد سالم به طور متوسط میتواند دو بار در هفته پلاسما اهدا کند. کل فرایند اهدای پلاسما، یک ساعت طول میکشد و هیج جای نگرانی نیست. بدن ما پلاسمای اهداشده را ظرف ۴۸ تا ۷۲ساعت دوباره تأمین میکند. علاوه بر این، اهداکننده با هر بار اهدا از سلامت خودش باخبر میشود؛ چراکه نمونه خون او آزمایش میشود.
طهرانیان میگوید: برای حفظ سلامت جامعه، تکیه ما بر اهداکنندگان داوطلب و بدون چشم داشت مالی است تا امنیت خون به بالاترین سطح ممکن برسد. او تأکید میکند: اهدا در ازای پول باید حذف شود؛ چون وقتی پای پول وسط بیاید، اهداکننده ممکن است برای دریافت پول، وضعیت سلامت خود را پنهان کند؛ به عنوان مثال، مصرف دارو، ابتلا به بیماریهای زمینهای یا حتی رفتارهای پرخطر، ممکن است گزارش نشود تا بتواند در قبال آن مبلغی بگیرد. پایگاه اهدای خون، شلوغ و پررفت وآمد است و ما به همین اندازه از دانستهها در مورد پلاسما اکتفا میکنیم.
با دکتر محمد شریف الحسینی، رئیس اداره برنامه ریزی جذب و نگهداری اهداکنندگان سازمان انتقال خون کشور، درباره ضرورت ایجاد پالایشگاه پلاسما حرف میزنیم. توضیحات او هم با یک سر فصل مشترک با دیگران شروع میشود: «هر واحد خون اهدایی، نجات بخش جان سه بیمار است؛ از بیماران سرطانی گرفته تا مبتلایان به هموفیلی، تالاسمی و مصدومان سوختگی، همه چشم به راه قطره قطره خون شهروندان نوع دوست هستند، درحالی که یک برنامه ریزی دقیق و مدیریت صحیح پلاسما در تبدیل به داروهای مشتق از آن، میتواند همچون همیشه کمک حال بیماران و نظام سلامت کشور باشد.»
او با بیان اینکه فراوردههای خونی شامل گلبول قرمز، پلاسما و پلاکت است، درباره نقش حیاتی هرکدام از آنها در نجات جان بیماران میگوید: گلبولهای قرمز برای افراد مبتلا به کم خونی، پلاکت برای بیماران سرطانی و پلاسما برای کسانی که سوختگیهای شدید دارند و همچنین کسانی که حجم قابل توجهی از مایع بدن خود را از دست دادهاند، استفاده میشود.
رئیس اداره برنامه ریزی جذب و نگهداری اهداکنندگان سازمان انتقال خون، کارکرد دوگانه پلاسما را گوشزد میکند و میگوید: بخشی از پلاسما، مستقیم برای مداوا و درمان بیماران مصرف میشود و بخش دیگری به صورت منجمد، ذخیره و به کشورهای دارای پالایشگاههای پیشرفته، فرستاده میشود تا به داروهای مشتق از پلاسما تبدیل شود. این داروها برای بیماران هموفیلی، تالاسمی و برخی بیماران خاص، حیاتی و جایگزین نشدنی هستند.
شریف الحسینی درباره اهمیت پلاسماهای اهدایی میگوید: پلاسمای ایرانی به دلیل پایبندیهای مذهبی، فرهنگی و سبک زندگی شهروندان، یکی از سالمترین پلاسماها در جهان به شمار میرود. این مزیت بزرگ، یک فرصت ملی است که باید با سیاست گذاری دقیق در سطح کلان کشور برای آن برنامه ریزی شود؛ چه در حوزه ایجاد پالایشگاههای داخلی و چه در زمینه حفظ و توسعه همکاریهای بین المللی. او ادامه میدهد: پیشتر به خاطر اینکه امکان پالایش پلاسما در داخل کشور نبود، به آلمان فرستاده میشد و ازآنجاکه ماده اولیه ایرانی بود، داروهای تولیدشده با هزینه کم و گاهی، تقریبا رایگان دراختیار نظام درمان کشور قرار میگرفت.
این سازوکار، علاوه بر کاهش ارزبری، به تأمین پایدار داروهای حیاتی مبتنی بر پلاسما کمک میکرد. شریف الحسینی به تشریح وضعیت فعلی زنجیره پلاسما در کشور اشاره میکند و میگوید: در سالهای اخیر به دلیل تحریم ها، امکان فرستادن پلاسما به خارج از کشور محدود شده است. در این شرایط، پلاسما از تمام مراکز انتقال خون کشور، جمع آوری و به صورت متمرکز به تهران فرستاده میشود. در پایتخت، این پلاسماهای جمع آوری شده از استانها به شرکتهای پالایشگر داخلی داده میشوند تا صرف ساخت داروهای مشتق از پلاسما شوند.
داروها پس از تولید، دراختیار معاونت غذاوداروی وزارت بهداشت قرار میگیرد و از آنجا در شبکه توزیع دارویی کشور برای بیماران نیازمند، به ویژه بیماران هموفیلی، تالاسمی و سایر بیماران خاص، تخصیص داده میشود. به این ترتیب، زنجیره جمع آوری، پالایش و توزیع داروهای مشتق از پلاسما در داخل کشور شکل گرفته است؛ زنجیرهای که برای کاهش وابستگی خارجی و تأمین داروهای حیاتی، نقشی اساسی دارد.
او درباره موضوع ساخت پالایشگاه در مشهد میگوید: منکر این نیستم که خراسان رضوی و به ویژه شهر مشهد به عنوان یکی از قطبهای مهم زیارت و سلامت در کشور، ظرفیت آن را دارد که در این عرصه پیش قدم شود و با همکاری مجموعههای درمانی و سازمان انتقال خون و مدیریت شهری، میتوان سازوکاری پایدار برای جذب، نگهداری و مدیریت بهینه پلاسما ایجاد کرد تا هم به نیاز بیماران پاسخ داده شود و هم کشور از نظر تأمین داروهای مشتق از پلاسما به ثبات بیشتری برسد، اما پیش از آن، باید زیرساختهای پایه مثل ساختمان اصلی انتقال خون مشهد، تعیین تکلیف و تکمیل شود؛ چراکه هر روز تأخیر در تکمیل این مرکز، به معنای استمرار ریسک برای ذخیره خون استان و افزایش آسیب پذیری نظام درمان دربرابر حوادث غیرمترقبه است.
دکتر علی روح بخش، معاون غذاوداروی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، نیز اعتراف میکند: اینکه در کشور خودمان بتوانیم از طریق جمع آوری پلاسما داروهای موردنیاز را تهیه کنیم، اتفاق خوبی است؛ چراکه سالانه میلیونها دلار خروج ارز را هم به دنبال دارد و با احداث پالایشگاههای داخلی، میتوان این زنجیره را در داخل، تکمیل و میلیاردها تومان صرفه جویی ارزی کرد.
اما این سرمایه گذاریها نه تنها مستلزم تخصیص منابع مالی فراوان است، بلکه به زیرساختهای فنی و انسانی پیچیدهای نیز نیاز دارد. مجوزهای سخت گیرانه و نظارتهای زیستی و بهداشتی، از دیگر چالشهایی است که باید در ایجاد مراکز جمع آوری و فراوری پلاسما با رعایت بالاترین استانداردهای بهداشتی مدنظر قرار بگیرد تا هم از نظر قانونی و هم از نظر علمی با استانداردهای جهانی هم راستا باشد.
روح بخش ادعا میکند نه عدد و رقمها دراختیار سازمان غذاوداروست و نه علت توقف ساخت پالایشگاه. او هم به عنوان یکی از مسئولان حوزه درمان، اعتقاد دارد با ظرفیت گسترده این شهر و استان در حوزههای مختلف و اشتیاق به اهدای خون بین داوطلبان، میتوان به این مایع حیاتی به عنوان یک فرصت اقتصادی نگاه کرد و آن را یک محرک برای کاهش وابستگی به واردات دارو درنظر گرفت؛ به ویژه اینکه مشهد، کلان شهری است که جمعیت ورودی و خروجی زائران نیز در آن زیاد است و از این ظرفیت نیز میتوان استفاده کرد.