حسن پورشیرازی: دعا کنید «پیرپسر» به اسکار برود ترکیب اپرا، سینما و تئاتر در «آه از تن برخواسته» | بازگشت پرقدرت صابر ابر ایران‌مال میزبان آثار سینمایی در جشنواره فیلم کوتاه تهران شد ویدئو | روایت علی صبوری از بستری شدن در بیمارستان روانی! خاموشی ناگهانی در آغاز جشن منتقدان سینما +تصاویر افتتاحیه پرقدرت برای کمدی فرح‌بخش | «ناجورها» ۵ میلیاردی شد فیلم رضا مقصودی در راه اکران | «خواب‌نما» پروانه نمایش گرفت حضور مسعود کیمیایی با «عشق در انفرادی» در جشنواره فجر ژاپن با فیلم «کوکوهو» در راه اسکار  نامزد‌های بهترین فیلم جشن منتقدان سینما را بشناسید + اسامی سینما و تئاترهای خراسان رضوی در سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) تعطیل شد زمان پخش سریال «محکوم» با بازی پژمان جمشیدی هادی حجازی فر با «ناتوردشت» به سینماهای کشور می آید + پوستر برنامه تعطیلی سالن‌های تئاتر به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع) اجرای نمایش «دلاو» در ایتالیا آخرین وضعیت جسمانی «ایرج صغیری» بازیگر نمایش ابوذرِ داریوش ارجمند آمار فروش سینما‌های کشور در هفته اول شهریور (۸ شهریور ۱۴۰۴) برنامه های شبکه نمایش به مناسبت روز ملی سینما آمار فروش سینما‌های خراسان‌رضوی در هفته گذشته (۸ شهریور ۱۴۰۴)
سرخط خبرها

هنوز نتوانسته‌ایم داستان ایرانی را به خارج صادر کنیم

  • کد خبر: ۳۵۵۰۳۶
  • ۰۸ شهريور ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۹
هنوز نتوانسته‌ایم داستان ایرانی را به خارج صادر کنیم
نویسنده کتاب «خون‌مردگی» می‌گوید: بزرگ‌ترین خلأیی که داریم این است که هنوز نتوانسته‌ایم داستان ایرانی را به خارج از مرز‌ها صادر کنیم.

به گزارش شهرآرانیوز، گاهی می‌شود حس کرد که جهان نوجوانان، جهان کوچکی نیست؛ پر از هیجان، ترس‌های کوچک و کشف‌های لحظه‌ای که بزرگسالان دیگر فراموششان کرده‌اند. همین نگاه، جرقه‌ای شد برای الهام فلاح تا از مسیر داستان‌های بزرگسال، قدم به دنیای نوجوانان بگذارد. داشتن یک پسر کوچک در خانه، هر روز او را با جهانی تازه روبه‌رو می‌کرد؛ حرف‌ها و تجربه‌هایی که می‌توانستند آبشخور یک رمان باشند و به او یادآوری کنند که داستان فقط برای خواندن نیست، بلکه تجربه‌کردن زندگی‌های دیگر است، حتی اگر در یک صفحه کتاب باشد.

نوشتن برای کودک و نوجوان، بازی با زمان و زاویه دید است. باید از پشت پرده تجربه‌های خود بیرون بیایی و دوباره به چشم یک کودک نگاه کنی؛ هیجان و دلهره را بچشانی و کودک درونت همراهت باشد. حیوانات در داستان‌هایش، نه‌فقط شخصیت، که تمثیلی برای گفتن حرف‌هایی‌اند که با زبان انسان شاید نتوان بیان کرد. آن‌ها پلی می‌شوند میان خیال و واقعیت، میان آموزه‌ها و لذت خواندن، تا نوجوان بتواند خود بیاموزد و انتخاب کند که چه چیزی را بپذیرد و چه چیزی را رها کند.

باوجود تمام محدودیت‌ها، رقابت ناعادلانه با ترجمه‌ها و موانع ادبیات تألیفی، این نویسنده هنوز می‌نویسد. با شور و کنجکاوی که از کودکی همراهش بوده، با عشقی که در دل هر داستان نهفته است و با امید به اینکه هر اثر بتواند دریچه‌ای به زندگی‌های متفاوت باز کند؛ و اینک، پای صحبت‌های او نشسته‌ایم؛ گفت‌وگویی درباره مسیر داستان‌نویسی‌اش، تجربه‌هایش و دنیایی که برای نوجوانان و بزرگسالان در دل داستان‌ها می‌آفریند.

چه چیزی شما را از داستان‌نویسی بزرگسال یا مسیر‌های دیگر به سمت ادبیات نوجوان کشاند؟

کارم را با حوزه بزرگسال شروع کردم، اما بعداً به‌واسطه اینکه یک پسربچه در خانه دارم، مسیرم کمی تغییر کرد. دیدم او همیشه با خودش از مدرسه خوراک خوبی می‌آورد و این فرصت خوبی برای من بود. این تجربه هم جهان بچه‌ها در آن سن را به‌خوبی به من معرفی می‌کرد و هم حرف‌ها و ایده‌هایی داشت که هرکدام می‌توانست آبشخور یک رمان کامل باشد. همچنین، به عنوان کسی که خودش نوجوان دارد، فکر کردم: اگر قرار است داستانی برای فرزند خودم تعریف کنم، چرا نباید دیگر بچه‌ها هم آن را بخوانند؟ شاید نوشتن برای کودک سخت‌تر از بزرگسال باشد و کاملاً درست است. نوشتن یک اثر کودکانه تقریباً برابر با سه کار بزرگسال است، چرا که باید زاویه دید و نگاه خود را با دید یک بچه تطبیق دهی. این کار در سنین بالاتر به هیچ وجه آسان نیست، اما برای من تجربه‌ای بسیار ارزشمند بود. هم‌اکنون که با شما حرف می‌زنم، این تجربه را به چشم تمرینی می‌بینم که مرا قدرتمندتر می‌کند و نه صرفاً یک دست‌گرمی. همین حالا هم در حال نوشتن یک رمان کودک هستم و از آن لذت می‌برم؛ هرچند دشوار است، اما اجازه می‌دهد به کودک درونم بازگردم و یادم بیاید اگر الهام ۷-۸ساله این داستان را می‌خواند، چه نظری داشت.

اگر بخواهید مسیر حرفه‌ای‌تان را جمع‌بندی کنید، نقطه‌ای که فکر می‌کنید همه چیز را برای شما تغییر داد کجا بوده است؟

«خون‌مردگی» چهارمین اثری بود که در حوزه بزرگسال نوشتم. قبل از آن، داستان‌هایی که می‌نوشتم فضای متفاوتی داشتند، اما در «خون‌مردگی» واقعاً جسارت به خرج دادم تا کاری متفاوت خلق کنم؛ کاری که قبل‌تر فکر می‌کردم از عهدش برنمی‌آیم. بعد از نوشتن و انتشار «خون‌مردگی»، نقطه عطفی در کار من شکل گرفت. آن احساس که ممکن است نتوانم، کاملاً از بین رفت. جسارت بیشتری پیدا کردم تا سراغ سوژه‌هایی بروم که قبلاً به خاطر جوانی، کم‌تجربگی یا حساسیت موضوع، فکر می‌کردم ورود به آن‌ها منطقی نیست. این کتاب موفق شد و جایزه گرفت؛ همه این‌ها مشوق‌هایی بودند که به من جسارت دادند. بعد از تجربه «خون‌مردگی»، رویکردم به کار خودم کاملاً تغییر کرد و اعتمادبه‌نفس بیشتری برای خلق آثار بعدی پیدا کردم.

در «نفرین ماهی» و آثار قبلی مثل «نفرین گربه» و «نفرین جغد»، سراغ موجودات و حیوانات رفتید. چه چیزی در داستان‌سرایی با حیوانات شما را جذب می‌کند و چرا این نوع روایت برای نوجوانان جذاب است؟

عامل اصلی این انتخاب، حیوان‌دوستی و نترسیدن از حیوانات بود. ما یک مسئله داریم: بعضی بچه‌ها از حیوانات می‌ترسند و برخی دیگر از آزاردادن حیوانات لذت می‌برند. هردوی این طیف‌ها می‌توانند مخاطب این کتاب‌ها باشند. خودم همیشه عاشق حیوانات بوده‌ام و بدترین خاطرات کودکی‌ام، دیدن بچه‌هایی است که در کوچه بازی می‌کردند و به حیوانات آسیب می‌رساندند؛ مثلاً سنگ‌زدن به پرنده، گرفتن دم گربه یا سوزاندن موش. این رفتار‌ها در نسل ما زیاد دیده می‌شد و چون من خیلی حیوان‌دوست بودم، تصمیم گرفتم داستان‌هایم را به این سمت ببرم. مسئله دیگر این است که جهان حیوانات، جهان تمثیلی است و به نویسنده کمک می‌کند. با جان‌بخشیدن به حیوانات و واردکردن آن‌ها به عنوان شخصیت داستان، می‌توان مفاهیمی را بیان کرد که شاید در قالب شخصیت‌های انسانی سخت‌تر منتقل شود. این روش به‌راحتی می‌تواند پیام‌ها را به بچه‌ها منتقل کند.

در داستان‌های شما، اغلب عناصر ماجراجویی و ترسناک وجود دارد. به نظر شما مواجهه نوجوانان با این تجربه‌های ترسناک چه کمکی به رشد فکری و عاطفی‌شان می‌کند؟

تجربه‌ای که داشتم نشان می‌دهد اکثر بچه‌ها احساس وحشت نکردند؛ بیشتر با یک دلهره مواجه شدند که می‌توان آن را دلهره‌ای ماجراجویانه نامید. این دلهره در جریان ماجراجویی‌های داستان ایجاد می‌شود و معمولاً شرایط پس‌زننده‌ای برای بچه‌ها ندارد. اتفاقاً چنین فضایی آن‌ها را ترغیب می‌کند داستان را ادامه دهند و بخوانند. من خودم هیچ‌وقت تعمدی برای ایجاد فضای رعب و وحشت در داستان‌ها نداشتم. محور بیشتر داستان‌ها، ماجراجویی بوده و هدف اصلی، سرگرم‌کردن و جذب مخاطب کودک است.

شما پیش‌تر برای بزرگسالان هم نوشته‌اید. به نظر شما، بزرگ‌ترین تفاوت چالش‌ها و آزادی‌های نویسندگی برای نوجوانان و بزرگسالان چیست؟

بزرگ‌ترین چالش نوشتن برای کودک و نوجوان، روشن‌بودن جهان آن‌هاست. در این سنین، هنوز بچه‌ها با بی‌رحمی و سیاهی‌های زندگی آشنا نشده‌اند. اگر زندگی نسبتاً استانداردی داشته باشند، پر از امید، هیجان کشف آینده و رسیدن به اهداف است. ما با آثارمان این جهان را برای آن‌ها زیبا و دل‌نشین می‌کنیم و باعث می‌شویم در هر شرایطی لذت ببرند. در مقابل، جهان بزرگسالان واقعیت متفاوتی دارد و خیلی راحت‌تر به خودم نزدیک است و به چیزی که هستم. اما نوشتن برای کودکان یعنی باید آن درس‌های تلخ و بی‌رحمانه‌ای را که زندگی به من داده فراموش کنم و مثل کسی که این‌همه تجربه را پشت‌سر نگذاشته، دنیا را ببینم و روایت کنم.

اگر نوجوانی از شما بپرسد «چرا باید کتاب بخوانم و سراغ قصه‌های شما بیایم؟»، چه پاسخی خواهید داد؟

اگر از من بپرسند چرا باید کتاب بخوانند، اول با آن‌ها سؤالی جواب می‌دهم: «آیا می‌دانی که زندگی فقط یک بار فرصت دارد و در هر لحظه نمی‌توانی هم‌زمان در چند جا حضور داشته باشی؟» قطعاً بچه‌ها این موضوع را می‌فهمند. وقتی پاسخ می‌دهند، من می‌پرسم: «آیا دوست داری در این فرصت محدود، چندین تجربه و ماجراجویی مختلف داشته باشی؟» اگر جوابشان مثبت باشد، هیچ چیزی به اندازه کتاب این امکان را نمی‌دهد. کتاب در واقع یک «تقلب داستانی» است؛ چون به ما اجازه می‌دهد به جای چندین آدم دیگر، در دل داستان‌ها زندگی کنیم و تجربیات مختلفی داشته باشیم. اما اگر از من بپرسند چرا باید داستان‌های من را خواند، صادقانه‌ترین پاسخ این است: «چون من با عشق برای شما نوشتم و دلم می‌خواهد بخوانید.» نمی‌توانم از جایگاه یک بزرگسال نصیحت کنم و بگویم: «به این دلایل کتاب من را بخوانید.» باید با همان خلوص جهان کودکانه با آن‌ها صحبت کنم. اما اینکه از کدام کتاب شروع کنند، بستگی به بچه‌ها دارد. برای بچه‌های پرانرژی امروز که اغلب انرژی‌شان پشت صفحه‌های لپ‌تاپ، تبلت و گوشی سوخت می‌شود، مجموعه «نفرین‌ها» داستان‌های جذابی است. اما اگر بخواهم به بچه‌ای که اساساً اهل کتاب است، پیشنهادی بدهم، «داستان زال و رودابه» از مجموعه «عشق‌های فراموش‌شده» تجربه عمیق‌تر و غنی‌تری خواهد بود.

نوشتن برای نوجوانان گاهی سخت‌تر از بزرگسالان است، چون باید هم سرگرم‌کننده باشد، هم آموزنده و هم بتواند مخاطب را جذب کند. شما با چه چالش‌هایی در این مسیر روبه‌رو هستید و چطور سعی می‌کنید داستان‌هایتان نوجوانان را تا آخر با خود همراه کند؟

بزرگ‌ترین مسئله‌ای که نوجوان دارد این است که وارد جهان بزرگسالی می‌شود و جهان جوانی‌اش در حال شکل‌گیری است. به همین دلیل، نیاز دارد دائم به او یادآوری شود که مهم است، شخصیت و تشخص دارد و برای دیگران ارزشمند است. در آثار نوجوانان، نمی‌توان به طور مستقیم گفت: «تو نمی‌دانی و من می‌خواهم به تو چیزی یاد بدهم.» باید به نوجوان القا کرد که او حائز درک و فهم است. داستانی که می‌خواند، فرصتی است که خودش از دل آن چیزی یاد بگیرد و انتخاب کند چه چیزی را می‌خواهد بیاموزد. توانایی القای این حس در داستان نوجوان، به نظرم، یکی از برگ‌های برنده نویسنده است.

به عنوان نویسنده‌ای که هم با نوجوانان و هم با بزرگسالان کار کرده، فکر می‌کنید بزرگ‌ترین خلأ ادبیات امروز ایران برای این دو گروه چیست؟

در حوزه کودک و نوجوان واقعاً وضعیت خوبی داریم. هم نویسندگان، هم مترجمان و هم ناشران حرفه‌ای کار می‌کنند و این بخش به‌شدت فعال و پویا است. در زمان ما، چنین دنیایی برای کودکان وجود نداشت، اما امروز این جهان آن‌قدر گسترده و پررنگ‌ولعاب شده که فکر می‌کنم بچه‌ها می‌توانند تا همیشه کتاب بخوانند و با ادبیات کشور‌های مختلف آشنا شوند و باز هم پایان نیابد. به همین دلیل با نظر کسانی که خلأ در بخش ادبیات کودک و نوجوان می‌بینند، کمی مخالفم؛ این بخش بسیار پرجنب‌وجوش و گسترده است. اما در بخش بزرگسال، بزرگ‌ترین خلأیی که داریم این است که هنوز نتوانسته‌ایم داستان ایرانی را به خارج از مرز‌ها صادر کنیم. ترجمه آثار از فارسی به زبان‌های دیگر و معرفی ادبیات معاصر ایران هنوز ضعیف است و این به‌نظرم بزرگ‌ترین ضعف ادبیات معاصر ماست.

خب شما فکر می‌کنید برای حل این موضوع باید چه اتفاقی بیفتد؟

یکی از مسائل مهم در حوزه ادبیات، صدور آثار است. مانند هر کالای صادراتی، صدور ادبیات هم نیازمند سازوکار‌هایی است که از آن پشتیبانی کنند، چه از سوی بخش خصوصی و چه بخش دولتی. در کشوری مانند ایران که اغلب این امور به دولت سپرده شده و زیر نظر آن انجام می‌شود، طبیعی است که از وزارت ارشاد انتظار داشته باشیم این بخش را هدایت کند. با این حال، اگر امکان فعالیت بخش خصوصی فراهم شود، وضعیت می‌تواند بسیار بهتر شود. همان‌طورکه ناشران و مؤسسات مستقل خصوصی داریم، وجود ایجنت‌ها و آژانس‌های ادبی مستقل در بخش خصوصی که مسئولیت ترجمه و صدور ادبیات را برعهده بگیرند، کمک شایانی خواهد بود. متأسفانه تاکنون موانع زیادی وجود داشته است؛ اینکه دقیقاً مشکل از کدام بخش است، مشخص نیست؛ آیا مسئله مالی است یا مشکلات ساختاری، بوروکراسی‌های قانونی و موانع قانونی باعث شده‌اند که قدم‌های معناداری در این مسیر برداشته نشود؟

با توجه به حجم بالای ترجمه و کتاب‌های خارجی برای نوجوانان، به نظر شما چه جایگاهی برای ادبیات بومی و نوشته‌های ایرانی وجود دارد و چطور می‌توان نوجوانان را به این آثار علاقه‌مند کرد؟

من نویسنده می‌توانم باشم تا خسته نشوم و به کارم ادامه دهم، اما واقعیت این است که رقابت در حوزه ترجمه با ادبیات تألیفی، چه در بزرگسال و چه در کودک و نوجوان، بسیار بی‌رحمانه و ناعادلانه است. در حوزه کودک و نوجوان این مشکل حتی بیشتر هم به چشم می‌آید. ریشه این ماجرا به عدم رعایت قوانین کپی‌رایت در ایران بازمی‌گردد. ناشران ما معمولاً به دلیل نبود سازوکار مشخص، کتاب‌های ترجمه را با همان مجوز‌های محدود چاپ می‌کنند و این ترجمه‌ها رسمی و سازمان‌یافته مانند کشور‌های دیگر انجام نمی‌شود. در حالی که خرید حق رایت و ترجمه قانونی در خارج از کشور هزینه بالایی دارد، در ایران اغلب کتاب‌های ترجمه ارزان‌تر از کتاب‌های تألیفی درمی‌آیند و همین موضوع رقابت را دشوارتر می‌کند. ناشران هم به نوعی به این سمت و سو می‌روند؛ چون ترجمه پخش خوبی دارد و مقرون‌به‌صرفه است، اولویت با چاپ کتاب‌های ترجمه می‌شود و کتاب‌های تألیفی با فیلتر‌های سخت‌گیرانه‌تری مواجه‌اند. وقتی شما داستانی از جامعه ایرانی، خانواده ایرانی یا کودک ایرانی می‌نویسید، با محدودیت‌ها و سانسور‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوید. در حالی که برای داستان‌هایی که درباره یک کودک خارجی است، فیلتر‌ها کمتر و سهلگیرانه‌تر است، حتی اگر حقیقت جامعه ما در داستان حضور داشته باشد. تمام این‌ها موانعی است که سر راه ادبیات تألیفی قرار دارد و متأسفانه هنوز راه‌حل مشخص و عملی برای آن ارائه نشده است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->