شبی که تاریخ آن را «لیلهالمبیت» نامید، آزمونی بزرگ برای ایمان و ایثار بود؛ شبی که سران قریش با نقشهای شوم، گردهم آمدند تا پیامبر خاتم (ص) را در بستر خویش به قتل برسانند. اما تقدیر الهی چنان رقم خورد که علیبنابیطالب (ع) بهجای پیامبر (ص) در آن بستر آرمید و نقشه مشرکان نقش بر آب شد. این واقعه که در شب اول ربیعالاول رخ داد، زمینهساز هجرت رسول خدا (ص) به مدینه شد و از درخشانترین جلوههای فداکاری در صدر اسلام است.
عظمت این ایثار چنان بود که خداوند متعال در کتاب خویش بدان اشاره فرمود: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ: و از مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد.» بسیاری از مفسران شیعه و سنی تصریح کردهاند که این آیه در شأن امیرمؤمنان (ع) و درباره همین ماجرا نازل شده است. امامسجاد (ع) با اشاره به آن فرمودند: «این آیه در شأن امیرالمؤمنین (ع) هنگامی که در بستر رسولخدا (ص) خوابید، نازل شده است.» امامباقر (ع) نیز این حقیقت را تأیید کردند و زمان نزول آیه را همان شبی دانستند که کافران قریش درپی رسول خدا (ص) بودند و علی (ع) برای حفظ جان ایشان در بستر حضرت، بهپهلو دراز کشید.
برخی افراد این پرسش را مطرح کردهاند که اگر امامعلی (ع) از قبل میدانست در آن شب به شهادت نمیرسد، خوابیدن در بستر پیامبر (ص) چه فضیلتی دارد؟ این شبهه از آنرو پدید آمده ایت که ارزش ایثار را فقط در «کشته شدن قطعی» جستوجو میکنند، حال آنکه معیار فضیلت، «بذل جان» است، نه صرف «کشته شدن». آنچه عمل امیرمؤمنان (ع) را در لیلهالمبیت جاودانه ساخت، نیت خالص و آمادگی کامل برای جانفشانی بود؛ آمادگی که هیچ تردیدی در آن راه نداشت.
فخر رازی، از بزرگان اهل تسنن، در تفسیر این آیه نکتهای دقیق دارد. او میگوید: «خداوند در آیه پیشین حال کسانی را بیان کرد که دین خود را برای طلب دنیا میبازند، اما در این آیه از کسانی سخن میگوید که دنیا و جان و مال خود را برای طلب دین میبخشند.» بر این اساس، اصل «بذل» موضوعیت دارد؛ اینکه انسان جان خویش را صادقانه در معرض خطر قرار دهد و از هیچ تهدیدی نهراسد. مگر نه این است که آن پیرزن مصری در ماجرای فروش یوسف (ع)، با آنکه میدانست توان خرید ندارد، خود را خریدار معرفی کرد و صدق نیت خویش را نشان داد؟ چه مانعی دارد که شخصی بداند جانش در آن ماجرا گرفته نخواهد شد، اما با نیتی خالص، جان خود را در معرض فروش بگذارد و آماده جانبازی باشد؟
امام هادی (ع) در روز غدیر، خطاب به امیرمؤمنان (ع) چنین میفرماید: «سلام بر توای امیرمؤمنین وای سرور اوصیا... آنگاه که پیامبر (ص) تو را امر فرمود که شب در بسترش دراز بکشی و جانت را برای محافظت از ایشان سپر گردانی، تو خواسته ایشان را بهسرعت اجابت کردی و خودت را برای کشتهشدن آماده کردی. پس خداوند متعال، با بیان آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ»، فرمانبری تو را قدر نهاد و زیبایی کارت را واضح و آشکار کرد.» تعبیر «خودت را برای کشتهشدن آماده کردی» نشان میدهد که معیار فضیلت، همان آمادگی کامل برای جانبازی است نهصرفا وقوع شهادت.
حقیقت آن است که ارزش عمل آدمی را نیت او میسنجد، نه نتیجهای که رقم میخورد. امیرمؤمنان (ع) در آن شب سرنوشتساز، جان عزیز خویش را بیهیچ چشمداشتی در طبق اخلاص نهاد و رضایت خداوند را بر امنیت خویش، مقدم داشت. اینکه مشرکان نتوانستند به هدف شوم خود دست یابند و خطری متوجه حضرت نشد، از فضیلت این ایثار نمیکاهد، بلکه بر عظمت آن میافزاید؛ زیرا نشان میدهد که خداوند چگونه جانِ جاننثارِ راه حق را پاس میدارد و او را برای روزهای دشوارتر نگاه میدارد.