به گزارش شهرآرانیوز، بسیاری از افراد، ساعتهای طولانی بدون غذا خوردن را راهی برای بهبود سلامت یا کاهش وزن میدانند. اما یک مطالعه جدید نشان میدهد فاصله طولانی بین وعدههای غذایی ممکن است در سالمندان، بهویژه در سنین بالاتر، پیامدهای متفاوتی داشته باشد.
پژوهشگران در این مطالعه نزدیک به ۳ هزار فرد ۶۰ ساله و بالاتر را در سوئد بررسی کردند و دریافتند افرادی که معمولاً طولانیترین فاصله را بین زمانهای غذا خوردن داشتند، سریعتر به بیماریهای مزمن مبتلا میشدند. این ارتباط در افراد ۷۸ ساله و بالاتر واضحتر بود.
البته این یافته به معنای آن نیست که روزهداری یا گرسنگی طولانی مستقیماً باعث بیماری در سالمندان میشود یا همه افراد مسن باید از فاصله طولانی بین وعدههای غذایی اجتناب کنند. با این حال، نتایج این پرسش را مطرح میکند که آیا توصیههای مربوط به روزهداری که بر اساس مطالعات انجامشده روی جوانان و افراد میانسال شکل گرفتهاند، میتوانند بدون تغییر برای سالمندان نیز مناسب باشند یا خیر.
هنگام روزهداری، بدن بهتدریج از مصرف قند موجود و در دسترس به استفاده از منابع ذخیرهشده انرژی، از جمله چربی، روی میآورد.
برخی مطالعات انجامشده روی جوانان نشان دادهاند که بعضی انواع روزهداری میتوانند به کنترل بهتر قند خون و ایجاد تغییرات مطلوب در سوختوساز بدن کمک کنند. یک مرور پژوهشی جدید نیز نشان داده است که روزهداری متناوب در مقایسه با رژیم غذایی بدون محدودیت زمانی، میتواند به کاهش متوسط وزن و بهبود برخی شاخصهای متابولیک منجر شود.
اما بدن در دوران سالمندی تغییرات مهمی را تجربه میکند. افزایش سن میتواند نحوه هضم غذا، جذب مواد مغذی، کنترل قند خون و حفظ توده عضلانی را تغییر دهد.
از سوی دیگر، سالمندان بیشتر در معرض ابتلا به چند بیماری مزمن بهطور همزمان هستند و معمولاً داروهای بیشتری مصرف میکنند. تمام این عوامل میتوانند بر نحوه تأثیر روزهداری بر سلامت بدن اثر بگذارند.
پژوهشگران برای این مطالعه از اطلاعات ۲۹۸۱ فرد ۶۰ ساله و بالاتر استفاده کردند که در یک مطالعه طولانیمدت درباره سالمندی در سوئد شرکت کرده بودند. این مطالعه در فاصله سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ آغاز شد و میانگین سنی شرکتکنندگان در آن زمان ۷۴ سال بود.
شرکتکنندگان زمان معمول خوردن وعدههای غذایی، میانوعدهها و نوشیدنیهای خود را گزارش کردند. پژوهشگران بر اساس این اطلاعات، طولانیترین فاصله بین هر دو زمان خوردن یا نوشیدن را در یک شبانهروز معمول محاسبه کردند. این شاخص در واقع میزان معمول فاصله زمانی بدون غذا خوردن را نشان میداد، نه اینکه فرد الزاماً از یک رژیم روزهداری مشخص پیروی کند.
پژوهشگران همچنین نمیدانستند که آیا افراد عمداً ساعات غذا خوردن خود را محدود کردهاند یا اینکه به دلیل کاهش اشتها، بیماری، ترجیحات شخصی یا شرایط دیگر، برای مدت طولانی غذا نمیخوردهاند.
سپس وضعیت سلامت این افراد تا ۱۵ سال پیگیری شد و ابتلا به ۶۰ بیماری مزمن مختلف مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مربوط به بیماریها از معاینات پزشکی، سوابق سلامت، داروهای مصرفی و پروندههای پزشکی به دست آمد.
این روش به پژوهشگران اجازه داد نهتنها تعداد بیماریهای افراد، بلکه سرعت افزایش بیماریهای مزمن در طول زمان را نیز بررسی کنند.
سالمندانی که ۱۴ تا ۲۴ ساعت غذا نمیخوردند، بیماریهای بیشتری پیدا کردند.
شرکتکنندگان بر اساس طولانیترین فاصله معمول بین وعدههای غذایی به چهار گروه تقسیم شدند.
کوتاهترین فاصله مربوط به افرادی بود که معمولاً بین ۶ تا ۱۱.۵ ساعت بدون غذا میماندند. در مقابل، طولانیترین فاصله مربوط به افرادی بود که معمولاً بین ۱۴ تا ۲۴ ساعت چیزی نمیخوردند.
نتایج نشان داد افرادی که بین ۱۴ تا ۲۴ ساعت بدون غذا میماندند، در مقایسه با افرادی که فاصله کوتاهتری بین وعدههای غذایی داشتند، با سرعت بیشتری به بیماریهای مزمن مبتلا میشدند.
این ارتباط در مورد بیماریهای قلبیعروقی، از جمله نارسایی قلبی و سکته مغزی، و همچنین برخی اختلالات عصبی و روانی مانند افسردگی و زوال عقل مشاهده شد.
با این حال، بین طولانیتر بودن فاصله بدون غذا و بیماریهای عضلانیاسکلتی مانند آرتروز و پوکی استخوان ارتباط مشخصی مشاهده نشد.
یکی از یافتههای مهم مطالعه این بود که سن میتواند در این ارتباط نقش داشته باشد.
در افراد ۷۸ ساله و بالاتر، فاصله طولانیتر بین وعدههای غذایی با افزایش سریعتر تعداد بیماریهای مزمن مرتبط بود. اما در گروه سنی ۶۰ تا ۷۷ سال، ارتباط واضحی میان این دو مشاهده نشد.
پژوهشگران چند توضیح احتمالی برای این موضوع مطرح کردهاند.
با افزایش سن، دستگاه گوارش ممکن است کارایی کمتری در جذب برخی مواد مغذی داشته باشد. در نتیجه، جذب موادی مانند ویتامین B۱۲، فولات، کلسیم و آهن میتواند دشوارتر شود.
وقتی فرد ساعات محدودی را برای غذا خوردن در اختیار دارد، ممکن است دریافت مقدار کافی از مواد مغذی مورد نیاز دشوارتر شود؛ مسئلهای که برای سالمندان اهمیت بیشتری دارد.
از سوی دیگر، عضلات افراد مسن نسبت به پروتئین واکنش ضعیفتری نشان میدهند. مصرف منظم پروتئین در طول روز میتواند بارها سیگنالهایی برای حفظ و ساخت عضله در بدن ایجاد کند. فاصلههای بسیار طولانی بین وعدههای غذایی ممکن است تعداد این فرصتها را کاهش دهد.
کاهش توده عضلانی نیز در سالمندان با پیامدهای مختلفی از جمله افزایش خطر بیماریهای قلبیعروقی و اختلالات عصبی و روانی ارتباط دارد.
مصرف دارو نیز ممکن است در این میان اهمیت داشته باشد.
برخی داروها باید همراه غذا مصرف شوند تا جذب مناسبتری داشته باشند یا عوارض جانبی آنها کاهش پیدا کند. برخی داروهای دیگر نیز میتوانند در صورت مصرف با فاصله زیاد از وعدههای غذایی، بر قند خون تأثیر بگذارند.
البته پژوهش حاضر برای بررسی دقیق سازوکارهای زیستی این ارتباط طراحی نشده بود و نمیتواند مشخص کند که دقیقاً چه عاملی باعث ارتباط میان فاصله طولانی بدون غذا و افزایش بیماریهای مزمن شده است.
یک نکته مهم این است که این پژوهش یک مطالعه مشاهدهای بوده است؛ بنابراین نمیتوان بر اساس آن گفت که فاصله طولانی بین وعدههای غذایی مستقیماً باعث ایجاد بیماریهای مزمن شده است.
برای مثال، ممکن است افراد بیمار به دلیل کاهش اشتها، ضعف یا مشکلات جسمی، وعدههای غذایی خود را حذف کرده باشند. در این حالت، بیماری میتواند علت فاصله طولانیتر بین وعدهها باشد، نه نتیجه آن.
پژوهشگران عوامل مختلفی از جمله ضعف جسمانی و مشکلات مربوط به فعالیتهای روزمره را در تحلیلهای خود در نظر گرفتند و با وجود این، ارتباط مشابهی مشاهده شد. با این حال، آنها تأکید میکنند که نمیتوان احتمال وجود چنین رابطهای را بهطور کامل رد کرد.
افرادی که طولانیترین فاصله را بین وعدههای غذایی داشتند، معمولاً سن بالاتری داشتند، وعدههای غذایی کمتری مصرف میکردند، انرژی و پروتئین کمتری دریافت میکردند، فعالیت بدنی کمتری داشتند و در آغاز مطالعه نیز بیماریهای بیشتری داشتند.
پژوهشگران علاوه بر این موارد، عواملی مانند کیفیت رژیم غذایی، سیگار کشیدن، خواب، سطح تحصیلات، شرایط زندگی، ارتباطات اجتماعی و میزان نیاز به مراقبت را نیز در تحلیل خود لحاظ کردند.
شرکتکنندگان این پژوهش عمدتاً سالمندان شهری و تحصیلکردهای بودند که در جامعه زندگی میکردند؛ بنابراین ممکن است نتایج آن برای سالمندان ساکن مناطق روستایی، جوامع محروم یا افرادی که در مراکز مراقبت از سالمندان زندگی میکنند، به همان شکل قابل تعمیم نباشد.
از سوی دیگر، اطلاعات مربوط به زمان غذا خوردن بیش از دو دهه پیش جمعآوری شده است و الگوهای غذایی افراد ممکن است از آن زمان تغییر کرده باشد.
نتایج این مطالعه به معنای آن نیست که برای همه سالمندان یک فاصله مشخص بین وعدههای غذایی تعیین شود یا اینکه هر نوع روزهداری برای آنها خطرناک است.
در عوض، یافتهها نشان میدهند که توصیههای مربوط به روزهداری و فاصله بین وعدههای غذایی باید با توجه به سن، وضعیت تغذیهای، داروهای مصرفی و بیماریهای زمینهای هر فرد تنظیم شوند.
الگوی غذایی که ممکن است در سنین جوانی یا میانسالی برخی مزایای متابولیک داشته باشد، در سنین بالاتر ممکن است چالشهای دیگری ایجاد کند؛ زیرا تأمین مواد مغذی کافی، حفظ توده عضلانی و حفظ استقلال و توانایی انجام فعالیتهای روزمره اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بنابراین، این مطالعه بیش از آنکه یک عدد مشخص برای فاصله مناسب بین وعدههای غذایی ارائه کند، بر یک نکته مهم تأکید دارد: توصیههای تغذیهای برای سالمندان را نمیتوان همیشه بدون توجه به شرایط خاص این گروه سنی، از مطالعات انجامشده روی افراد جوانتر استخراج کرد.
منبع: سلامت نیوز